با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه - نسخه متنی

م‍ح‍م‍دج‍واد طب‍س‍ی‌؛ ت‍ه‍ی‍ه‌ک‍ن‍ن‍ده:‌ پ‍ژوه‍ش‍ک‍ده‌ ت‍ح‍ق‍ی‍ق‍ات‌ اس‍لام‍ی‌ ن‍م‍ای‍ن‍دگ‍ی‌ ول‍ی‌ ف‍ق‍ی‍ه‌ در س‍پ‍اه‌؛ م‍ت‍رج‍م:‌ ع‍ب‍دال‍ح‍س‍ی‍ن‌ ب‍ی‍ن‍ش

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

112 ـ الفتوح ، ج 5، ص 35، مقتل الخوارزمى ، ج 1، ص 195 ـ 196.
113 ـ الارشاد، ص 186.
114 ـ همان .
115 ـ شرح الاخبار، ج 3، ص 143.
116 ـ الاخبار الطوال ، ص 235.
117 ـ روضة الواعظين ، ص 173.
118 ـ تاريخ الطبرى ، ج 3، ص 279.
119 ـ تاريخ الطبرى ، ج 3، ص 2079. زندگينامه شهيد عابس شاكرى در جلد دوم ، ص 382 ـ 384، زنـدگـيـنامه شهيد
سعيد بن عبد اللّه حنفى در ص ‍ 41 و زندگينامه حبيب بن مظاهر در ص 333 آمده است .
120 ـ تاريخ الطبرى ، ج 3، ص 279.
121 ـ تذكرة الخواص ، ص 221، روضة الواعظين ، ص 174.
122 ـ كمترين شمارى كه منابع تايخى براى بيعت كنندگان نوشته اند دوازده هزار تن است (مناقب آل ابى طالب
، ج 4، ص 91؛ تاريخ الطبرى ، ج 3، ص 275؛ مروج الذهب ، ج 3، ص 55؛ و ديـگـران ). بـيـشـتـر مـورخـان شـمـار
آنـان را هجده هزار تن نوشته اند؛ (اللهـوف ، ص 16؛ روضـة الواعـظـيـن ، ص 173؛ الاخـبـار الطوال ، ص 235؛
تاريخ الطبرى ، ج 3، ص 290؛ مشير الاحزان ، ص 32، الارشاد، ص 186، سير اعلام النبلاء، ص 299، و ديگران .)
گروهى هم سى هزار تن نوشته اند (عقد الفـريـد، ج 5، ص 126؛ الامـامـه و السـياسه ، ج 2، ص 4.) گروهى نيز
شمار آنان را چهل هزار تن نوشته اند (مشير الاحزان ، ص ‍ 26،) همه اين ارقام را مى توان درست دانست . بـه
اين ترتيب كه بگوييم هر كدام از آنها به يكى از برهه هاى زمانى اختصاص داشته و آن هنگامى كه مسلم نامه
اش را به امام مى نوشته است شمار آنان هجده هزار تن بوده است . آنـچـه ذهـبى درباره نامه مسلم به امام
(ع ) نوشته است نيز مؤ يد اين مطلب است . "... تا كـنـون هـجـده هـزار تـن بـا من بيعت كرده اند...)) (سير
اعلام النبلاء، ج 3، ص 299). ولى روايـت طـبـرى بـه نـقـل از عبداله بن حازم كه مى گويد شمار بيعت
كنندگان در هنگام قيام مـسـلم هـجـده هزار تن بوده است ، سخن فوق را تضعيف مى كند (تاريخ الطبرى ، ج 3،
ص 286).
123 ـ تاريخ الطبرى ، ج 3، ص 290؛ نيز ر.ك . مشير الاحزان ، ص 32.
124 ـ زندگينامه كوتاه وى در جلد دوم اين پژوهش آمده است (ص 118).
125 ـ تاريخ الطبرى ، ج 3، ص 279؛ الكامل فى التاريخ ، ج 3، ص 386، الاخبار الطوال ، ص 231؛ الارشاد، ص 186.
126 ـ همان .
127 ـ مـثـل عـمـارة بـن عـقبة بن ابى معيط، عبداللّه بن مسلم بن سعيد حضرمى و عمر بن سعد بن ابى وقّاص
(ر.ك . تاريخ الطبرى ، ج 3، ص 279.)
128 ـ تاريخ الطبرى ، ج 3، ص 280.
129 ـ ابـن قـيـتـبـه ديـنـوارى گـويـد: حـسـيـن بـن عـلى ، مـسـلم بـن عـقـيـل را بـه كـوفـه
فـرسـتاد تا از مردم برايش بيعت بگيرد. نعمان بن بشير كه والى كـوفـه بـود گـفـت : هـر آيـنـه پـسـر
دخـتـر رسـول خـدا(ص ) از پـسـر بـجـدل ـ يـعـنـى يـزيـد ـ مـحـبـوب تـر اسـت . ايـن سـخـن بـه گـوش
يـزيـد رسـيـد و آهنگ عـزل وى كـرد.)) (الامـامه و السياسه ، ج 2، ص 4). با توجه به اين كه ابن قيتبه تنها
كـسى است كه اين خبر را نقل كرده است ، مى توان آن را كينه نهانى نعمان نسبت به يزيد حـمـل كـرد. زيـرا
كـه يـزيـد انـصـار را خـوار مـى شـمـرد و شـاعـران (مثل اخطل ) را بر بدگويى آنان تشويق مى كرد، نه
اين كه نعمان دوستدار امام حسين (ع ) بود.
130 ـ بـخـش دوم ايـن پـژوهـش ، ص 128. نـعـمـان آگـاهـى خويش را نسبت به موضع مـعـاويـه دربـاره قـتل
امام حسين (ع ) در گفت و گوى با يزيد آشكار ساخت . يزيد، پس از شـهـادت امـام (ع ) و نـصـب سر مقدس وى در
دمشق ، او را فراخواند. چون نزدش آمد پرسيد: كـار عـبـيداللّه بن زياد را چگونه ديدى ؟ گفت : جنگ نوبتى
است . آنگاه يزيد گفت سپاس خـدايـى را كـه او را كـشـت . نـعـمـان گـفـت : امـيـرالمـؤ مـنـيـن ـ
يـعـنـى مـعـاويـه ـ قتل وى را خوش نمى داشت ! (ر.ك .مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 2، ص 59 ـ60).

/ 715