با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه - نسخه متنی

م‍ح‍م‍دج‍واد طب‍س‍ی‌؛ ت‍ه‍ی‍ه‌ک‍ن‍ن‍ده:‌ پ‍ژوه‍ش‍ک‍ده‌ ت‍ح‍ق‍ی‍ق‍ات‌ اس‍لام‍ی‌ ن‍م‍ای‍ن‍دگ‍ی‌ ول‍ی‌ ف‍ق‍ی‍ه‌ در س‍پ‍اه‌؛ م‍ت‍رج‍م:‌ ع‍ب‍دال‍ح‍س‍ی‍ن‌ ب‍ی‍ن‍ش

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

552- سـيـر اعـلام النـبـلاء، ج 3، ص 393؛ الاصـابـه ، ج 3، ص419.
553- معجم رجال الحديث ، ج 18، ص 161، شماره 12359.
554- امـالى شـيـخ طـوسـى ، ص 727، مـجـلس 44، حـديـث شـمـاره1530/5؛ و در خلاصة الرسائل ميلانى آمده است كه
هنگام بردن ناممـعاويه بر او درود مى فرستاد. 555- حياة الامام الحسين بن على (ع)، ج 3، ص 24 / حاشيه .
556- الغـديـر، ج 10، ص 22؛ صـهـبـاء بـه مـعـنـاى خـمـر اسـت وابوخالد يزيد را گويند.
557- تـاريخ ابن عساكر (ترجمة الامام الحسين (ع )، تحقيق محمودى)، ص 202، شـمـاره 255 و نـيـز ر. ك .
تـهـذيـبالكـمـال ، ج 4، ص 49؛ تـاريـخ الاسـلام (حـوادثسال 60) ص 9؛ تهذيب تاريخ دمشق ، ابن منظور، ج 7،
ص 140.
558- نـهـج البـلاغه ، ص 218، خطبه 158، ابن ابى الحديد مىنـويـسـد: ((... سـپـس فـاطـمـه از دنـيـا رفـت و
هـمـه زنـانرسـول خـدا(ص )، بـراى تـسليت نزد بنى هاشم آمدند، مگر عايشهكـه نـيـامـد و خود را بيمار
وانمود كرد! و نزد على (ع ) از او سخنىنـقـل شد كه دال بر شادمانى بود!)). (ر. ك . شرح نهج البلاغه ،ابن ابى
الحديد، ج 9، ص 198).
559- امـالى طوسى ، ص 161، مجلس 6، حديث شماره 267/19؛ وبه نقل از آن بحار، ج 44، ص 153.
560- كـافـى ، ج 1، ص 302 و بـهنقل از آن ، بحار، ج 44، ص 143.
561- جعدة بن هبيره مخزومى : وى خواهرزاده اميرالمؤ منين ، على (ع )،و مـادرش امـّهـانـى دخـتـر ابـى
طالب است . جعده در روزگار پيامبرخـدا(ص ) بـه دنـيـا آمـد؛ و از صـحـابـه اسـت . او در كوفه
سكونتگـزيـد. او مـردى دلاور، شـجـاع ، شـريف و فقيه بود. وى از سوىامـيـرالمؤ منين (ع ) حكومت خراسان
داشت . عتبة بن ابى سفيان به وىگـفت : اين پايمردى در جنگ را از دايى ات على دارى ؛ و جعده به اوگفت :
اگر تو نيز دايى اى مثل دايى من داشتى ، پدرت را فراموشمى كردى !
وى روايـتـى را از مـادرش درباره داستان هجرت و خوابيدن اميرالمؤمـنـيـن (ع ) در بستر رسول خدا(ص )
دارد؛ و برخى از قضاياى روزشهادت على (ع ) را نقل مى كند.
عتبة بن ابى سفيان در يكى از روزهاى جنگ صفين گفت : من فردا بهمـصـاف جعدة بن هبيره مى روم . معاويه به
او گفت : به به ! قومشبـنى مخزوم ، مادرش ، امّهانى ، دختر ابوطالب و پدرش ، ابوهبيرةبـن ابى وهب ،
همتايى كريم ... (ر.ك . شرح نهج البلاغه ، ج 18،ص 308؛ مستدركات علم الرجال ، ج 2، ص 130).
جـعـدة در مـيان قريش شرافتى بزرگ داشت و زبان آور بود و على(ع ) او را از همه بيشتر دوست مى داشت (ر.ك .
وقعة صفين ، 463).
از ظـاهر خبر گردهمايى خانه سليمان بن صرد چنين برمى آيد كهدر دوران نهضت حسينى جعده زنده نبوده چرا
كه فقط به فرزندانشاشاره گرديده است : ((همراه بنى جعدة بن هبيره ...)).
فـرزنـدانـش ، يـحـيـى (نـاقـل روايتى از حسين و از راويان غدير) وعـبـدالله (فاتح قهندر و بسيارى از
خراسان ) هستند. گفته اند كهفـرزنـد ديـگـرى بـه نـام عـمـر نـيـز داشـت (ر.ك . مـسـتـدركات
علمالرجال ، ج 2، ص 131، ج 8، ص 193 و شرح نهج البلاغه ، ابنابى الحديد، ج 18، ص 308).
دربـاره بـنـى جـعـده و رويـدادهـاى مربوط به آنان در فاصله ميانتـشـكـيل اين اجتماع در خانه
سليمان بن صرد تا روز عاشورا، روزشـهـادت امـام (ع )، در تـاريـخ بـه چـيـزى دسـت نيافته ايم ؛ و
اينموضوع پرسش هاى بدون پاسخ فراوانى را در ذهن خواننده باقىمى گذارد.
از بـلاذرى در الانـسـاب (ج 3، ص 377)نـقل شده است : جعدة پسرش را همراه نامه اى نزد حسين (ع ) فرستادو او
را از... بـرحـذر داشـت )). وى خـطـا كـرده اسـت و شـايـد اين نامتصحيفى از عون بن عبدالله بن جعفر باشد
كه پيش از اين دربارهاش سخن گفتيم .
562- انساب الاشراف ، ج 3، ص 151ـ152، حديث 13.
563- الارشاد، ص 200.
564- در ايـنـجـا سه روايت است كه از ظاهر آنها چنين برمى آيد كهپـس از رسـيدن خبر مرگ معاويه ، در
دورانى كه امام (ع )، خوددارىاز بيعت با يزيد را اعلام داشت نامه هايى به ايشان رسيده بود:
يـكـم ـ روايت ابن عساكر درباره ديدار عبدالله عدوى با امام (ع ) درراه مدينه ـ مكه است ؛ آنجا كه ابن

/ 715