با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه - نسخه متنی

م‍ح‍م‍دج‍واد طب‍س‍ی‌؛ ت‍ه‍ی‍ه‌ک‍ن‍ن‍ده:‌ پ‍ژوه‍ش‍ک‍ده‌ ت‍ح‍ق‍ی‍ق‍ات‌ اس‍لام‍ی‌ ن‍م‍ای‍ن‍دگ‍ی‌ ول‍ی‌ ف‍ق‍ی‍ه‌ در س‍پ‍اه‌؛ م‍ت‍رج‍م:‌ ع‍ب‍دال‍ح‍س‍ی‍ن‌ ب‍ی‍ن‍ش

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

نفسى فداكم اذكروا الميثاقاوصابروهم واحذروا النفاقا
لا كوفة نبغى ولا عراقالا بل نريد الموت والعتاقا
جـانـم فـدايـتـان ، پـيمان را به ياد آريد؛ و در برابر آنان شكيباباشيد و از دورويى دورى گزينيد
نـه كـوفـه را مـى خـواهيم و نه عراق را، نه ، بلكه خواهان مرگ وآزادگى هستيم !
573- الارشاد، ص 202؛ تاريخ طبرى ، ج 3، ص 277.
574- البدايه و النهايه ، ج 7، ص 154.
575- تذكرة الخواص ، ص 215؛ خوب است در اينجا يادآور شويمكـه شـرابـخـورى مـعـاويـه و بـوزيـنـه بازى و
تنبور زنى اش وبازيچه قرار دادن دين ، امرى قطعى و از مسلمات تاريخ است (ر.ك .مـسند احمد حنبل ، ج 5، ص
347؛ تاريخ ابن عساكر، ج 7، ص 211و نيز اسدالغابه ، ج 3، ص 299؛ تاريخ بغداد، ج 7، ص 213؛الغدير، ج 10، ص 183).
على (ع ) در توصيف معاويه فرموده است : گمراهى او آشكار است وبـاطـنـى رسـوا دارد؛ ابـن ابى الحديد در
توضيح اين توصيف مىگويد: اما اينكه درباره معاويه مى گويد: گمراهى او آشكار است ،بـدون شـك ظـهـور در
گـمـراهـى و سـركـشى او دارد. و هر سركشىگـمـراه است . اما پنهانى رسوا دارد؛ مى دانيم كه او بسيار
شوخ وپـرده در بود. نديم و هم پياله داشت . معاويه از متانت به دور بودو به مقررات رياست پايبندى
نداشت ، مگر پس از آنكه بر اميرالمؤمنين خروج كرد و به احترام و وقار نياز داشت ؛ وگرنه در
روزگارعثمان بسيار رسوا و به هر كار زشتى نامبردار بود. در دوران عمراز ترس او اندكى خودش را حفظ مى
كرد، جز اينكه حرير و ديبا مىپـوشيد. وى در اين هنگام جوان و سبكسر بود و نشان و مستى سلطنتو امـارت
در او ديـده مـى شـد. سـيـره نـويـسـان دربـاره اشنقل كرده اند كه در دوران عثمان در شام شراب مى
نوشيد. اما پس ازآنكه على (ع ) به شهادت و او به حكومت رسيد، مورخان درباره اشاختلاف كرده اند؛ برخى
گفته اند كه او پنهانى شراب مى نوشيدو بـرخـى گـفـتـه اند كه ننوشيد. اما درباره گوش دادن به آواز
وطـربـناك شدن و عطا دادن به خوانندگان و ادامه اين كار، اختلافىنـيـسـت . (شرح نهج البلاغه ، ابن
ابى الحديد، ج 16، ص 160).بـنـابـر ايـن مـعـاويه در اشتهار به رسوايى و فسق و فجور دستكمى از پسرش ،
يزيد، ندارد.
576- الارشاد، ص 203؛ زندگينامه قيس پيش از اين گذشت و نيزدرباره دو پسران ارحبى و همين طور سلولى سخن
گفته شد.
577- هـانـى بـن هـانـى سـبـيـعـى : درفصل اول درباره اش سخن گفتيم .
578- سـعـيـد بـن عـبـدالله حـنـفـى : زنـدگـيـنـامـه اش درفصل اول ، گذشت .
579- الارشـاد، ص 203؛ البـدايـه والنهايه ، ج 8، ص 154 بااندكى تفاوت در نام ها؛ تاريخ ‌يعقوبى ، ج 2، ص 241.
580- اللهـوف ، ص 105، شـايـان ذكـر اسـت كـه صـاحـب كـتـاب((تـذكـرة الشـهـدا)) در ص 64 نـامـه اى ازاهل
كوفه به امام حسين (ع ) را نقل كرده است كه مردم از ستم يزيد وزورگـويـى او در ديـگـر سـرزمين ها شكايت
مى كنند. آنان همچنين ازعـبـيـدالله بـن زيـاد و سـتـم و سـركـشـى او شـكايت مى كنند و از آنحضرت مى
خواهند كه نزد آنان برود؛ چرا كه او از يزيد و پدرشبه خلافت سزاوارتر است .
ملاحظه متن نامه و تعابير زشت آن خواننده را به شك مى اندازد كهنـويـسـنـده اش حـتـى عـربـى روزگـار
مـا را هـمكامل نمى دانسته است !
همچنين ديده مى شود كه محتواى نامه با حقايق تاريخى نيز منافاتدارد. زيـرا در اين نامه مردم از جور و
ستم يزيد شكايت مى كنند. درحالى كه هنگام حضور امام حسين (ع ) در مكه ، يزيد جز چند ماهى برمـسـنـد
حـكـومـت تـكـيـه نـداشـت ؛ و در طـى ايـن چـند ماه اوضاع تغييرقـابـل ذكـرى نكرد. بلكه بالعكس در
طى اين دوره نعمان بن بشيرسـهـل گـير و ضعيف بر سر كار بود. از اين گذشته ابن زياد چندروز پس از آمدن
مسلم به كوفه وارد اين شهر شد.
نـكـتـه شـگـفـت آور در ايـن نـامـه ايـن اسـت كه مى گويد، امام پس ازخواندن نامه آن را دور انداخت و
پيك را هم از خود راند!
بـدون شـك ايـن از اخـلاق امـام (ع ) به دور است و تنها جز در يك جانـقـل نـكرده است كه نامه كسى را به
دور انداخته باشد. آن مورد هممربوط به نامه ابن زياد بود كه از آن حضرت مى خواست كه بهاطاعت و فرمان

/ 715