ابو ايّوب در عصر امام حسن (ع ) - اسوه های نظامی صدر اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اسوه های نظامی صدر اسلام - نسخه متنی

محمد عباسی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

هزار نفر برگزيد. ابوايّوب قصد حركت به سوى صفين را داشت ، كه با شنيدن خبر شهادت امام (ع ) با سپاهيان به كوفه بازگشتند.(491)

ابو ايّوب در عصر امام حسن (ع )

امام حسن مجتبى (ع ) براى جنگ با معاويه سپاه را تجهيز كرد. ابوايوب نيز در ركاب آن حضرت آماده نبرد با سركشان مى شد. اما با توطئه فتنه هايى كه به كار بستند، صلح را بر امام (ع ) تحميل كردند. ابوايوب نيز به مدينه بازگشت .

ابـوايـوب بـا بـدعـت هـا و تخلفات امويان حاكم ، بويژه معاويه و مروان ، به مخالفت برمى خـاسـت (492) و شـيـطـنـت هـاى مـعـاويـه در سـوء اسـتـفـاده از شـخـصيت او را افشاء مى كـرد.(493) ابوايوب انصارى در جنگ هاى خارجى ، از جمله جنگ با روميان شركت كرد. در ايـن جـنگ بيمار شد و رحلت كرد و با وصيت خود مبنى بر خاكسپارى اش در خط مقدم جبهه ، در كنار ديوار قسطنطنيه ، گامى ديگر در راه تبليغ و جاودانگى اسلام برداشت .(494)

عبداللّه بن جعفر

از اسوه هاى نظامى عصر امامت ، عبداللّه فرزند شهيد جعفر طيار است كه برادر زاده و داماد اميرمؤ مـنـان (ع ) و هـمـسـر زيـنـب كـبـرى (س ) مى باشد. مادرش ، اسماء بنت عميس بود . عبدالله اولين فـرزنـد مـسـلمـانـى است كه از مهاجران در حبشه به دنيا آمد. وى از همان كودكى مورد محبت و لطف پيامبر(ص ) بود.

حضرت درباره او فرمود :

عبداللّه در شمائل و اخلاق ، شبيه من است .(495) عـبـدالله در هـفـت سـالگـى بـه پـيـامـبـر(ص ) ايـمـان آورد و سـه سال بعد شاهد رحلت جانگداز آن حضرت بود.(496) او از ارزش هاى والايى بهره مند بود ؛ از جمله : احترام و مـحـبـت نـسـبـت بـه اهـل بـيـت عـصـمـت و طـهـارت : ، مـحـل رجـوع مـردم بـراى انـجـام كـارهـاى نـيك ،(497) سخاوت و بخشش كه به او (بحرالجواد) لقب داده بودند.(498)

عبداللّه در عصر امام على (ع )

در اين دوران ، عبدالله از سوى اميرمؤ منان (ع ) ماءمور اجراى حدّ بر وليد، حاكم عـثـمـان در كـوفـه شـد.(499) هـمـچـنـيـن او از اوليـن كـسـانـى بـود كـه پـس از قـتـل عـثـمـان با اميرمؤ منان بيعت كرد.(500) عبدالله در نبرد با قاسطين شركت كرد و بـه سـبـب ليـاقـت هايش در شمار فرماندهان بود. اميرمؤ منان (ع ) فرماندهى جناح راست سپاه را بـه امـام حـسـن (ع ) و امـام حـسـيـن (ع ) و عـبـدالله بـن جـعـفـر و مـسـلم بـن عقيل واگذار كرد.(501) عبدالله ، همانطور كه در همه صحنه ها در ركاب اميرمؤ منان (ع ) بود، پس از شهادت آن حضرت ، در مـراسـم مـحـرمـانه غسل ، كفن و دفن نيز حضور داشت . او به همراه حسنين 8 و برگزيدگان اصحاب امام (ع ) ، آن بزرگوار رابه خاك سپردند.(502)

عبداللّه ، مدافع حريم ولايت تا رحلت

عبدالله ، پس از شهادت اميرمؤ منان (ع ) همواره در ركاب امام حسن (ع ) و امام حسين (ع ) بود و از آن بزرگواران حمايت مى كرد.(503) عبدالله ، از شركت در قيام عاشورا معذور بود.(504) او با شنيدن شهادت امام حسين (ع ) و دو فرزندش محمد و عون گفت :

(... به خدا سوگند، دوست داشتم در كربلا باشم و جانم را فدايش كنم . زيرا او شايسته است كـه جـان هـا را فـدايـش كنند. من اگر نتوانستم حسين (ع ) را يارى كنم ولى [افتخار مى كنم كه ] فرزندان عزيزم او را به جان يارى كردند...)(505) از ويژگى هاى سردار سپاه علوى در اين دوران ، برخوردهاى شديد او با معاويه است .

مـعاويه بارها در حضور جمع ، خصومت ديرينه اش نسبت به اميرمؤ منان (ع ) و خاندان پيامبر(ص ) را بـه رخ عـبـدالله مـى كـشـيد. تعهد و هشيارى عبدالله در دفاع از مقام امامت ، معاويه را بر آن داشـت كـه كـيـنـه او را به دل گيرد و حتى او را در نماز لعن و سبّ كند.(506) عبدالله نـيـز بـا شـجـاعـت و

/ 92