همان طور که قرآن از منابع احکام الهي است، عقل نيز از منابع احکام دين خواهد بود.1
حجّيت عقل برهاني
هر عقلي از منابع اثباتي دين نيست؛ بلکه عقل معيار و ضابطه دارد. عقلي منبع اثباتي دين است که برهانيباشد و با مبادي و مباني آن، وجود خدا و ضرورت نياز به پيامبر و وحي ثابت مي شود و به ديگر سخن، آن
عقلي که با معيار خاص خودش ثابت مي کند که خدا و پيامبر موجود است و پيامبر بايد معصوم باشد و معجزه
بياورد و نيز همان عقلي که بين معجزه و علوم غريبه فرق مي گذارد و ملازمت معجزه با صحت دعوت و صحت
ادعا را تشخيص دهد، حکم فقهي و اخلاقي و حقوقي اين عقل، حجّيت شرعي است؛ به ديگر سخن، آنچه که به لحاظ
عقلي، بين يا مبين بود، کاشف دين و شريعت خداست و خدا با آن در قيامت احتجاج مي کند؛ زيرا خود قرآن به
عقل تکيه مي کند و معصومين عليهم السّلام نيز فرمودند: خدا دو چراغ و نورافکن قوي به انسان داد که يکي
دروني و ديگري بيروني است؛ آن نورافکن الهي که در درون بشر است، همانا عقل و فطرت اوست.شرايط حجّيت عقل را منطق به عهده دارد؛ زيرا در منطق از برهان مفيد يقين و تمايز آن از تمثيل منطقي ـ
که همان قياس فقهي است ـ و نيز از استقراي ناقص کاملاً بحث شده است؛ البته در بحث هاي حکمت عملي که
اطمينان حجت است عقل، هم اصل حجّـيت طمأنينه و هم کيفيـت تحصيل اطمينان را از مبادي حسّي و تجربي يا
انتزاعي و تجريدي دريافت و ارائه مي کند؛ زيرا مباني فتواي تحقيقي عقل در اين گونه موارد، چند چيز
است:1 ـ بناي عقلا در موارد عدم امکان دسترسي به
يقين بر اکتفاي به اطمينان است.2 ـ شارع مقدّس، اعتماد بر طمأنينه را رد نکرد و آن را ابطال ننمود. 3 ـ
هر چه را شارع مقدّس مشاهده کرد و ردع نفرمود، معلوم مي شود که آن ها مرضي و حجّت خداست.
1. سرائر، ج 1، ص 46.