بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
فجور و تقوا الهام کردم. ثالثاً خداوند، جريان ميثاق گيري را بازگو مي کند و مي فرمايد: و إذ أخذ ربّک من بني ادم من ظهورهم ذرّيتهم و أشهدهم علي أنفسهم ألست بربّکم قالوا بلي. 1 موطن ميثاق، موطني است که هم اکنون اگر کسي غبارروبي کند، بيادش مي آيد؛ چون خدا فرمود: و إذا أخذ. کلمه «إذ» ظرف و منصوب است و ناصب آن، فعل امر «اُذْکُر» محذوف است؛ يعني به ياد بياور آن صحنه ميثاق را؛ يعني اگر کسي اکنون غبارروبي کند، به يادش مي آيد که خدا فرمود: ألست بربّکم و او گفت بلي؛ اگر چنانچه مربوط به عوالم گذشته باشد و هيچ ارتباطي بين فعليت انسان و آن عالم اخذ ميثاق نباشد، خدا نمي فرمايد: و إذ أخذ؛ زيرا خداوند؛ الان احتجاج مي کند. پس، معلوم مي شود آن نشأه اي که انسان ميثاق سپرده، زنده و معصوم و مصون است.بنابراين، عقل ناب و فطرت آدمي، «مُسـْتَلـْهَم» به الهام الهي است: و ما ينطق عن الهوي 2 و مجموع اين ميثاق و الهام، به صورت فطرت تبلور يافت: فأتم وجهک للدّين حنيفاً فِطرت الله الّتي فَطر النّاس عليها لا تبديل لخلق الله 3 و اين فطرت که همان عقل ناب است، محفوظ و مصون از خطاست.اگر عقل در خطوط اولي و امور بديهي، مصون از خطا نباشد و بر اساس هوا سخن بگويد، بشر هيچ راهي براي اثبات مبدأ جهان ندارد؛ زيرا با برهان عقل اثبات مي شود که جهان صانعي دارد و وحي و نبوت و اعجازي هست و نيز صاحب معجزه پيامبر است و علوم غريبه، غير از معجزه و نيز پيامبر معصوم است. اگر عقل، گاهي بر اساس هوا فتوا دهد و گاهي بر اساس هُدي، خود عقل يک معيار ديگري 1. سوره اعراف، آيه 172.2. سوره نجم، آيه 3.3. سوره روم، آيه 30.