احنف در حكومت علوى - اسوه های نظامی صدر اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اسوه های نظامی صدر اسلام - نسخه متنی

محمد عباسی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

پاسخ داد : آن را جهت دفع شرّ روزى بزرگ آماده مى كنم . و سپس اين آيه را تلاوت كرد :

(يَخافوُنَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطيراً)(388)(389)(سوره انسان (76)،آيه 7) سردار سپاه علوى ، به بركت اين كمالات معنوى ، توانست در صحنه هاى نظامى ، اجـتـمـاعـى و سـيـاسـى نـيز موفق شود. او در حلم و بردبارى شهرت بسزايى يافت و الگوى همگان واقع شد.(390) منطق او در برخورد با ديگران چنين بود :

(هيچ كس با من درگير نشد مگر آنكه درباره او يكى از سه راه را انتخاب كردم :

اگـر از من برتر بود، قدرش را شناختم . اگر از من پايين تر بود، خود را از او بالاتر نگه داشتم و اگر با من همطراز بود، او را مورد فضل و بخشش خود قرار دادم .)(391)

احنف در حكومت علوى

احنف نقش مهمى در نبردهاى اين دوران ايفا كرد كه به شرح آنها مى پردازيم .

الف ـ احـنـف و ناكثين :

پيمان شكنان ، تبليغات سوء خود را چنان در منطقه بصره گسترش دادند كـه بـسـيـارى از اقـوام ، از جمله قبيله احنف را تحت تاءثير خود قرار دادند. پيش از شروع نبرد، احنف در يك اقدام آگاهانه ، به امير مؤ منان (ع ) پيام فرستاد كه :

مـن در قـبـيـله ام از شما پيروى مى كنم . اگر خواسته باشى ، از پيوستن چهار هزار شمشير زن قبيله بنى سعد به دشمنانت جلوگيرى كنم .

امام (ع ) با پيشنهاد او موافقت كرد و درباره او فرمود :

احنف زيرك ترين عرب و بهترينشان براى مردمشان است .(392) احنف اگر چه خود نيز از شركت در عمليات محروم شد ولى با اين تاكتيك توانست مانع از پيوستن هزاران نفر شمشير زن به نيروهاى دشمن شود.(393) علاوه بر اين ، احـنـف بـا تـلاش بـسـيـارى تـوانـسـت از شـركـت سـايـر قـبـائل در جـنگ با سپاه علوى جلوگيرى كند و با عدم پاسخ به دعوت هاى عايشه و كمك خواهى او، در تضعيف فتنه جويان بكوشد.(394)

ب ـ احنف و نبرد با قاسطين :

امـيـر مـؤ مـنـان (ع ) آماده نبرد با قاسطين مى شد. عده اى از بزرگان و سرداران سپاه علوى ، از جمله :

احنف خدمت اميرمؤ منان رسيدند و آمادگى خود را براى نبرد اعلام كردند. احنف به دستور امام (ع )، طـى نـامـه اى قـبـيله اش را فراخوانى كرد.قبيله بنى سعد با دريافت پيام ، همگى بسوى كـوفـه حركت كردند و مورد استقبال گرم ياران اميرمؤ منان (ع ) قرار گرفتند. وى از سوى امام (ع ) بـه فرماندهى قبايل : بنى تميم ، ضبّه و رباب منصوب شد و در شرايط خاص نبرد، با سـخـنـرانـى خـود، اهـداف مـقـدس نـبـرد سـپـاه عـلوى بـا قـاسـطـيـن را بـراى نـيـروهـايـش تـبـيين كر+++د.++(395) احـنـف در جـريـان حـكـميت ، از مدافعان سرسخت حريم امام على (ع ) بود و از وابستگى ابوموسى اشـعـرى و قبيله اش به معاويه آگاهى داشت . از اين رو با شركت ابوموسى در حكميت به شدّت مخالفت كرد.(396) ج ـ احـنف و نبرد با مارقين : در سال 38 هجرى سردار علوى در جنگ با مارقين شركت داشت و يكى از فرماندهان سپاه علوى بود كه با نيروى ده هزار نفرى اعزامى از بصره به يارى اميرمؤ منان (ع ) شتافت .(397)

احنف در عصر امام حسن (ع ) و امام حسين (ع )

از خصوصيات احنف ، دفاع از حريم امامت و مقابله با توطئه هاى معاويه است . وى پـيـش از شـهـادت امـيـرمـؤ مـنـان (ع ) و پـس از آن در صـحـنـه هـاى مـتـعـددى ، در مقابل معاويه و اطرافيانش ايستاد و پاسخ ‌هاى كوبنده اى در دفاع از امام على (ع ) به آنان داد. در نـتيجه احنف به جرم شيعه بودن و وفادارى به خاندان عصمت و طهارت (ع ) همواره مورد غضب و كينه حكومت معاويه بود. تا آنجا كه يكديگر را از او بيم مى دادند.

پـس از شـهـادت امـيـرمـؤ مـنان (ع ) و بيعت مسلمانان با امام حسن (ع ) ، معاويه تلاش ‍ گسترده اى بـراى مـعـرفـى يـزيـد بـه عـنـوان خـليـفـه آيـنـده مـسـلمـانـان كـرد. از جـمـله سران و بزرگان قـبـايل مختلف را دعوت كرد و با برنامه از پيش تعيين شده ، افرادى را ماءمور به سخنرانى و تاءييد ولايتعهدى يزيد نمود. احنف در پاسخ آنان گفت :

/ 92