با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه - نسخه متنی

م‍ح‍م‍دج‍واد طب‍س‍ی‌؛ ت‍ه‍ی‍ه‌ک‍ن‍ن‍ده:‌ پ‍ژوه‍ش‍ک‍ده‌ ت‍ح‍ق‍ی‍ق‍ات‌ اس‍لام‍ی‌ ن‍م‍ای‍ن‍دگ‍ی‌ ول‍ی‌ ف‍ق‍ی‍ه‌ در س‍پ‍اه‌؛ م‍ت‍رج‍م:‌ ع‍ب‍دال‍ح‍س‍ی‍ن‌ ب‍ی‍ن‍ش

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

تو نيازى نداريم ، هر جا خواهى برو. سپس به برادران خود كه در خيبر و فدك ساكن بودند چنين نوشتند: سوى
ما بشتابيد كه به جايگاه مورد نظر رسيديم ؛ و آنـان در پاسخ نوشتند: ما در اين سرزمين استقرار يافته و
اموالى به دست آورده ايم ، و اينك كه به شما بسيار نزديكيم مى توانيم زود به شما بپيونديم .
يـهـوديـان در سـرزمين مدينه اموالى به دست آوردند و چون اين خبر به تُبَّع رسيد با آنها به جـنـگ
پـرداخـت . آنـان بـه حصار پناه بردند و تُبّع محاصره شان كرد. يهودى ها دلسوزى مى كـردنـد و
شـبـانـه براى افراد ناتوان سپاه تبّع خرما و جو مى انداختند. چون اين خبر به تبّع رسـيد بر آنان
رقّت آورد؛ و به يهودى ها امان داد. چون نزد او فرود آمدند، تبع گفت : سرزمين شـمـا را جـايـى پـاكيزه
يافتم و تصميم دارم كه ميان شما بمانم . گفتند: تو شايسته اين كار نـيستى ، زيرا اين سرزمين هجرتگاه
يك پيامبر است و تا او هجرت نكند هيچ كس ‍ حق چنين كارى را نـدارد. گـفـت : بنابر اين من كسانى را از
خاندانم در ميان شما مى گذارم كه چون آن پيامبر به ايـن جـا هجرت كرد ياريش دهند؛ و دو قبيله اوس و
خزرج را به جاى گذاشت . پس از آن كه شمار افراد اين دو قبيله فزونى يافت اموال يهوديان را تصاحب
كردند؛ و آنها مى گفتند: آن روزى كه محمد ظهور كند شما را از سرزمين ما بيرون مى راند و اموالمان را
بازپس مى گيرد. پس از ظهور حضرت محمد(ص)، انصار به او ايمان آوردند و يهود انكارش كردند! و اين است
معناى كلام خداى عزوجل كه مى فرمايد:
(وَ كـَانـُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا
عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ)(39)
و از ديـربـاز [در انتظارش ] بر كسانى كه كافر شده بودند پيروزى مى جستد؛ ولى همين كه آنچه [كه اوصافش ]
را مى شناختند برايشان آمد، انكارش كردند. پس لعنت خداوند بر كافران باد.
بـايـد ديـد چـرا آن انتظار جدى يهوديان اين نتيجه ناخوشايند و زيانبار را به همراه داشت ؟ در
پـاسـخ بـايـد گـفـت كـه دليـل ايـن زيـانـبـارى تـوقـع يـهـود بـود كـه خـوش نـداشـتـنـد رسول
خدا(ص) آنها را در رديف ديگر مردم قرار دهد و يا ديگران را برتر از ايشان بشمارد؛ و مـوقـعـيـّت
مـمـتـاز مـادى و مـعنوى و اجتماعى شان را به خطر بيندازد و بسيارى استثناهاى ديگر، بنابر اين
انتظار آنها يك انتظار مشروط بود.
وقـتـى ديـدنـد كـه مردم نزد پيامبر(ص)، از نظر حقوق و وظايف همانند دندانه هاى شانه مساوى هستند و
ملاك برتريشان تقواست ، [ازپذيرش حق ] سر باز زدند و به گذشته خود بازگشتند و از هـواى نـفس پيروى
كردند و نسبت به حقيقتى كه نزدشان شناخته شده بود كفر ورزيدند؛ و آن خسارت بزرگ و جبران ناپذير به
بار آمد.
امـا چـنـانـچـه انـتـظـارشـان بـى قـيـد و شـرط مـى بـود و بـه طـور كـامـل و مـطـلق از فـرمـان آن
حـضـرت اطـاعـت مى كردند و همه شرايط او را مى پذيرفتند، پيامد انتظارشان نيز رستگارى روشن مى بود
كه (تسليم شدگان رستگار شدند).(40)
و چـون يـهـوديـان ـ پـس از آن انـتـظـار جـدى و دراز مدت ـ از تسليم شدن بدون شرط به خدا و رسـول و
گـردن نـهـادن بـه اسـلام هـمچنان كه ديگر مردم چنين كردند، سرباز زدند، با آن كه حـقـيـقـت
برايشان روشن بود، از سر جسارت ، در شمار سرسخت ترين دشمنان اسلام و مسلمانان درآمـدنـد، نتيجه آن
شد كه به صفوف دشمنان پيوستند و پيمانى را كه با پيامبر(ص) بسته بـودنـد نه يك بار بلكه چندين بار
شكستند. تا آن كه سرانجام خداوند آنان را شكست داد و با خوارى و ذلت آنان را از سرزمين شان راندند.
پـس از آن كـه دعـوت مـحـمـدى نـيرو گرفت و پشتوانه يافت همه نيروهاى مخالف در هم شكسته شـدنـد،
كـسانى كه مقابلش قرار گرفته بودند در صدد برآمدند تا اهدافى را كه با زور و جنگ به دست نياورده
بودند، از راه مكر و فريب و نيرنگ كسب كنند.
يـهـوديـان ، فـريـبـكـارى را بـا شيوه تخريب از داخل ـ كه از هر حربه ديگرى كارآمدتر است ـ دنبال مى
كردند. اينان در اين زمينه تاريخى دارند كه هنوزهم ادامه دارد. اگر بگوييم كه يهود، بـرعكس تاريخ
سياسى اى كه در تخريب از درون عليه ديگران دارد، در تبليغ مستقيم دين خود هـيـچ سـابـقـه اى نـدارد،
شـايد خطا نرفته باشيم . شواهد اين حقيقت از نخستين روزهاى پيدايش اينان تا روزگار ما، در جاى جاى

/ 715