با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه - نسخه متنی

م‍ح‍م‍دج‍واد طب‍س‍ی‌؛ ت‍ه‍ی‍ه‌ک‍ن‍ن‍ده:‌ پ‍ژوه‍ش‍ک‍ده‌ ت‍ح‍ق‍ی‍ق‍ات‌ اس‍لام‍ی‌ ن‍م‍ای‍ن‍دگ‍ی‌ ول‍ی‌ ف‍ق‍ی‍ه‌ در س‍پ‍اه‌؛ م‍ت‍رج‍م:‌ ع‍ب‍دال‍ح‍س‍ی‍ن‌ ب‍ی‍ن‍ش

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

492- كـامـل الزيـارات ، ص 73 و بـهنقل از آن ، بحار، ج 45، ص 85 ـ 86، شماره 17.
493- همان ، ص 86 ، شماره 18.
494- لهوف ، ص 101.
495- ر.ك . حـيـاة الامـام الحـسـيـن بـن عـلى ، ج 3، ص 52 بـهنقل از مرآة الزمان فى تواريخ الاعيان .
496- شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد، ج 16، ص 102.
497- حياة الامام الحسين بن على (ع )، ج 2، ص 311.
498- تـاريـخ از هـنـگـام خـوددارى امـام (ع ) از بيعت با يزيد، سهديـدار را بـراى عـبـدالله عـمـر بـا
آن حـضـرتنـقـل كـرده اسـت : ديـدار نـخست در ابواء، ميان مكه و مدينه ، ميان ابنعمر و ابن عباس (يا
ابن عياش ) از يك سو و ميان ابن زبير و امام (ع) از سوى ديگر بود (ر.ك . تاريخ ابن عساكر، ترجمة الامام
الحسين، تـحـقـيـق مـحـمـودى ، ص 200، شـمـاره 254). در بـخـش نخست اينپـژوهـش گذشت كه اين ديدار واقع
نشد، زيرا امام و پسر زبير درراه مـدينه ـ مكه با يكديگر ديدار نكردند. ديدار دوم در مكه و ديدارسـوم
پس از خروج امام (ع ) از مكه صورت گرفت . (ر. ك . تاريخابن عساكر، ص 192ـ193، شماره 246).
499- ر.ك . الفـتـوح ، ج 5، ص 26ـ27؛مـقـتـل الحسين ، خوارزمى ، ج 1، ص 278ـ281. سيد بن طاووس نيزبـخـشـى از
ايـن روايـت را در لهـوف (ص 102)نقل كرده است .
500- ر.ك . حـاشـيـه پـايان اين روايت زير عنوان ((تحرك عبداللهبن عباس )) در اوايل اين فصل .
501- ابـن كـثـير مى نويسد: ((معاويه هنگامى كه آهنگ گرفتن بيعتبـراى يـزيـد را كـرد، صـدهـزار
بـرايـش ‍ فرستاد...)). (البدايهوالنـهـايـه ، ج 8، ص 83). ابـن اثـيـر مـى نـويـسـد: ((معاويه
آهنگگـرفـتـن بـيـعـت بـراى پسرش يزيد را كرد، آنگاه صد هزار درهمبـراى ابـن عـمـر فـرسـتـاد و او
پـذيـرفـت ...)).(الكامل ، ج 2، ص 509).
502- سنن ترمذى ، ج 4، ص 144.
503- ر.ك . الجامع لاحكام القرآن ، ج 1، ص 187، شرط يازدهم ازشرايط امامت .
504- امالى صدوق ، ص 215، مجلس سى ام ، حديث شماره 1.
505- دلائل الامامه ، ص 184، شماره 102/3.
506- از آن جمله عبدالرحمن بن عمرو بن يُحمد، ابوعمرو شامى است .ايـن اوزاعـى در سـال 88 ه‍ . ق يـعـنـى
27سـال پـس از شـهـادت امـام حـسـيـن (ع ) بـه دنـيـا آمـد و درسال 157 ه‍ درگذشت . وى در اوزاع دمشق
سكونت داشت . از او مشهوراست كه گفت : ما عطا دريافت نكرديم مگر پس از آنكه بر نفاق علىگـواهـى داديـم
و از او بـيـزارى جـسـتـيـم ؛ و از مـا پـيـمان هاى سختگرفتند.
بنابراين ، اين اوزاعى ، امام حسين (ع ) را نديده است .
مـامـقـانى گمان برده است كه لقب اوزاعى منحصر در همين عبدالرحمناسـت و مـى گويد: ((اين لقب تنها
مخصوص عبدالرحمن ، معروف بهاوزاعـى اسـت و هـرگـز كـسـى جـز او را نـديـده ايـم )). (تـنـقـيـحالمقال
، ج 3، ص ‍ 46). ولى قضيه چنين نيست . زيرا ابوايوب مغيثبن سُمّى اوزاعى نيز از آن جمله است . (ر. ك .
الانساب ، سمعانى ، ج1، ص 227). ما شرح زندگى او را در متن آورده ايم چرا كه از نظرما مراد از اوزاعى در
اين روايت همو است . نيز از آن جمله است نهيك بنيـريـم الاوزاعـى ، وى از طـبـقـه چـهـارم اسـت و از
اوزاعـى مـعـروف ـعـبـدالرحـمـن بـن عـمـرو ـ روايـت مـى كـنـد. (ر.ك . تـهـذيـبالكـمـال ، ج 18، ص 294).
بنابراين ، اين اوزاعى هم نمى تواندمعاصر امام حسين (ع ) بوده باشد.
اوزاعـى ديـگـر، ابـوبـكـر عـمـرو بـن سـعـيـد اوزاعـى اسـت كـه برزندگينامه اش دست نيافته ايم .
سمعانى در انساب (ج 1، ص 227) مى نويسد: اوزاعى ، منسوب بهاوزاع اسـت ؛ و بـه گمانم آن چند روستاى
پراكنده در شام بود كهبـه جمع آنها، در آنجا اوزاع گفته مى شد. گفته اند، آن روستايىاسـت بـر دروازه
دمـشـق كـه بـه آن اوزاع گفته مى شود و آن صحيحاست . (نيز ر.ك . معجم البلدان ، ج 1، ص 280).
507- الانساب ، سمعانى ، ج 1، ص 227.
508- تهذيب الكمال ، ج 18، ص 294.
509- براى نمونه از موارد زير مى توان ياد كرد:

/ 715