مبانی فلسفه اسلامی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

مبانی فلسفه اسلامی - نسخه متنی

محمدعلی امینیان لنگرودی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

ضرورت قائلند. اما به نظر دقيق و تحقيق فلسفى هيچ امتيازى بين آينده با گذشته و حال وجود ندارد. بر تمام احوال ضرورت حاكم است; زيرا هر حادثه اى چه در گذشته و چه در حال و آينده فى نفسه و در نفس الامر به علل خود منتهى مى شود; پس اگر علت تامه اش تحقّق يابد معلول نيز تحقّق مى يابد و اگر تحقّق نيابد معلول نيز تحقّق نمى يابد. چون جهان جهان علل و معلولات است و تصادف و اتفاق بر حوادث حكمفرما نيست. بنابراين گذشته و حال با آينده در متن واقع با هم متساوى اند. گرچه از نظر عرف به خاطر جهل به حقايق براى وقايع گذشته و حال ضرورت مى بينند و براى آينده امكان فرض مى كنند.

آنچه گفته شد تحقيقاتى بود از حكيم بزرگوار خواجه نصيرالدين طوسى كه حكيم سبزوارى آن را در شرح منظومه حكمت (ص64) نقل مى كند.

5. امكان استعدادى: كه به آن امكان وقوعى نيز مى گويند همان حالت تهيّؤ و آمادگى است كه در برخى از اشيا وجود دارد; مثلاً در نطفه حالت تهيّؤ و آمادگى براى انسانيّت وجود دارد. هم چنين در علقه و مضغه و…. به اين حالت امكان استعدادى مى گويند.

همان طور كه از مثال ها پيداست اين حالت در پاره اى از اشيا نسبت به مستعدّ له دورتر و در پاره اى از اشيا نزديك تر است; مثلاً حالت فيلسوف شدن در وجود يك طفل دبستانى دورتر از يك دانشجوى خوش استعداداست.

شايان ذكر است كه حالت مزبور را گاهى به خود شىء نسبت مى دهيم و مى گوييم: (نطفه براى انسانيت مستعدّ است) در اين صورت مى گويند استعداد دارد. و گاهى به شىء مستعدّ له نسبت مى دهيم و مى گوييم: (نطفه انسان است بالامكان). به اين امكان (امكان استعدادى) مى گويند. و از نظر آنكه از فرض وقوعش محالى لازم نمى

/ 187