بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
فرزانگى به توحيد است و عاقل كسى است كه موحّد باشد.دليل اين كه اعتقاد، انتظار اصلى بشر است و اخلاق و بهداشت و اقتصاد، از انتظارات فرعىاند، اين است:انسانى كه باور كند همواره در پيشگاه خدايى است كه از درون و بيرون او آگاه است و از خود انسان به حال او آگاه تر است و نيز اين آگاهى را جايى ضبط ميكند كه زوال ناپذير است و محصول اين آگاهى در جهان ديگرى ظهور ميكند كه درك آن بسيار مشكل است، در برابر صاحب اين آگاهى، چاره اى جز تسليم محض ندارد؛ هرگز انسانى كه اعتقاد به معاد پيدا كند و بداند كه قيامت ظرف ظهور عين حقيقت دين است، در اعمال خود به كارهايي مانند ظلم، احتكار و... دست نميزند؛ چون قيامتى را در پيش رو دارد كه درك حقيقت آن به اندازه اى دشوار است كه خداوند در قرآن فرمود: وما أدريك ما يوم الدّين - ثمّ ما أدريك ما يوم الدين؛ 1 قيامتى كه تا كسى به مقام فنا و به مقام انسان كامل نرسد، حقيقت آن را درك نميكند؛ قيامتى كه تحمّل آن براى آسمان و زمين دشوار است: ثقلت في السّموات والأرض لا تأتيكم إلّا بغتة؛ 2 قيامتى كه وجود عينى دين در آن تحقّق پيدا مي كند؛ يعنى مسائل اخلاقى و اقتصادى و بهداشتى و مانند آن براى انسان حل ميشود.يادسپارى؛ مراد از انتظار در اين جا اوّلاً انتظار صادق است؛ نه كاذب. ثانياً انتظار به معناى احتياج و توقّع، هر دو اراده شده است. ثالثاً مراد، هم انتظار اصلى و هم انتظار فرعى است كه دين در صدد تأمين آن انتظارات خواهد بود.1 . سوره انفطار، آيات18- 17 .2 . سوره اعراف ، آيه187 .