با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه - نسخه متنی

م‍ح‍م‍دج‍واد طب‍س‍ی‌؛ ت‍ه‍ی‍ه‌ک‍ن‍ن‍ده:‌ پ‍ژوه‍ش‍ک‍ده‌ ت‍ح‍ق‍ی‍ق‍ات‌ اس‍لام‍ی‌ ن‍م‍ای‍ن‍دگ‍ی‌ ول‍ی‌ ف‍ق‍ی‍ه‌ در س‍پ‍اه‌؛ م‍ت‍رج‍م:‌ ع‍ب‍دال‍ح‍س‍ی‍ن‌ ب‍ی‍ن‍ش

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

48 ـ تـاريـخ طـبـرى ، ج 3، ص 278؛ الارشـاد، ص 185؛ الاخبارالطوال ، ص 231.
49 ـ الاخبار الطوال ، ص 246.
50 ـ تـاريـخ ابن عساكر (ترجمة الامام الحسين (ع ) / تحقيق محمودى )، ص 192، حديث 246.
51 ـ مـاءخـذ پـيـشـيـن ، ص 211، شماره 266؛ نيز ر.ك : سير اعلام النبلاء، ج 3، ص 305.
52 ـ مشيرالاحزان ، ص 39.
53 ـ تاريخ طبرى ، ج 3، ص 308.
54 ـ الارشاد، ص 204.
55 ـ از آن جـمـله اسـت سـخـن حضرت 7 به يزيد بن رشك : ((اينها نامه هايى است كه مـردم كـوفـه بـه مـن
نـوشـتـه انـد و مـن آنـهـا را جـز قاتل خويش ‍ نمى بينم ...!)) (تاريخ ابن عساكر، ترجمة الامام الحسين
7، تحقيق محمودى ، ص 211، شماره 266). ديگر اين سخن حضرت است :
((بـراى من قتلگاهى انتخاب شده است كه من به آنجا مى روم )) (اللهوف ، ص 25). و اين فـرمـايـش حـضـرت :
((وعـدگاه ، گور من و مكانى است كه در آن به شهادت مى رسم و آن كـربـلا اسـت .)) (اللهـوف ، ص 28). و سخن
حضرت به ام سلمه است : ((اى مادر، خداوند خواسته است كه مرا از سر ظلم و دشمنى مظلومانه بكشد و سر
ببرند...)) (بحار الانوار، ج 44، ص 331 ـ 332) و سخن آن حضرت است به محمد بن حنفيه : ((چون از تو جدا شدم ، رسـول
خـدا9، نـزد مـن آمـد و گفت : اى حسين بيرون رو كه خداوند خواسته است كه تو را كشته ببيند.)) (اللهوف ، ص
27) جز اين ها، شواهد بسيارى وجود دارد مبنى بر اين كه ان حضرت از سرنوشت خويش و بى وفايى كوفيان آگاهى
داشت .
56 ـ جلد نخست همين پژوهش ، مقاله در پيشگاه شهيد فاتح .
57 ـ ر.ك . مـصـابـيـح الاءنـوار، ج 2، ص 1، مـطـبـعـة العـلمـيـه ، نـجـف اشـرف ، بـه نقل از صدوق در
الاَمانى و العيون .
58 ـ الفـتـوح ، ج 5، ص 27 ـ 29؛ و بـه نـقـل از آن : مـقـتـل الحـسـيـن خـوارزمى ، ج 1، ص 186؛ بحار الانوار،
ج 44، ص 328 به نقل از نسلية المجالس با اندكى تفاوت .
59 ـ اللهوف ، ص 27؛ و به نقل از آن ، بحارالانوار، ج 44، ص 364.
60 ـ تـاريـخ طـبرى ، ج 3، ص 297؛ الكامل فى التاريخ ، ج 3، ص 402؛ تاريخ ابن عساكر (ترجمة الامام الحسين (ع )
/ تحقيق محمودى )، ص ‍ 202، شماره 255 با اندكى تفاوت در آنجا آمده است : ((تا آن كه عمل خويش را ديدار كنم
))؛ البداية و النهايه ، ج 8، ص 176.
61 ـ الامامة و السياسة ، ج 2، ص 3؛ عقيه الفريد، ج 4، ص 377.
62 ـ مشيرالاحزان ، ص 41؛ اللهوف ، ص 25.
63 ـ بخش نخست همين پژوهش .
64 ـ بخش نخست همين پژوهش ، ص 376.
65 ـ در مـتـن الفـتـوح آمـده اسـت : چـنـانـچـه تو كشته شوى ، بيم آن دارم كه نور زمين خاموش گردد،
چون تو، روح هدايت و اميرمؤ منانى .
66 ـ تـاريـخ طـبـرسـى ، ج 3، ص 397؛ الكـامـل فـى التـاريـخ ، ج 2، ص 548؛ الارشاد، ص 202.
67 ـ ر.ك . مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 1، ص 312.
68 ـ در الكـامـل فـى التـاريـخ ، ج 2، ص 548، و در البـداية و النهاية ، ج 8، ص 169، نيز چنين است .
69 ـ ر.ك . الارشاد، ص 202.
70 ـ ر.ك . جلد دوم همين پژوهش .
71 ـ الفتوح ، ج 5، ص 74.
72 ـ در روايـت الفـتـوح ، (ج 5، ص 74) آمده است كه عبداللّه جعفر در پايان نامه اش گـفـت : ((در حـركـت بـه
سـوى عراق شتاب مكن كه من از يزيد و همه بنى اميه براى تو و مال و زن و فرزندت امان مى گيرم . والسلام ))
73 ـ جلد دوم همين پژوهش .
74 ـ ر.ك : كتاب ((زينب الكبرى ))، ص 87.

/ 715