المجاهد في سبيل الله عزّ و جل» .1 همچنين در برخي روايات، قوام طبقات مختلف اجتماع، اعم از نيروهاي نظامي و انتظامي، قوّه قضاييه و...وابسته به پيشه وران و ارباب مشاغل دانسته شده و به حاکم مسلمين توصيه شده است که نسبت به آن ها
رسيدگي کند. 2 اين سخنان زيبا، جايگاه و ارزش کارگر را در اسلام روشن مي سازد و به کارگر، روحيه اي
پرنشاط و ملکوتي مي بخشد تا در راه توليد و کسب استقلال اقتصادي و تأمين موارد احتياج خود و همنوعان
خويش، از هيچ کوششي دريغ نورزد.با روشن شدن ميزان ارزشي که اسلام براي کارگر قائل است، اکنون به اختصار، برخي از حقوق کارگر بر
کارفرما بيان مي شود.
الف. توافق قبلي
به خدمت گرفتن نيروي کار، بايد در فضايي سالم و همراه با توافق و قرارداد قبلي باشد. بنابراين، سبکگرفتن نيروي کاگري و آسان جلوه دادن کار، اجبار و بيگاري کشيدن، نابرابري کار و دستمزد و...، هم مخالف
شؤونات انساني و اخلاقي است و هم بر بازدهي، کمّيت و کيفيت، اثرات منفي مي گذارد. از اين رو، فقهاي
اسلام يکي از شرايط صحت و مشروعيت به کارگيري نيروي کار را رضا و رغبت کارگر ذکر کرده اند.3
1. کافي، ج 5، ص 88.2. نهج البلاغه، نامه 53.3. تحرير الوسيله، ج 1، ص 571.