بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
و فطرت بشر موافق است ، داراى جهتى ثابت و استوار است كه انحراف در او راه نخواهد داشت . دين مقدس اسلام كه از هر گونه اوهام و خرافات منزه و پاك است ، روى چنان جهت صحيحى پايه گذارى شده و حقانيت و نورانيت آن تا ابد جلوه گر است . *مهمترين علت دين گريزى* برنامه تبليغات جاهلانه و بى پايه كليسا ، در قرون وسطى ، و خرافات هاى آن ، امروز در سراسر عالم باشكست فاحشى روبرو شده ، و عقل و فكر مردم جهان ديگر نمى تواند آن همه افسانه و قوانين اجرا نشدنى را بپذيرد . دين اسلام است كه در هيج زمان و مكانى ، كوچك ترين مخالفتى با دانش نداشته ; بلكه از زمان ظهور خود ، پيروانش را همواره به تحصيل علم ترغيب و تشويق كرده و پى بردن به مجهولات آفرينش را ، جزء فرائض اصلى خود دانسته است . *محافل كليسايى* براى توضيح اين مطلب ، ناچاريم مخالفت بعضى از محافل كليسايى را ، در دروان هاى متمادى ، با علم اشاره كرده ، وسپس خطر پيدايش بدبينى به اسلام را براى جامعه بشريت تذكر دهيم ، آنگاه به مزيّت اسلام بر تمام اديان و قوانين بپردازيم . زمانى كه رياست كليسا ، به « پاپ گرگوارى » نهم منتهى شد ، مأمورانى را براى تفحص از حال مردمى كه مظنون به تمرّد از برنامه هاى كليسا هستند قرار داد . آنان متهم را در محكمه حاضر مى كردند ، كسى كه او را به مخالفت با كليسا و موافقت با دانشمندان ، متّهم كرده بود را با او روبرو نمى كردند ، علاوه بر آن اجازه گرفتن وكيل مدافع به او نمى دادند و اگر انكار مى كرد و مى گفت : من موافق با علم خود ، يا دانشمندان نيستم ، با شكنجه هاى سخت از او اقرار مى گرفتند . هرگاه از عقيده خود توبه مى كرد گرفتار عقوبت سخت نمى شد ; اما اگر زير بار توبه نمى رفت ، يا توبه خود را مى شكست ، مجازاتش سوختن در آتش بود . در عهد « سن لوئى » يك بار صد و هشتاد و سه نفر كه مخالف با گفته هاى كليسا بودند را سوزاندند ، و در طى مدت محكمه تفتيش عقايد ، ميليون ها نفر دانشمند و بى گناه ، به جرم مخالفت با برنامه آنان ، يا كشته شدند يا در آتش سوختند . محاكمه « گاليله » دانشمند ايتاليايى و سوزاندن « انى انى » ، « ميشل سرده » و « جيور دانو برلواز » از برنامه هاى كليساهاى جهان غرب بود . نتيجه اين محاكمه ها ، سوزاندن ها و كشتن هاى بى جا اين شد كه مردم اروپا بويژه عده اى از دانشمندان ، به طور كلى روى از دين بر تافته و حملات سخت خود را به هر نوعى كه مى توانستند ، به صورت يك مسئله كلى كه شامل همه اديان شود ، متوجه دين نمودند . *آثار خشونت هاى كليسا* سرانجام اين برخورد ، به جايى رسيد كه درباره زندگى انسان ، منجر به پديد آمدن نظريه « ماترياليسم » يعنى ماديت شد . اين نظريه كه مولود جنايات اربابان كليسا است ، بنيان آن بر ماده استوار است و تعليم مى كند كه انسان بايد بداند كه زندگى او منحصر به همين چند روزه عمر در روى زمين است ، در اين صورت هر انسانى موظف است از هر راهى اسباب زندگى چند روزه خود را ، فراهم سازد و در آسايش و خوش گذرانى به سر برد . به عقيده ماديون ، بزرگترين قانونى كه در عالم طبيعت و در عالم انسان حكمران است قانون « اَلْحُكْمُ لِمَنْ غَلَبَ » يعنى : حكم براى كسى است كه غلبه كند ; يعنى قانون مبارزه دائمى براى حفظ زندگى و تسلط زبر دست بر زير دست ، مبنى برنابود كردن افراد ضعيف و ناتوان ، و نيك بختى تنها حق صريح توانايان است . خوانندگان عزيز ! اگر با دقت توجه نماييد ، به وضوح مى بينيد كه با اين نظريه ، چه هرج و مرجى در زندگى انسان پديد خواهد آمد ، كه نمونه اى از آن را در گوشه و كنار جهان امروز مشاهده مى كنيم . شكى نيست كه با اين نظريه ، با وجود داشتن پاره اى از حقايق علمى و عقلى ، با اين شكل كنونى ، هرگز نوع بشر را نمى توان نجات داد و به نيك بختى نخواهد رساند ; بلكه نظريه ماديگرى علت اساسى همه