تخطئه و تصويب - انتظار بشر از دین نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

انتظار بشر از دین - نسخه متنی

عبدالله جوادی آملی؛ محقق: محمدرضا مصطفی پور؛ ویرایش: سعید بندعلی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

طلب مي کند؛ در حالي که اين چنين نيست؛ زيرا حجيت مسائل عقلي، به لحاظ منتهي شدن آن به بديهيات است.

تقريبي ديگر براي عصمت عقل اين است:

1 ـ مقصود از عقل در اين تقريب، نيروي خاص و شأن مخصوص نفس انساني نيست که از تجرّد سهم قابل اعتنايي
دارد؛ بلکه منظور خصوص برهان عقلي است که از مقدمات مخصوص به نتيجه معين مي رسد.

2 ـ رابطه بين مقدمات و نتيجه، رابطه مستقيم و ضروري است که نه اختلاف پذير است و نه تخلّف پذير.

3 ـ صراط مستقيم، از زلّت تخلّف، معصوم و از لغزش اختلاف، منزّه است؛ زيرا هيچ گاه با حفظ مبادي مفروض
و مقدّمات مخصوص، بدون نتيجه نبوده يا به نتيجه مخالف نتيجه رسمي خود، منتهي نمي شود.

4 ـ عاقل و مبرهن که سالک اين راه است، گاهي مي لغزد و خطا مي کند و گاهي به مقصد مي رسد. بنابراين، مي
توان گفت که راه، معصوم است؛ گرچه رونده آن معصوم نيست.

5 ـ وحي الهي و گيرنده آن، معصوم است. از اين رو، پيامبر با ساير افراد صاحب نظر و اهل استدلال، فرق
جوهري و روشن خواهد داشت.

تخطئه و تصويب

آنچه تاکنون گفته شد، اين بود که کتاب و سنت و عقل ناب معصومند؛ اما مجتهداني که از آيات يا سنت و
روايات معصومين عليهم السّلام استنباط مي کنند و نيز متفکران عقلي، آنچه را از منبع عقل استنباط مي
کنند، گاهي مُصيبند و به حق مي رسند و گاهي مُخـْطِي و به حق نمي رسند؛ وگرنه عقل همانند نقل، جز
هدايت چيز ديگر ندارد.

به بيان ديگر، ناقلاني که از علوم نقلي طرفي مي بندند و عاقلاني که از علوم عقلي استنباط مي کنند، دو
گروهند؛ گروهي در کَنـْدوکاو خود، به واقع مي رسند و حتي گروهي در کَنـْدوکاو، به واقع نايل نمي
شوند؛ يعني آنچه را که مجتهدان در نقل و عقل، با کندوکاو از درون نقل و عقل بيرون مي آورند، گاهي به
مقصد مي رسند و گاهي بيراهه مي روند؛ گاهي با استنباط از منابع اثباتي، حقايق صاف نصيب آنان مي شود و
گاهي حقايق مشوب عايد آن ها مي گردد؛ مانند آبي که به وسيله مستنبط، آن را از چاه استخراج و آب مستور
را مشهود مي کنند که گاهي در اثر مهارت تام و مراعات کامل، آب صاف در اختيار انسان قرار مي گيرد و
گاهي در اثر غفلت و ذهول، آب گل آلود و مشوب. کوثر وحي و چشمه سار الهام الهي که هماره منبع جوشش آب
زلال است، در تمام زمان و زمين، شفاف و معصوم از تيرگي و مصون از ناصافي است؛ ولي مجتهد و مفسّري که
به حضور او مي رود، گاهي در تحصيل معارف، کما ل احتياط و تخصص را به همراه دارد و به آب صاف و رأي صائب
مي رسد و زماني نيز در اثر ذهول از برخي شرايط علمي يا عملي، دستاوردي جز آب گل آلود و رأي خطا ندارد.

بنابراين، تصويبِ مطلق باطل است.

/ 253