با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه - نسخه متنی

م‍ح‍م‍دج‍واد طب‍س‍ی‌؛ ت‍ه‍ی‍ه‌ک‍ن‍ن‍ده:‌ پ‍ژوه‍ش‍ک‍ده‌ ت‍ح‍ق‍ی‍ق‍ات‌ اس‍لام‍ی‌ ن‍م‍ای‍ن‍دگ‍ی‌ ول‍ی‌ ف‍ق‍ی‍ه‌ در س‍پ‍اه‌؛ م‍ت‍رج‍م:‌ ع‍ب‍دال‍ح‍س‍ی‍ن‌ ب‍ی‍ن‍ش

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

يك سوم سـپـاه اسـلام و شـمـارشـان سـيـصـد تن بود. عبدالله بن اُبَىّ به منظور تضعيف مسلمانان ، به
بهانه اين كه جنگى در كار نيست ،(56) پيش از جنگ ، به مدينه بازگشت . نيز گفته شـده است كه پيامبر(ص) به
دليل كفرشان آنان را باز گرداند و شمار آنها ششصد تن بود. در روايـتى آمده است كه پيامبر(ص) روز اُحد
بيرون آمد. پس از گذشتن از ثنية الوداع ، عبدالله بـن اُبـَىّ را در راءس دسـتـه اى آراسـتـه ديد.
پرسيد: اينان كيستند؟ گفتند: عبدالله بن اُبَىّ در راءس ‍ شـشـصد تن از هم پيمان هاى او از يهود بنى
قينقاع ، فرمود: آيا اسلام آورده اند؟ گفتند: يا رسول الله ، نه . فرمود: به آنان فرمان بازگشت بدهيد؛
زيرا ما از مشركان عليه مشركان كمك نمى گيريم .(57)
اين شاخه از جريان نفاق ، برجلوگيرى از پيشرفت اسلام و شكست مسلمانان و آزار پيامبر(ص) و تـوطـئه
چـيـنـى بـراى قـتـل آن حـضـرت تـلاش فـراوان كـرد. غـزوه هـا و جـنـگ هـاى رسـول خـدا(ص) گواه همه
اين موارد است ؛ و پژوهنده سيره نبوى اين حقيقت آشكار را به آسانى در خـواهـد يـافـت . اما در طول
دوران ده ساله زندگى پيامبر(ص) در مدينه تلاش ‍ اين شاخه از منافقان براى آنان جز خوارى و ذلت چيزى به
بار نياورد.
رفـتـار پيامبر(ص) با رهبر اين شاخه و پيروان او و رويارويى آن حضرت با كارها و دسيسه هـايشان به
مقتضاى مصالح اسلام و تداوم پيشرفت آن بود. آن حضرت طبق شرايط اسلام و به مـقـتـضاى حكمت الهى و
خطاناپذيريش ، صبر و بردبارى و گذشت به خرج مى داد و يا اين كه بر آنها سخت مى گرفت و تنبيه شان مى كرد.
اين شاخه و رهبرشان ، عبدالله بن ابى ، ديگر شاخه هاى نفاق ، به طور پنهانى روابط حسنه داشـتـنـد.
بـراى پژوهنده ، اين روابط، با كنار هم قرار دادن مضمون برخى روايت ها، دريافت و فـهـم نـانـوشـتـه
هـاى مـيـان سـطـور قـابـل كـشـف اسـت . بـراى مثال در جنگ احد، پس از بروز شايعه قتل رسول خدا(ص)،
برخى از مسلمانان كه شيطان آنها را گـمـراه كـرده بـود، در حـالى كـه فرار مى كردند و از كوه بالا مى
رفتند و به هيچ كس توجّه نـداشـتـند، گفتند: (اى كاش وكيلى را نزد عبدالله بن اءبى بفرستيم تا از
ابوسفيان براى ما امان بگيرد. اى مردم محمد كشته شده است ، بنابر اين پيش از آن كه بيايند و شما را
بكشند نزد خويشاوندان خود بازگرديد.)(58)
بـرخـى گـفـتـنـد: (اگـر او پـيـامـبـر بـود كـشـتـه نـمـى شـد، پـس بـه ديـن نـخـست خويش باز
گـرديـد؛(59) و بـرخـى ديـگـر گـفـتند: ما دستمان را سوى آن ها دراز مى كنيم ، آنان خـويـشـاونـدان و
عـمـوزادگـان مـا هـسـتند.)(60) صاحب كتاب (السيرة الحلبيه ) مى گويد: (اين [عبارت اخير] نشان مى دهد كه
اين گروه [فرارى ] نه از انصار، بلكه از مهاجران بودند.)(61)
ايـن سخن ها و اظهار نظرها به گونه شك برانگيزى به اين واقعيت اشاره دارد كه ميان منافقان قريش
عبدالله بن اُبى بن سلول و ابوسفيان ـ سركرده كفر در رويارويى با اسلام و كسى كه پـس از آن در راءس
نـفـاق امـوى و پـنـاهگاه منافقان بود ـ(62) روابطى پنهانى وجود داشته است . بى ترديد رهبر حزب سلطه در
شمار كسانى بود كه به منظور فرار، از صخره بالا رفت ؛ دلايل خاص تاريخى اين امر را اثبات مى كند.(63)
مطلب ديگرى كه اين ادعا را اثبات مى كند و از قضاياى مسلم تاريخى است ، اين كه در جنگ احد، هـمه
مهاجران بجز اميرمؤ منان على (ع)، از كنار رسول خدا(ص) فرار كرده اند. در خبر آمده است كه اءنس بن نضر،
قبل از شهادتش در اين جنگ ، عمربن خطاب و چند تن ديگر از فراريان را كه دست از جنگ كشيده بودند به جهاد
و شهادت فرا خواند، اما آنها اجابت نكردند. روايت در اين باره چـنـيـن مـى گويد: اَنس بن نضر، عموى
انس بن مالك به عمربن خطاب و طلحة بن عبيدالله و چند تـن ديگر از مهاجران و انصار رسيد كه دست از جنگ
كشيده بودند. گفت : چرا نشسته ايد؟ گفتند: پـيـامـبـر(ص) كـشـتـه شـده . گـفـت : در ايـن صـورت زنـدگـى
پس از او را مى خواهيد چه كنيد؟ بـرخـيـزيد و براى همان چيزى كه پيامبر مرده است شما نيز بميريد! سپس
خود به سوى دشمن رفـت و جـنـگـيـد تا كشته شد.(64) اين روايت ناظر بر اين حقيقت است كه آنها همراه وى به
جنگ برنخاستند.
بـازگـشـت بـه گـذشـتـه كـه نـاشـى از تـرديـد در نـبـوّت رسـول خـدا(ص) بـود، تـنها به شمارى از
صحابه در جنگ احد محدود نمى شود، بلكه در همه سختى ها و شكست ها و شرايطى كه جريان باد مخالف مى وزيد،
تكرار مى شد. عمر بن خطاب ، خـود دربـاره تـكـرار ايـن تـرديد، آن هم به صورتى شديدتر، در روز صلح

/ 715