واكنش امويان - اسوه های نظامی صدر اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اسوه های نظامی صدر اسلام - نسخه متنی

محمد عباسی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

آنان از هجده هزار(526) نفر گذشت .(527)

واكنش امويان

معاويه ، پس از سال ها حاكميت وحشت و ترور در كوفه ، براى دلجويى مردم در پذيرش حكومت وليـعـهـد خـود يـزيـد، نـعـمـان بـن بـشـيـر را حـاكـم آن شـهـر كرد تا با ملايمت ، خاطرات تلخ سـال هاى سياه حاكمانى چون : زياد و مغيره را از يادها ببرند. نعمان گر چه از اصحاب پيامبر و از انصار بود اما مردم كوفه از جنايات و غارتگرى او در زمان حاكميتش با خبر بودند. او نيز بـه دليـل طـمـع بـه خـلافـت و نـيـز به دليل اين كه بارها توسط يزيد تحقير شده بود، در بـرابـر حـوادث كـوفـه نـرمـى از خـود نـشـان داد . بـويـژه آن كـه سـفـيـر انـقـلاب در منزل داماد او يعنى مختار اسكان گزيده بود. اقليت نيرومند امويان در كوفه با نااميدى از نعمان ، طـى نـامـه هـاى مـتـعـددى بـه يـزيـد نـوشتند كه اگر به ادامه حكومت خود علاقه مند است حاكم قدرتمندى را بفرستد تا بسان او با دشمنان مقابله كند.(528) يـزيـد بـا سـرجـون ، مـسـتـشـار مـسـيـحـى مـشـورت كـرد و عـلى رغـم ميل باطنى ، نظر مشاور پدرش را پذيرفت و عبيدالله بن زياد، حاكم بصره را با حفظ سمت به اسـتـانـدارى كـوفـه گـماشت . غروب آفتاب ، عبيدالله بطور ناشناس ، در لباس ‍ حجازيان و نـقـاب زده وارد كوفه شد. مردم منتظر و چشم به راه ، به گمان اينكه او امام حسين (ع ) است به استقبال او شتافتند. امّا به هنگام ورود به دارالاماره ، به هويت اصلى او پى بردند و از ترس پـراكـنـده شـدنـد . ابـن زياد ، در اولين روز ، جلسه اى با حضور كارگزاران حكومتى و شبكه وسـيـع (عـريفان )(529) تشكيل داد و ضمن تهديد، اسامى مخالفان يزيد را از آنان خواست با توجه به روحيه عريفان و نقش حساس آنان در هر محله ، ساعتى نگذشته بود كه ابن زيـاد جـمـعـى از مـعـرفـى شـدگـان را دسـتـگـيـر كـرد و بـه قتل رساند.(530)

تغيير كانون نهضت

بـا تـغـيـيـر حـاكـمـيـت ، ادامـه نـهـضـت نـيـازمـنـد روش جـديـدى بـراى انـتـقـال از مـرحـله سـيـاسـى بـه مـرحـله نـظـامـى و رعـايـت مسايل حفاظتى بود. مسلم كانون نهضت را از منزل مختار به خانه شخصيت بزرگى چون هانى بن عروه انتقال داد كه فرماندهى چهار هزار سواره نظام و هشت هزار نيروى پياده همدانيان را به عهده داشت . سپس در انجام ماءموريت اصلى خود، طى نامه اى امام حسين (ع ) را از درستى نامه ها و بيعت مردم خبر داد و از او خواست كه هر چه زودتر به كوفه بيايد.(531) مـسلم با رعايت اصول حفاظتى همچنان در تدارك مقدمات ورود امام (ع ) و جمع آورى سلاح و جذب و سازماندهى نيروها بود. ابن زياد نيز از ناتوانى عريفان و منافقين در كسب خبر از فعاليت هاى مـسـلم حـيـرت زده شـد . وى بـا آگـاهـى از بـيـمـارى شـريـك بـن حـارثـى و بـسترى شدن او در مـنـزل هـانـى ، به طمع كسب خبر، پيكى فرستاد كه شب هنگام به عيادت او خواهد رفت . وى نيز فرصت را غنيمت شمرد و نقشه ترور زياد را طراحى كرد.(532) ولى مسلم در وقت مقرر اقدام نكرد و در پاسخى كوتاه به سؤ ال شريك گفت : از اميرمؤ منان (ع ) شنيدم كه پيامبر(ص ) فرمود : ( ايمان مانع از ترور است .)(533) در حقيقت دو عامل مهم : پايبندى مسلم به ارزش هاى اعتقادى و نيز آگاهى سياسى اونسبت به ميزان توانايى كوفيان براى مقابله با(لشگر شام )، موجب شد كه او دست به هيچ اقدامى نزند.

نقش جاسوس

ابـن زيـاد، عـلاوه بـر تـطـمـيـع و تـهـديـد سـران قـبـيـله هـا، هـمـچـنـان بـه دنـبـال شـنـاسـايـى مـقـرّ مـسـلم و فـعـاليـت هـاى او بـود. او مـبـلغ سـه هـزار درهـم بـه عـامـل نـفـوذ خـود ، مـعـقـل داد تـا تـحـت پـوشـش كـمـك هـاى شـيـعـيـان شـام ، مـحل استقرار مسلم را شناسايى كن +++د.++(534) اين نفوذ منجر به افشاى اطلاعات نهضت و دستگيرى و شكنجه ياران برجسته اى همچون هانى بن عروه شد.(535)

عمليات نظامى

حـوادثـى كـه به دنبال عمليات جاسوسى معقل رخ داد، موجب شد كه وقوع عمليات نظامى اجتناب نـاپـذيـر شـود. ابـن زيـاد در انـتـظـار ورود لشـكـر شـام بـود و مـسـلم نـيز همچنان در تجهيز و سازماندهى نيروها بود. و اين وظيفه خطيررا به مسلم بن عوسجه واگذار كرد.(536)

/ 92