با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه - نسخه متنی

م‍ح‍م‍دج‍واد طب‍س‍ی‌؛ ت‍ه‍ی‍ه‌ک‍ن‍ن‍ده:‌ پ‍ژوه‍ش‍ک‍ده‌ ت‍ح‍ق‍ی‍ق‍ات‌ اس‍لام‍ی‌ ن‍م‍ای‍ن‍دگ‍ی‌ ول‍ی‌ ف‍ق‍ی‍ه‌ در س‍پ‍اه‌؛ م‍ت‍رج‍م:‌ ع‍ب‍دال‍ح‍س‍ی‍ن‌ ب‍ی‍ن‍ش

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

موعود است ، به ويژه آنكه نام او محمدو لقب او آن طور كه رسول خدا(ص ) ناميده ابوالقاسم است ؛ از اينرو
تـاءكـيـد آنـان (به ويژه امام باقر و امام صادق كه اين ادعا بهروزگارشان نزديك بود)، براى رفع اين
شبهه تاءكيد داشتند كهمـهـدى از فـرزنـدان فـاطـمـه (س ) اسـت ـ چنانكه ثابت و مشهور درروايـات
مـنـقـول از پـيـامبر(ص ) و اهل بيت نيز چنين است ـ و اين محمدگـرچـه بـا مـهدى (ع ) در نام مشترك است
از فرزندان فاطمه (س )نيست .
429- الارشاد، ص 201ـ202.
430- همان .
431- الفتوح ، ج 5، ص 20ـ21.
432- در بـرخـى منابع تاريخى آمده است كه حركت محمد حنفيه بهمـكـه بـراى ديـدار با امام (ع )، به دنبال
نامه اى بود كه امام (ع )بـراى او بـه مـديـنـه فـرسـتـاد؛ هـمـان نـامـه اى كـه بـهدنـبـال آن
شـمـارى از بـنى هاشم به سوى حضرت (ع ) شتافتند ومـحمد بن حنفيه نيز از آنان پيروى كرد (ر.ك . البدايه
والنهايه ،ج 8، ص 16؛ تـاريـخ ابـن عساكر، ترجمة الامام الحسين (ع ) تحقيقمـحـمـودى ، ص 204 شـمـاره 256).
گـرچـه بـرخى معاصران چنينچيزى را منكرند و بر اين باورند كه ابن حنفيه با امام حسين (ع ) جزدر مدينه
ديدار نداشته است .
433- اللهوف ، ص 127.
434- ر.ك . سـيـر اعـلام النـبـلاء، ج 2، ص 377؛ قـامـوسالرجال ، ج 6، ص 354.
435- ر.ك . شهيد آگاه ، ص 174.
436- بـصـائرالدرجـات ، ج 10، ص 481، بـاب 9، حديث 5، ابنقـولويـه نـيز در كامل الزيارات (ص 75، باب 24، حديث
15) اينروايـت را بـه سـنـدى از زراره از امـام بـاقـر(ع )نـقـل كـرده مـى نـويـسـد: حـسين بن على (ع )
از مكه به محمد بن علىنـوشـت : ((بـسم الله الرحمن الرحيم . از حسين بن على به محمد بنعـلى و كـسـانـى
از بـنى هاشم كه نزد اويند: اما بعد، هر كس به منبـپـيوندد به شهادت مى رسد و هر كس به من نپيوندد به
پيروزىنـخـواهـد رسـيـد. والسـلام )). هـمـچـنـيـن از كـتـابالرسـائل كـليـنـى به سندى ديگر از
حمزة بن حمران از امام صادقهمين روايت نقل شده و در آن آمده است : ((اى حمزه من از روايتى به توخـبـر
مـى دهـم و تـو پـس از ايـن مجلس ‍ درباره اش چيزى مپرس ...))(بحار، ج 44، ص 330، باب 37).
437- بحارالانوار، ج 42، ص 81، باب 120، حديث 12.
438- همان ، ج 44، ص 360، باب 37.
439- در جـزء اول ايـن كـتـاب در مـقـاله ((در پيشگاه شهيد فاتح ))درباره معناى اين فتح به تفصيل سخن
گفته ايم . همان طور كه درفـصـل اول ايـن جـزء نـيز درهنگام ذكر نامه هاى امام درباره اين نامهسخن
گفتيم و توضيح داديم .
440- بر خوانندگان عزيز و بادقت روشن است كه در توضيح دومعـلامـه مـجلسى در حق محمد حنفيه ـ ناخواسته ـ
نوعى بى مهرى ديدهمـى شـود. قهرمانى كه اميرالمؤ منين 7 او را به كام جنگ درمى افكندكجا از مرگ مى
هراسد؟ محمد به امامت حسنين 8 و امام سجاد معتقد بودو حقشان را مى شناخت و همه عالمان شيعه او را مدح و
ثنا مى گويند.
441- روشن است كه مقصود از سخن امام (ع ) ((هركس به من بپيونددبـه شـهـادت مى رسد))، حكم اكثريت است ، زيرا
كسانى بودند كهبـه آن حضرت پيوستند و به شهات هم نرسيدند و جان سالم بهدر بردند؛ مانند حسن مثنى و
ديگران ، اين در صورتى است كه مراداز استشهاد در اينجا كشته شدن در راه خدا باشد. والله العالم .
اين روايت به فرض اينكه بر توبيخ متخلف به ويژه محمد حنفيهدلالت داشـتـه بـاشد ـ همان طور كه علامه
مجلسى و وحيد بهبهانىبـرداشـت كرده اند ـ در سندش جاى خدشه است ؛ چرا كه در اين سندمـروان بـن
اسـمـاعـيـل ديـده مـى شـود كـهمـهـمل است و در كتاب هاى رجال هيچ نامى از او ديده نمى شود. همچنيندر
ايـن سـنـد حـمـزة بـن حـمـران شـيـبانى است كه هيچ كس او را ثقهندانسته است ، جز اينكه وى از مشايخ
ابن عمير و صفوان از اصحاباجـمـاع اسـت ؛ و گـروهـى گـفـتـه اند كه اين ناظر بر وثاقت اوست(تـنـقـيح
المقال ، ج 1، ص ‍ 374). ولى اين مبنا مخدوش و مردود است(مـعجم رجال الحديث ، ج 6، ص 266). برخى براى تاءييد

/ 715