مبادى تصوّرى مسأله انتظار بشر از دين
چون شناخت هر مركّبى، فرع بر شناخت بسائط و اجزاى آن است، ابتدا بايد مراد از «دين»، «انتظار» و«بشر» روشن شود.
يك. دين و اقسام آن
مراد از دين، مكتبى است كه از مجموعه عقايد، اخلاق و قوانين و مقرّرات اجرايى تشكيل شده است و هدفآن، راهنمايى انسان براى سعادت مندى است. دين به اين معنا بر دو قسم است: دين بشرى و دين الهى.
الف. دين بشرى
دين بشرى، مجموعه عقايد، اخلاق و قوانين و مقرّراتى است كه بشر با فكر خود و براى خويش تدوين و وضعكرده است. از اين رو، اين دين، در راستاى همان خواسته، انتظارات او را برآورده ميسازد و اسير هوس و
ابزار دست همان انسان است و انسان به گونه اى آن را تنظيم ميكند كه تمام قوانين و مقرّراتش به سود او
باشد و چيزى را بر او تحميل نكند.به ديگر سخن، انسانى كه خود را براى تدوين دين، شايسته مييابد، ادّعاى ربوبيت دارد و اله و معبودش،
همان هوا و هوس اوست. ازاين رو، دينى را تدوين ميكند كه خواسته هاى هوس او را تأمين كند : أفرأيت من
اتّخذ إلهه هويه وأضلّه الله على علم و ختم على سمعه و قلبه و جعل على بصره غشاوة فمن يهديه من بعد
الله أفلا تذكّرون؛ 1 پس، آيا ديدى كسى را كه هوس خويش را معبود خود قرار داد و خدا او را دانسته گمراه
گردانيد و برگوش وى و دل او مهر زد و بر ديده اش پرده نهاده
است؟ آيا بعد از مُهر بى مهرى خدا، كسى او را هدايت خواهد كرد؟ آيا پند نميگيريد؟
1 . سوره جاثيه، آيه23 .