با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه - نسخه متنی

م‍ح‍م‍دج‍واد طب‍س‍ی‌؛ ت‍ه‍ی‍ه‌ک‍ن‍ن‍ده:‌ پ‍ژوه‍ش‍ک‍ده‌ ت‍ح‍ق‍ی‍ق‍ات‌ اس‍لام‍ی‌ ن‍م‍ای‍ن‍دگ‍ی‌ ول‍ی‌ ف‍ق‍ی‍ه‌ در س‍پ‍اه‌؛ م‍ت‍رج‍م:‌ ع‍ب‍دال‍ح‍س‍ی‍ن‌ ب‍ی‍ن‍ش

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

75 ـ الارشـاد، ص 232؛ الكـامـل فـى التـاريـخ ، ج 2، ص 576؛ طـبـرى ، ج 3، ص 342.
76 ـ تاريخ طبرى ، ج 3، ص 296.
77 ـ الاخبار الطوا، ص 244.
78 ـ حياة الامام الحسين بن على (ع )، ج 3، ص 54 ـ 55.
79 ـ ملاحظه مى شود كه ما اين حقيقت را تكرار كرده بارها مورد تاءكيد قرار داده ايم . ايـن كـار از روى
عـمـد بـوده اسـت زيـرا مـشـاهـده مـى كـنـيـم كـه ايـن حـقـيـقت بر بسيارى از پژوهشگران پوشيده
مانده و آنها را از راه نتيجه گيرى درست منحرف ساخته است .
80 ـ امان دادن از ديدگاه امويان و واليانشان يكى از وام هاى فريب بود. زيرا معاويه بـارهـا بـه
مـخالفانش امان داد و سپس به آن خيانت كرد، مانند امانى كه به حُجر بن عدىّ داد. ابـن زيـاد بـه امانى
كه نماينده اش ، محمد بن اشعث ، به مسلم داد خيانت كرد. خود همين اشـدق در پايان زندگى ، تلخى خيانتى
را كه خود امويان به وى كردند چشيد. عبدالملك مـروان بـه وى ((امـان امـوى )) داد و سـپـس بـا دسـت خـود
او را سـر بـريـد! (ر.ك : قاموس الرجال ، ج 8، ص ‍ 103).
81 ـ روشـن اسـت كـه حـتـى مـاءخذى كه آقاى قرشى اين معنا را از آن استفاده كرده است يـعـنـى ((جـواهـر
المـطـالب فـى مناقب الامام علىّ بن ابى طالب (ع ))) از شمس الدين ابى البـركـات (نـسـخـه خطى و از
نسخه هاى كتابخانه اميرالمؤ منين در نجف اشرف ) ننوشته است . كه امام در روشنى روز و خارج شد. بلكه
نوشته است كه امام (ع ) آخرين وداع را با مـسـجـدالحرام انجام داد و نماز ظهر را در آن به جا مى آورد،
آنگاه با آن وداع كرد و بيرون رفـت (حـيـاة الامام الحسين بن على (ع )، ج 3، ص 53) اين خروج ، خروج از خانه
خدا پس از وداع بود، نه خروج از خود مكّه ، دقت كنيد.
82 ـ براى مثال : ر.ك اللهوف ، ص 27؛ مشيرالاحزان ، ص 41؛ كشف الغمّه ، ج 2، ص 241.
83 ـ الغارات ، ج 2، ص 573؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 4، ص 104.
84 ـ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد، ج 4، ص 104.
85 ـ ر.ك : بـراى مـثال ، اللهوف ، ص 27؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2، ص 248 ـ 249؛ تـذكـرة الخـواص ، ص 248؛ الخـصـائص
الحـسـيـنـيـّه ، ص 32 / چـاپ تـبـريـز؛ مقتل الحسين ، مقرّم ، ص 165؛ المنتخب ، طريحى ، ص 243؛ الارشاد،
ص 201.
86 ـ تاريخ يعقوبى ، ج 2، ص 248 ـ 250.
87 ـ تاريخ الطبرسى ، ج 3، ص 293، الارشاد، ص 200. نيز ر.ك . مروج الذهب ، ج 3، ص 70.
88 ـ الكامل فى التاريخ ، ج 3، ص 275.
89 ـ تذكرة الخواص ،ص 219.
90 ـ تاريخ الطبرسى ، ج 3، ص 293.
91 ـ الاخبار الطّوال ،ص 242 ـ 243.
92 ـ گـذشـتـه از شـهـرت تـاريـخـى ، قـوى تـريـن دليـل آن ، سـخـن امام حسين (ع ) در نامه دوّم به مردم
كوفه است ؛((... من روز سه شنبه هشت روز گـذشـتـه از ذى حـجـّه ، روز تـرويـه از مـكـّه به سوى شما حركت
كردم ...)) (تاريخ طـبـرسـى ، ج 3، ص 301) دو روايـت نـيـز از امـام صـادق (ع ) نقل شده است كه مى گويد، امام
حسين (ع ) روز
تـرويـه از مـكـّه بـيـرون آمـد (ر.ك . الكافى ، ج 4، 535، شماره 4؛ التهذيب ، ج 5، ص 436، شماره 162؛
الاستبصار، ج 2، ص 327، شماره 1160.)
93 ـ زيـرا مـبـنـاى مـحـاسـبه گذشت هفت روز، روز عرفه است . بنابراين آن روز، روز پـانـزدهـم اسـت .
چنانچه روز عرفه در آن سال چهارشنبه بوده باشد، مراد از آن روز، آن طـور كـه در مـتـن روايـت آمده
است ، روز چهارشنبه نمى تواند باشد. چنانچه مبناى محاسبه روز پـس از عرفه قرار گيرد، در آن صورت
چهارشنبه مى شود شانزدهم ؛ و چنين قولى با هر دو احتمال نادر است .
94 ـ چـنـان كـه مـسـعـودى نـيـز بـا ذكـر قـول نـخـسـت ـ بـه نـحـو احـتـمـال ـ بـر هـمين باور است ؛
آنجا كه مى افزايد: ((و گفته شده است : روز چهارشبنه ، روز عرفه ، نه روز گذشته از ذى حجّه سال شصت ))

/ 715