برنامه هاي دين بر پا شود و نشانه هاي عدالت راست شود و بر گرده رام آن، سنت ها و روش هاي نيک جريان
يابد و بدين سان، روزگار سالم مي گردد و در بقاي حکومت، اميد مي رود و طمع ورزي هاي دشمنان به نااميدي
مي گرايد.با توجه به اين که در نظام سياسي اسلام، مسؤولين در چارچوب قوانين الهي و برخورداري از ويژگي عدالت و
شايستگي هاي لازم، به قدرت مي رسند، شايسته است که قوانين را به کار بسته، عدالت را در جامعه محقق
سازند تا در پرتو آن، اقتدار براي آن ها حاصل شود و مردم نيز قوانين جامعه را پذيرفته، مسؤوليت
خودشان را در قبال آنان ايفا کنند. اگر ملّت و دولت به وظايف متقابل خود توجه کنند اعتماد، پيوستگي و
اتحادي بين آنان برقرار مي شود که ضمن حفظ وحدت و عزّت، زمينه نفوذ يا تأثير دشمن را در مملکت از بين
مي برد.حاصل آن که از نظر اسلام، براساس باور به توحيد و حاکميت الهي، آفريدگار و مالک نظام هستي خداوند است
و انسان بنده او. در نظام سياسي اسلام، اقتدار و مشروعيت قدرت، مستند به اراده الهي و قانون خداوند
است و کسي که در رأس نظام قرار مي گيرد، بايد در چارچوب قوانين الهي و بر محور عدالتِ تعريف شده در
دين، عمل کند تا اقتدار مشروع و ملي شود. مردم نيز از فرمان هاي چنين رهبري اطاعت مي کنند و خواهند
نمود.
ويژگي هاي رفتار اقتدارآور
اقتدار ملي به رفتار مسؤولان و افراد کشور بستگي مستقيم دارد. از اين رو، شايسته است با نوعرفتارهايي که زمينه تحصيل قدرت و حصول اقتدار را فراهم مي کند، آشنا شويم. در اين جا به هفت ويژگي
رفتار اقتدارآور اشاره مي نماييم: