با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه - نسخه متنی

م‍ح‍م‍دج‍واد طب‍س‍ی‌؛ ت‍ه‍ی‍ه‌ک‍ن‍ن‍ده:‌ پ‍ژوه‍ش‍ک‍ده‌ ت‍ح‍ق‍ی‍ق‍ات‌ اس‍لام‍ی‌ ن‍م‍ای‍ن‍دگ‍ی‌ ول‍ی‌ ف‍ق‍ی‍ه‌ در س‍پ‍اه‌؛ م‍ت‍رج‍م:‌ ع‍ب‍دال‍ح‍س‍ی‍ن‌ ب‍ی‍ن‍ش

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

گفته شده است : منزلى است ميان بصره و كوفه .
361 ـ ديـنـورى گـويـد: ((هـرگـاه ابـن زياد گروه زيادى از مردم را به جنگ حسين مى فرستاد، جز اندكى از
آنها به كربلا نمى رسيدند. آنان از جنگ با حسين ناخشنود بودند، در نـتـيجه خوددارى و سرپيچى مى
كردند. عبيداللّه زياد سويد بن عبدالرحمن منقرى را در راءس سـپـاهـى بـه كـوفـه فـرسـتـاد ه در
شـهـر بـگردد و هركس را كه از رفتن به جنگ خوددارى كند نزد او ببرد.)) (الاخبار الطوال ، ص 254).
362 ـ حـيـاة الامـام الحـسـيـن بـن عـلى (ع )، ج 2، ص 415، بـه نقل از كتاب ((الدولة الامويه فى الشام ))، ص
56.
363 ـ تـاريـخ دمـشـق ، ج 14، ص 215؛ و تـاريـخ ابـن عساكر ترجمة الامام الحسين ، تحقيق محمودى ، ص 305،
شماره 264.
364 ـ ياقوت حموى يادآور شده است كه مردم بستان ابن معمر را به غلط، بستان ابن عـامـل و بـسـتـان بـنـى
عـامـر گـفـتـه انـد، و آن جـايـى اسـت كـه هـم نـخـل يمنى و هم نخل شامى در آن وجود دارد و آنها دو
دره هستند؛ و بستان ابن معمر همان است كه به بطن نخله مشهور است ... (ر.ك : معجم البلدان ، ج 1، ص ‍ 414).
365 ـ ابـوفـراس ، هـمـام بـن غـالب تميمى حنظلى ، در اصطلاح رجالى ، از اصحاب امـيـرالمـؤ مـنين ،
امام حسن ، امام حسين و امام سجاد ـ عليهم السلام ـ به شمار مى آيد. او همان كـسـى اسـت كـه قـصـيـده
بزرگ و معروف خويش را در ستايش امام سجاد(ع ) در يك موضع گـيرى شجاعانه برابر هشام بن عبدالملك قرائت
كرد. ابيات اين قصيده نشان مى دهد كه وى به اهل بيت اعتقاد داشت و دوستدارشان بود. از جمله ابيات آن
قصيده ابيات زير است :
هذا الذى تعرف البطحاء و طاءته و البيت يعرف و الحلّ و الحرمُ
هذا ابن خير عباداللّه كلهم هذا التقى النقى الطاهر العلم
اذا اراءته قريش قال قائلهاالى مكارم هذا ينتهى الكرم
هذا بن فاطمة ان كنت جاهلهابجده ابنياء اللّه قد ختموا
ايـن كـسى است كه سرزمين بطحا با گام هايش آشنا است و خانه [خدا] و حرم و حلّ او را مى شناسند
پدارنش بهترين همه بندگان خدايند و او پارسا، پاكيزه و پاك و مشهور است .
قريش با ديدن او مى گويند كه با كرامت هاى وى كرامت به پايان مى رسد.
اگـر او را نـمى شناسى اين پسر فاطمه است ؛ و فرستادگان خداوند به جدّ او ختم شده اند.
(ر.ك : مـعـجـم رجـال الحـديـث ، ج 13، ص 256، شـمـاره 9315؛ مـسـتـدركـات عـلم رجال الحديث ، ج 6، ص 196،
شماره 11517).
فـرزدق در دوران خلافت عمر به دنيا آمد و چون بزرگ شد از طبع شعر برخوردار شد و از همگنان برترى يافت .
پدرش او را نزد على (ع ) برد و گفت : به او قرآن بياموز؛ او در سـال 110 در سـن حـدود صـد سـالگـى
درگـذشـت . گـفـتـه انـد: 130 سال زيست ... او سرورى بخشنده ، با فضيلت و بزرگ بود.)) (ر.ك : لسان الميزان ،
ج 6، ص 199).
366 ـ امـام بـا اين سخن به نقشه يزيد براى ربودن يا كشتن وى در مكّه مكرّمه اشاره مى فرمايد.
367 ـ ايـن مـشهورترين تعبيرى است كه حالت ضعف روحى و دوگانگى شخصيت امت و بـه ويـژه كـوفـيـان را
بـازگـو مـى كـند. بلكه تعبيرى است براى نشان دادن نهايت اين بـيـمارى كه انسان كسى را كه دوست مى
دارد، با شمشير آن كس كه او را دوست نمى دارد، بكشد.
368 ـ الارشـاد، ص 201. در ايـن جـا بـايـد از ايـن شـاعـرى كـه بـا صداقت و شجاعت دوستى خود را نسبت به
اهل بيت ابراز داشت و براى دفاع از امام سجاد(ع ) در برابر هشام اموى آن موضع شجاعانه را گرفت و آن
حضرت را ستود و در ديدار با امام با عبارت ((از فـردى آگاه پرسيدى دل هاى مردم با تو و شمشيرهايشان با
دشمنان تو است ))، آگاهى بالاى سياسى و اجتماعى خود را نشان داد، بپرسيم كه چرا امام را رها كرد و از
او جدا شد؟ آيـا ضـرورت يـارى امـام را درك نـكـرده بـود و نـمـى دانـسـت كه بايد به كاروان حسينى
بـپـيـوندد و به فيض شهادت نايل آيد؟ آيا انتظار نداشت كه در آن زمان نابهنگام ، آنچه در عـمـل بـراى
امـام (ع ) پـيـش آمـد، پـيـش آيـد؟ يـا آن كـه فـرزدق تـنـهـا اهل بيت را از ديگران برتر مى شمرد و

/ 715