6 - حفظ نوع انسانى
چون انسان طبعاً مدنى و اجتماعى است و اجتماع انسانى به دليل خود خواهى انسان ها در معرض تنازعآدميان قرار گرفته، دچار هرج و مرج و اختلال نظم ميشود، سنّت و قانونى نياز است كه همگان در مقابل آن
تسليم شوند و در پرتو اجراى آن، نظم و امنيّت در جامعه برقرار گردد تا نوع انسانى از هلاكت محفوظ
بماند. قانون مذكور نيز بايد از طرف آفريدگار انسان و جهان باشد و نيز آورنده آن نيز بايد داراى
شخصيت ممتازى باشد كه جامعه بشرى امتياز او را بپذيرد. از اين رو، پيامبران از طرف خداوند مبعوث
ميشوند كه اوّلاً بشر را به احكام و قوانين الهى آگاه كنند و ثانياً به طاعت ترغيب و از سيّئات باز
دارند و ثالثاً تا در پرتو اجراى قانون الهى، نوع انسان از زوال محفوظ بماند. بنابراين، يكى ازفوايد
بعثت انبيا حفظ نوع انسانى خواهد بود.
7 - تربيت و تكميل انسان ها فراخور استعداد آن ها
افراد بشر از نظر درك كمال و تحصيل معارف و اكتساب فضايل گوناگونند؛ برخى از نفس قوى و قوّه ادراكىنيرومندي برخوردارند و برخي بالعکس؛ برخي نيز نفس و قوّه درک متوسّطى دارند. انبيا انسان ها را
فراخور استعدادهاى گوناگونشان تربيت و تكميل ميكنند و به كمال ميرسانند. به ديگر سخن، چون عقول
انسان ها متفاوت است و انسان كامل كمياب و اسرار الهى، عزيز الوجود است، انبيا مبعوث ميشوند كه هر
مستعدى را به نهايت كمال ممكن او نايل كنند.1
1 . تلخيص المُحصّل، ص 363 .