با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه - نسخه متنی

م‍ح‍م‍دج‍واد طب‍س‍ی‌؛ ت‍ه‍ی‍ه‌ک‍ن‍ن‍ده:‌ پ‍ژوه‍ش‍ک‍ده‌ ت‍ح‍ق‍ی‍ق‍ات‌ اس‍لام‍ی‌ ن‍م‍ای‍ن‍دگ‍ی‌ ول‍ی‌ ف‍ق‍ی‍ه‌ در س‍پ‍اه‌؛ م‍ت‍رج‍م:‌ ع‍ب‍دال‍ح‍س‍ی‍ن‌ ب‍ی‍ن‍ش

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

397 ـ الارشاد، ص 201 و تاريخ الطبرى ، ج 3، ص 296.
398 ـ تذكرة الخواص ، ص 217.
399 ـ تـاريـخ ابـن عـسـاكـر، تـرجـمـة الامـام الحـسين ، ص 302، شماره 261؛ انساب الاشراف ، ج 3، ص 377.
400 ـ مناقب آل ابى طالب ، ج 44، ص 95؛ كشف الغمه ، ج 2، ص 43.
401 ـ انـسـاب الاشـراف ، ج 3، ص 376؛ تـاريـخ الطبرى ، ج 3، ص 296؛ تجارب الامـم ، ج 2، ص 56؛ مـعـجـم
البـلدان ، ج 3، ص 412؛ الاخـبـار الطوال ، ص 245.
402 ـ اللهوف ، ص 32.
403 ـ اللهوف ، ص 32.
404 ـ ر.ك : حياة الامام الحسين بن على (ع )، ج 3، ص 60.
405 ـ كشف الغمه ، ج 2، ص 32؛ المحجة البيضاء، ج 4، ص 228.
406 ـ معجم البلدان ، ج 4، ص 108.
407 ـ خطب الامام الحسين (ع )، ج 1، ص 132؛ و نوشته است كه وادى عقيق از جنوب به شمال امتداد دارد و در آن سه
جايگاه است : ذات عرق ، عمره ، مسلخ .
408 ـ بشر بن غالب اسدى : وى (در اصطلاح رجالى ) از اصحاب امام حسين (ع ) و امام سـجـاد(ع ) بـه شـمار مى
آيد... برقى وى را از اصحاب اميرالمؤ منين ، حسنين و سجاد(ع ) شمرده است .
او و بـرادرش ـ بشير ـ دعاى معروف امام حسين (ع ) در روز عرفه را روايت كرده اند. اين دو دربـاره سـيـره
قـائم (ع ) نـيـز نـقـل روايـت كـرده انـد. بـشـر از امـام حـسـيـن (ع ) نـقـل كـرده اسـت كـه فـرمود:
((هركس ما را به خاطر خدا دوست بدارد ما و او اين گونه بر رسول خدا(ص ) وارد مى شويم . و انگشتانش را به
هم چسباند؛ و هركس ما را به خاطر دنيا دوسـت بـدارد، دنـيا نيكوكار و بدكار را در بر مى گيرد. روايت
هاى ديگر وى از امام حسين (ع ) در كـتـاب عـدّة الداعـى ، فـضـل القـراءة ، ص 296 نقل شده است . (ر.ك :
مستدركات علم رجال الحديث ، ج 2، ص 33، شماره 2130).
ابـن حـجـر گـويـد: ابـو عـمـرو كـشـّى در كـتـاب رجـال الشـيـعـه گـفـتـه اسـت : عـالمـى فـاضـل و
جليل القدر؛ و گويد: از حسين بن على و پسرش زين العابدين روايت كرده است ...)) (لسان الميزان ، ج 2، ص 29).
409 ـ اللهـوف ، ص 30؛ و ر.ك : مـثـيـرالاحـزان ، ص 42. ولى شـيخ صدوق در كتاب اماى نوشته است كه اين ديدار
در منطقه ثعلبيّه انجام شد (امالى صدوق ، ص 131، مجلس 30، حديث شماره يك ). اين روايت در جاى خود نقل
خواهد شد.
410 ـ انساب الاشراف ، ج 3، ص 377؛ تاريخ ابن عساكر، ترجمة الامام الحسين (ع )، ص 303، شماره 261.
411 ـ اءنساب الاشراف ، ج 3، ص 377.
412 ـ ر.ك : انساب الاشراف ، ج 3، ص 366.
413 ـ معجم البلدان ، ج 1، ص 449.
414 ـ همان ، ج 2، ص 204.
415 ـ خطب الامام الحسين ، ج 1، ص 132.
416 ـ تاريخ الطبرى ، ج 3، ص 301.
417 ـ تـاريـخ الطبرى ، ج 3، ص 301؛ و ر.ك : تجارب الامم ، ج 2، ص 57؛ در اين كـتـاب حـصـيـن بـن تـمـيـم
آمـده اسـت . در انـسـاب الاشـراف (ج 3، ص ‍ 378)، الاخـبـار الطـوال ، ص 245 ـ 246؛ تـذكـرة الخواص ، ص 221؛
و در ارشاد (ص 220) آمده است : ((نـقـل شده كه او را با شانه هاى بسته از بالاى قصر بر زمين انداختند و
استخوان هايش شـكست . هنوز رمقى در وى باقى بود كه مردى به نام عبدالملك بين عمير لحنى آمد و او را سـر
بـريـد. گفتند كه چرا اين كار كردى و بر او عيب گرفتند، گفت : خواستم كه آسوده اش كنم !))
418 ـ اللهوف ، ص 32 ـ 33؛ و ر.ك : مثير الاحزان ، ص 42.
419 ـ الارشاد، ص 202.
420 ـ ابصار العين ، ص 112؛ تاريخ الطبرى ، ج 3، ص 301؛ الارشاد، ص 202؛ و ر.ك : انـسـاب الاشـراف ، ج 3، ص 378؛
الاخـبـار الطوال ، ص 245 ـ 246؛ مثير الاحزان ، ص 42؛ تذكرة الخواص ، ص 221.

/ 715