بعداً خواهيم گفت كه عواملى مانند غذا، رفيق ، محيط و... در شكل گيرى نيت نقش اساسى دارد، اگر غذا،
حلال و رفيق و محيط خوب باشد موجب شكل گيرى نيت نيك خواهد شد، و اگر غذا، حرام و رفيق و محيط بد باشد
نيتِ ناپاك شكل خواهد گرفت .اصولاً در اسلام عملى ارزش دارد كه از روى نيت پاك و خالص انجام شود، وگرنه در پيشگاه خداوند پذيرفته
نمى شود.رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود:
اِنّ اللّهَ لايقبل عَملاً فيه مِثقال ذرّة من رِيا(85)
خدا عملى را كه در آن به مقدار ذره اى ريا باشد نمى پذيرد.امام صادق عليه السلام فرمود:
اگر مؤ من قصد كار نيك كند و انجام ندهد براى او پاداشى نوشته شود و اگر انجام دهد ده پاداش براى او
نوشته مى شود ولى اگر مؤ من قصد كار بد كند و انجام ندهد، كيفرى بر او نوشته نشود.(86)
حبّ و بغض
قلب كانون حب و بغض در وجود انسان است و بايد آن را بر اساس اسلام تنظيم كرد، زيرا حب و علاقه بهچيزى موجب انجام آن مى شود، و بغض و نفرت از چيزى موجب ترك آن مى گردد.و اين مساله بقدرى مهم است كه امام صادق عليه السلام در سخنى فرمود:
هل الايمان الا الحب و البغض
مگر ايمان جز حب و بغض است .يك مثال : شخصى در خانه اش نشسته ، ناگهان مى فهمد كه گربه اى آمد و نيم كيلو گوشتى كه خريده و در
آشپزخانه بود، ربود و رفت . او بر مى خيزد و به دنبال گربه مى رود تا گوشت را از او بگيرد ولى وقتى كه
گربه از خانه بيرون پريد و در كوچه فرار كرد ديگر او را دنبال نمى كند زيرا حب او به گوشت تا اين
اندازه بود.ولى اگر روباهى آمد و مرغ خانه را ربود و با خود برد آن شخص روباه را در خانه و كوچه دنبال مى كند ولى
وقتى كه روباه به بيابان فرار مى كند او از دنبال كردن روباه صرف نظر مى نمايد؛ زيرا حب او به مرغ و
بغض او نسبت به روباه تا اين اندازه بيشتر نبود.اما اگر گرگى آمد و گوسفند او را ربود و با خود برد آن شخص گرگ را در خانه و كوچه و بيابان دنبال مى كند
بلكه گوسفندش را از او بگيرد وقتى كه گرگ از بيابان دور شد و از كوه بالا رفت آن شخص از گرگ صرف نظر
كرده و باز مى گردد چرا كه حب و بغضش او را بيش از اين اندازه نتوانست حركت دهد.حال اگر درنده ى ديگرى آمد و كودك خردسال او را گرفت و با خود برد آن شخص آن درنده را در بيابان و كوه
دنبال مى كند، و همچنان به دنبال او شب و روز مى رود تا آن را بگيرد و با خود مى گويد هر چند براى بدست
آوردن جنازه ى كودكم باشد بايد به دنبال آن درنده بروم .با اين مثال روشن مى شود كه *((*حب و بغض *))* و درجات آن چه نقش بالايى در اراده و حركت انسان دارند و
هرچه حب انسان به چيزى زيادتر شد، آن را بيشتر دنبال مى كند و هرچه بغض انسان به چيزى زيادتر گرديد
تنفر و دشمنى خود را نسبت به آن بيشتر مى سازد.اسلام حب و بغض انسان را بر اساس صحيح و در راستاى اطاعت خدا قرار مى دهد تا كانون تصميم گيرى انسان
را سالم و پاك سازد.
ج فكر و انديشه
كانون ديگرى كه در وجود انسان سرچشمه كارها است تفكر و انديشه است . فكر سالم محصول و بازده سالم و پاك دارد و فكر آلوده بازده ناسالم و آلوده خواهد داشت .امير مؤ منان على عليه السلام مى فرمايد:
مَن كَثُر فِكرهُ فِى المَعاصى دَعَته اِلَيها(87)
كسى كه بسيار درباره گناه فكر كند او را به گناه سوق مى دهد.