يكى از ويژگى هاى امكان چه امكان در وجود و چه امكان در ماهيّت احتياج و نيازمندى است; زيرا همان گونه كه گفته شد هر ممكنى در حال استوا و لااقتضايى است. وجود و عدم همانند دو پله ترازو براى ذات ممكن يكسان است. تا علتى براى احدالطرفين پيدا نشود براى هميشه به همان حالت استوا باقى خواهد بود.جهان هستى كه سرتاسرش ممكن است نيازمند به يك علت تامه و تام الاختيار بوده و هست. خلاصه اين كه همين امكان ذاتى است كه نيازمندى جهان را به علت اثبات مى كند.اگر كسى جهان را محتاج به علت نمى بيند و فكر مى كند كه جهان بى نياز از مؤثر است به خاطر اين است كه امكان و ممكن را به درستى تصور و تعقل نكرده است. اگر انسان مفهوم امكان و ماهيت ممكن را درست فكر كند و در حد استوا و لااقتضا بودن آن را صحيح درك كند يقين مى كند كه جهان حادث است و در پيدايش محتاج به علت است. البتّه دليل فوق در مورد امكان در ماهيّت صادق است.اما از ويژگيهاى واجب بالذات عدم احتياج به غير است; يعنى در مفهوم واجب بالذات عدم احتياج و بى نيازى نهفته است. و از خواص ذاتيِ واجب بالغير امكان ذاتى و وجوب غيرى است.و در نهايت از مفهوم هريك از موارد ممكن ذاتى و واجب بالذات و واجب بالغير ويژگى هاى آنها به دست مى آيد. تمام بحث و گفت وگو در تشخيص مصاديق آنهاست اگرمصاديق ممكن واجب بالذات و واجب بالغير تشخيص داده شود ويژگى هاى هر يك مشخص مى شود.
4 ماهيت و اعتبارات آن
پيش از اين اشاره شد كه (ماهيت) از كلمه (ماهو) گرفته شده است; يعنى مصدر جعلى است از كلمه (ماهو) و معنى آن اصطلاحاً آن چيزى است كه در جواب ماهو گفته مى شود و به تعبير حكيم سبزوارى (ماهيت) پاسخ پرسش نخستين است. پس اگر از ذات چيزى بپرسيم و بگوييم (ذات فلان چيز چيست؟) هر چيزى در پاسخ آورده شود (ماهيت) است; مثلاً اگر بپرسيم: (محمد چيست؟ يا احمد و جعفر و على چيستند؟) در جواب مى گويند: (انسان