با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه - نسخه متنی

م‍ح‍م‍دج‍واد طب‍س‍ی‌؛ ت‍ه‍ی‍ه‌ک‍ن‍ن‍ده:‌ پ‍ژوه‍ش‍ک‍ده‌ ت‍ح‍ق‍ی‍ق‍ات‌ اس‍لام‍ی‌ ن‍م‍ای‍ن‍دگ‍ی‌ ول‍ی‌ ف‍ق‍ی‍ه‌ در س‍پ‍اه‌؛ م‍ت‍رج‍م:‌ ع‍ب‍دال‍ح‍س‍ی‍ن‌ ب‍ی‍ن‍ش

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

عـلامـه حـلى گـويـد:... كـشـى روايـتـىنقل كرده است كه در بردارنده نكوهش ابن عباس مى باشد. در
حالىكـه شـاءن او بـرتـر از آن اسـت و مـا در كتاب ((الكبير))مان آنها رانـقـل كـرده پـاسـخ داده ايـم
. (خـلاصـةالاقوال ، ص ‍ 103).
تفرشى گويد: سند همه طعن هايى كه كشى درباره او وارد ساختهاست ، ضعيف است . (نقد الرجال ، ج 3، ص 118).
405- مـنـاقب آل ابى طالب ، ج 3، ص 400؛ وفيات الاعيان ، ج 6،ص 179.
406- امالى صدوق ، ص 478، مجلس 87، حديث شماره 5.
407- مستدرك الحاكم ، ج 3، ص 179.
408- ر.ك . اخـتـيـار مـعـرفـة الرجـال(رجال كشّى )، ج 1، ص 272؛ اءسدالغابه ، ج 3، ص 195.
409- براى فهم مراد از اين گفت و گو در فضاى خود آن ، به خودآن گفت و گو مراجعه شود.



 


410- ر.ك . اختيار معرفة الرجال ، ص 57، شماره 107.
411- تـنـقـيح المقال ، ج 2، ص 191؛ ذهبى مى نويسد: ((اگر ابنعـبـاس مـدعـى خلافت مى شد، به خاطر نابينايى
، مردم با او بيعتنمى كردند.)) (سير اعلام النبلاء، ج 3، ص 356)؛ نيز در اخبار آمدهاسـت : ((ابـن زبـيـر در
مـكـه بر بالاى منبر سرگرم خواندن خطبهبـود و ابـن عـباس نيز پاى منبر همراه مردم نشسته بود. او گفت :
دراينجا مردى حضور دارد كه خداوند قلب او را همانند چشمش كور كردهاسـت . ابـن عباس به راهنماى خود،
ابن جبير، گفت : صورتم را بهسـوى ابـن زبـيـر بـرگـردان و كـمـى مـرا بـلنـد كن ؛ و ابن
عباسچـشـمـانـش كـم سـو شـده بـود...)) (ر.ك . قـامـوسالرجال ، ج 6، ص 470؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى
الحديد، ج20، ص 130 و 134؛ سـيـر اعـلام النـبلاء، ج 3، ص 354 و منتهىالمقال ، ج 4، ص 201).
412- تنقيح المقال ، ج 2، ص 191.
413- المـعـارف ، ص 589. 414- اخـتـيـار مـعـرفـةالرجال ، ج 1، ص 272؛ تنقيح المقال ، ج 2، ص 191.
415- امالى طوسى ، ص 314 ـ 315، مجلس 11، حديث 640 / 87.
416- الفتوح ، ج 5، ص 27؛ مقتل الحسين (ع )، خوارزمى ، ج 1، ص281.
417- در بـرخـى مـتون آمده است كه سبب نابينايى او در اواخر عمر،گريه هاى فراوان او بر اميرالمؤ منين ،
على (ع ) بود (ر.ك . سفينةالبحار، ج 6، ص 128 به نقل از حديقة الحكمه ).
418- شـايد اين كم سويى چشمان او به سبب گريه هاى پيوستهاش بر فقدان اميرالمؤ منين (ع ) بود كه پس از
شهادت امام حسن (ع )شدت يافت . ابن عباس در اواخر دوران معاويه ـ و پس از شهادت امامحـسـن (ع ) ـ نـزديـك
بـه نـابينايى بود و همين ضعف شديد بينايىسـبـب شـد كـه معاويه از روى تمسخر بگويد: ((شما بنى هاشم
ازناحيه چشم بيمار مى شويد!))
419- مـتـن نـامـه را در فـصـل حـركت حكومت مركزى اموى (زير عنوانحركت حكومت مركزى ) ببينيد.
420- تذكرة الخواص ، ص 216.
421- تهذيب الكمال ، ج 4، ص 492.
422- واقـدى : وى محمد بن عمر بن واقد اسلمى است كه بسيارى ازعـلمـاى رجـال عـامـه او را بـه دروغگويى و
افترا متهم ساخته روايتهـايـش را كـنـار مـى نـهـنـد. مـا در ايـن بـاره بـهتفصيل سخن گفته ايم . (ر.ك
. فصل دوم : ملاحظه چهارم از ملاحظاتمربوط به نامه يزيد به ابن عباس ).
423- شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد، ج 6، ص 302.
424- عـبـدالله زبـيـر خواست كه از عبدالله ابن عباس بيعت بگيردولى او خوددارى ورزيد. يزيد از شنيدن

/ 715