با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه - نسخه متنی

م‍ح‍م‍دج‍واد طب‍س‍ی‌؛ ت‍ه‍ی‍ه‌ک‍ن‍ن‍ده:‌ پ‍ژوه‍ش‍ک‍ده‌ ت‍ح‍ق‍ی‍ق‍ات‌ اس‍لام‍ی‌ ن‍م‍ای‍ن‍دگ‍ی‌ ول‍ی‌ ف‍ق‍ی‍ه‌ در س‍پ‍اه‌؛ م‍ت‍رج‍م:‌ ع‍ب‍دال‍ح‍س‍ی‍ن‌ ب‍ی‍ن‍ش

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

كـوفـه صـورت پـذيـرفـت . شـايـد يـكـى از دلايل انتقال مسلم از خانه مختار به خانه هانى بن عروه
دستگيرى مختار و زندانى شدن وى بوده است .
173 ـ الارشـاد، ص 154؛ ر.ك . اعـلام الورى ، ص 176؛ مـجمع البحرين ، ص 492؛ نفس المهموم ، ص 119.
174 ـ اختيار معرفة الرجال (رجال كشى )، ج 1، ص 295، شماره 138، 139.
175 ـ همان .
176 ـ آيت اللّه خويى گويد: او از كسانى است كه بر سر محبّت على (ع ) كشته شد. او را ابن زياد كشت ؛ و در
بلندى منزلت و نزديكى او به اميرالمؤ منين (ع ) ترديدى نيست . او از كسانى است كه موافق و مخالف درباره
اش وحدت نظر دارند. و همين در اثبات عظمت وى بس است ...)). (معجم رجال الحديث ، ج 7، ص 191، شماره 4589).
"اميرالمؤ منين او را رشـيـد البـلايـا (رشـد يـافـتـه در گـرفتارى ها) مى ناميد؛ و به او علم بلايا و
منايا را آمـوخـتـه بود. به طورى كه او هرگاه به كسى مى رسيد مى گفت : فلانى تو به فلان مـرگ خـواهى
مرد و تو اى فلانى به مرگ فلان و فلان كشته خواهى شد، و همان گونه نـيـز مـى شـد. اميرالمؤ منين مى
فرمود: تو رشيدالبلايا هستى ، يعنى بدين گونه كشته خـواهـى شـد و هـمـان شـد كـه امـيـرالمـؤ
مـنـيـن (ع ) فـرمـود." (اخـتـيـار مـعـرفـة الرجـال ، ج 1، ص 291، شـمـاره 131) و در امـالى طـوسـى (165 ـ
166، شماره 276 / 28) آمده است : ((اميرالمؤ منين (ع ) او را رشيدالمبتى مى ناميد.))
او در طـاعـت و عـبـادت بـسـيـار كـوشـا بـود. تـا آنـجـا كـه از دخـتـرش ، قـنـوا، نـقـل شـده اسـت
: ((بـه پـدرم گفتم : خيلى زياد تلاش مى كنى ! گفت : دختركم ، پس از ما گـروهى مى آيند كه بصيرتشان در دين
از تلاش پيشينيانشان بهتر است .)) (البحار، ج 42، ص 123، باب 122، شماره 6).
يك نكته مهم : ممكن است اين پرسش به ذهن خواننده گرامى خطور كند كه اگر رشيد هجرى به دست عبيداللّه
كشته شد، آيا او را قبل از كشتن امام حسين (ع ) كشت يا پس از آن !
امـا پـاسخ : تا آنجا كه ما در منابع تاريخى جست وجو كرده ايم ، هيچ كدام از آنها درباره روز قتل و يا
درباره اين كه پيش از امام يا پس از آن حضرت كشته شد چيزى ننوشته است . ولى بـه احـتـمـال زيـاد، او در
روزهـاى نـخـسـت حـكـومـت عـبـيـداللّه زيـاد بـر كـوفـه به قـتـل رسـيـد. زيـرا كـه نـخـسـتـيـن
روزهـاى حـكـومـت و ولايـت وى بـا قـتـل بـزرگـان شـيـعه و ياران على ، حسن و حسين (ع ) همراه بود.
شايد هم در نخستين روز ريـاسـت عـبـيـداللّه كـشـتـه شـد، زيـرا يـكى از مورخان مى نويسد: ابن زياد
بامداد پس از رسـيـدنـش حـمـله بـرد و جـولان داد و چـونـان رعـد و بـرق خـروشـيـد. او گـروهـى از
اهـل كـوفـه را گـرفت و در دم كشت . او اين كار را براى خرد كردن اعصاب مردم و منصرف سـاخـتـن آنـان از
انـقـلاب كـرد.)) (حـيـاة الامـام الحـسـيـن بـن عـلى (ع )، ج 2، ص 360 بـه نـقـل از فصول المهمّه ، ص ‍ 197
و وسيلة المآل ، ص 186) اين اولا، ثانيا: چنانچه رشيد هـجـرى تـا هـنـگـام قـيـام مسلم و يا هنگام خروج
امام (ع ) از مكّه به سوى عراق يا تا پس از قتل امام (ع ) زنده مى بود، به احتمال بسيار زياد اين شيعه
مخلص بايد متناسب با هر كدام از ايـن دوره هـا تـحرّكى چشمگير مى داشت ؛ و چنين نقشى هر چند به طور
اشاره و گذرا در تاريخ ثبت مى شد.
177 ـ اگـر ايـن پـرسـش از كـسى مى بود كه خارى به پاى او خليده و يا كارد به دستش زخمى ساده وارد ساخته
بود بى جا مى نمود، ولى اين پرسش از كسى كه دست ها و پـاهـاى او بـريـده شـده نـشـان از آن دارد كـه
كـه سـؤ ال كـنـنـده مـى دانـد كـه آن مـرد از نـظر معنوى و تمرين روحى ، آن چنان عالى است كه بر
دردهـاى شـديـد فـايق مى آيد؛ و براى او بسيار اندك است يا آن را احساس نمى كند. رشيد پندار دخترش را
چنين پاسخ داد: دختركم ، نه ، مگر به اندازه فشار جمعيّت !
178 ـ اخـتـيـار مـعـرفـة الرجـال (رجـال كـشـى )، ج 1، ص 290 ـ 291، شـمـاره 131. شـيـخ طـوسـى نيز اين
روايت را با انـدكـى اخـتـلاف از شـيـخ مـفـيـد بـه نـقـل از ابـو حـسـّان عـجـلى از دخـتـر رشـيـد
هـجـرى نـقـل كـرده اسـت . در آن روايـت آمده است : سپس همسايگان و آشنايان آمدند و برايش ناله مى
كـردنـد. گـفت : برايم كاغذ و دوات بياوريد؛ و آغاز به املاى اخبار وقايع كاينات كرد و آن را بـه
امـيرالمؤ منين نسبت مى داد. چون اين خبر به ابن زياد رسيد، حجامتگر را فرستاد تـا زبـانـش را
بـبـرد؛ و او هـمـان شب مرد ـ خدايش رحمت كند ـ.)) (امالى طوسى ، ص 165، شماره 276 / 28).

/ 715