بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
بنابراين ، درك مطالبى كه باعث اصلاح ، رشد و بارورشدن گياهان مى شود علم است علم طبيعى . و درك مطالبى كه مربوط به زندگى حيوانات بوده و استمرار نسل و تهيه خوراكشان را تأمين كند علم است ، علم طبيعى . و درك راه هاى مشروع براى به دست آوردن ثروت و شناختن نحوه تنظيم آن نيز علم است علم اقتصاد . و درك منابع صنعت و توسعه آن علم است علم مكانيك ـ فيزيك ، معدن شناسى ، درك بيمارى ها و علل و چگونگى آن علم است ، علم طب و داروسازى . و شناختن وسائل دفاعى براى حفظ ميهن و ارعاب دشمن علم است ، علم سياست . *تعليم و تعلّم در نگاه قرآن* خوشبختانه تمام اين موارد ، در آيات قرآن اشاره شده و همواره علم با معناى گسترده حقيقى اش از نظر اسلام ، اصل نخستين زندگى شناخته شده است . آيات متعددى در برنامه علم هيئت ، جغرافيا ، تاريخ ، سياحت و عبادت وارد شده كه با مراجعه به قرآن براى طالبان آن واضح مى شود . مسلمانان ، نخستين تعاليم قرآن را در اين باره فراگرفته و به ارزش و اهميت علم ، و نقشى كه در خوشبخت ساختن مردم و ملت ها داشت پى بردند . آنان مردمى بى سواد بودند ، نه مى خواندند ، نه مى نوشتند ; بنابراين اسلام براى تشويق و ترغيب مردم به علم و دانش به اسيران جنگى نويد مى داد كه اگر چند نفر از مسلمانان را خواندن و نوشتن ياد دهند آزاد خواهند شد . گاهى تعليم قرآن را به عنوان مهريّه قرار مى دادند ، خلاصه عنايت اسلام به علم ، انديشه و تفكر تا جايى بود كه مسلمانان همه جا درباره مخلوقات جهان به كنجكاوى پرداخته و عوامل سعادت خويش را پيدا مى كردند . علم در ميان مسلمانان مايه عزت فرومايگان ، ثروت فقرا و نيروى ضعفا بشمار مى رفت . كتب متعددى كه مسلمانان در علوم ، هنر و صنايع مختلف تأليف كرده اند خود دليل بر تمركز علمى و فرهنگى آنان است . مسلمانان هيچ گاه به علم پيشينيان خود قانع نمى شدند ; بلكه خود ، در راه تحقيق گام نهاده تا معارف جديدى به دست آورند . اميد است بار ديگر مسلمانان در راه كسب علم و تحقيق قرار گيرند ; البته با اين همه مشقات و زجرهايى كه كشيده اند حتماً بيدار شده و اعتراف كرده اند كه نخستين اصل در پيروزى سرافرازانه ، اصل دانش است ، همانطور كه نادانى ، جز خوارشدن ، زبونى و استعمار زدگى چيز ديگرى به دنبال ندارد . يكى از وظايفى كه اسلام بر عهده داشت ، مبارزه با خرافات و افسانه هايى بود كه ملل عالم گرفتار آن بودند ; بويژه افسانه هاى بافته شده و مطالبى كه بر اثر اغراض و تعصبات مختلف ، به دست از خدا بى خبران ، در كتب مقدس تورات و انجيل راه يافت . اسلام اين وظيفه را چنان با حكمت و دقت انجام داد كه هيچگاه خصومت و اختلافى ميان عقل و دين پديد نيامده ، و هرگز ميان علم و دين ، جدايى و تعارضى رخ نداده و نمى دهد . در پرتو فروغ فروزان اسلام ، دانشمندانى بزرگ پديد آمدند و آنچنان بنيانى در تمام علوم قرار دادند كه بشريت را در هر زمان و مكان ، مديون تحقيقات و اكتشافات خود نمودند كه نمونه هايى از آن را ذكر خواهيم كرد . قبل از هر چيز تذكر اين نكته لازم و ضرورى است كه قرآن راهنماى مسلمين و كتاب هدايت است ، به خاطر جنبه هدايتش ، از تشريح جزئيات مسائل علمى ، خارج مى باشد ; ولى در مواردى كه با هدف اصلى مناسبت داشته باشد ، به پاره اى از نكات علمى اشاره فرموده است كه امروز پس از 1400 سال و با پيشرفت علوم ، پرده از روى آن برداشته شده است ، به مواردى از آن توجه كنيد : *اوصاف زمين در قرآن* *1 ـ خلقت جهان* *( أَوَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماوَاتِ وَالاَْرْضَ كَانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَاهُمَا )(1) .* « آيا كافران ندانسته اند كه آسمان ها و زمين به هم بسته و پيوسته بودند و ما آن دو را شكافته و از هم باز كرديم » .