21 حكمت حق تعالى - مبانی فلسفه اسلامی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

مبانی فلسفه اسلامی - نسخه متنی

محمدعلی امینیان لنگرودی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

به آن چه مى گويند؟ آيا به همه اينها با تعميم معناى (عين) عين اليقين مى گويند؟ يا براى اينها عنوان خاصى وضع نشده است؟ مثلاً نمى گويند شم اليقين سمع اليقين وذوق اليقين. به نظر مى رسد كه تفكيك ميان اين عناوين امكان پذير است. اما تمام اينها در حق اليقين و حقيقة حق اليقين متمركزند.

21
حكمت حق تعالى

قرآن شريف در مورد حكمت آيات ويژه اى دارد و در حدود هشتاد مورد ذات بارى تعالى را به عنوان حكيم توصيف مى كند. به نظر نمى رسد كه هيچ يك از فلاسفه و متكلمان در مورد حكمت حق تعالى تشكيك كرده و ذات حق تعالى را حكيم ندانند. آنچه در اين رابطه مورد بحث قرار گرفته اين است كه حكمت در ارتباط با ذات احديّت به چه معنى است؟ حكمت با چه تفسيرى بر ذات بارى تعالى تطبيق مى كند؟

تفاسير معناى حكمت

1. تفسير اول: (حكمت)

يعنى علم به احوال اعيان موجودات به گونه اى كه هستند به اندازه توان انسان اگر حكمت را اين گونه تفسير كنيم ثبوت آن براى ذات حق تعالى ضرورى است; زيرا حكمت به اين معنى شعبه اى از علم است. همان براهينى كه مطلق علم را براى ذات حق تعالى ثابت مى كند اين علم خاص را نيز براى ذات حق ـ جلّ وعلا§ ـ ثابت مى كند.

2. تفسير دوم: (حكمت)

يعنى قضا و حكم نمودن. حكمت به اين معنى نيز براى ذات حق تعالى ثابت است:

(لا§شَكَّ اِنَّهُ يَقْضِى بَيْنَ عِبا§دِهِ بِالْحَقِّ وَهُوَ اَحْكَمُ الْحا§كِمِينَ وَلَيْسَ بِظَلاّمٍ لِلْعَبِيدِ;

شكى نيست كه خداوند بين بندگان خود به حق حكم مى كند و او بهترين حكم كنندگان است و هيچ ظلمى به بندگانش نمى كند).

او حق مظلوم را از ظالم مى ستاند. بندگان صالح را به خاطر اعمال نيكشان به بهشت مى برد و ديگران را به جهت تبه كارى شان به جهنم مى فرستد. اين قضاوت و حكم به حق طبق اعمال نيك و بد انسان ها ـ به عنوان يك معيار اساسى ـ خواهد بود; زيرا (النَّاسُ مَجْزِيُّونَ بِاَعْما§لِهِمْ اِنْ خَيْراً فَخَيْرٌ وَاِنْ شَرّاً فَشَرٌّ;

/ 187