بنى اميه تعليم ايمان را براى مردم آزاد گزاردند ولى تعليم شرك را آزاد نگذاردند تا اگر مردم را بر
شرك وادار كردند آن را نشناسند. (و در نتيجه از روى جهل قبول شرك نمايند).اين حديث بيانگر آن است كه : بنى اميه از شناخت شرك و انواع آن جلوگيرى مى كردند زيرا اگر مردم معنى
شرك و انواع آن را مى فهميدند از بنى اميه كه غوطه ور در شرك بودند، روى برمى گرداندند و به امامان
اهل البيت عليهم السلام كه از شرك به دور بودند متوجه مى شدند، آرى رهبران طاغوتى حساسيت داشتند كه
مردم از دستورات سازنده و بيدار بخش اسلام ، آگاه نشوند تا جهل آنها باعث توقف و ركود آنها شود، و
زمينه انحراف آنها را فراهم سازد.
قوانين و سنت هاى غلط بشرى
انسان هنگامى از آلودگى ها و گناهان مختلف نجات مى يابد كه در پرتو قانون كامل و اجراى آن قانونزندگى كند، قانونى كه تمام ويژگى هاى ساختار انسان را مورد توجه دقيق قرار داده و آنچه را كه موجب
تكامل بشر و باعث رستگارى و نجات او از انحرافات و كژراهه ها است تامين نمايد. چنين قانونى جز قانون
الهى نخواهد بود. چرا كه خداوند آفريدگار انسان و به تمام خصوصيات روحى و جسمى او آگاه مى باشد و مى
داند كه چه قانون و برنامه اى انسان را رستگار مى سازد. روى اين اساس نتيجه مى گيريم كه قوانين غلط
بشرى يكى از عوامل و زمينه هاى فرهنگى گناه است چرا كه اين قوانين بجاى آنكه نجات بخش باشد گمراه
كننده است .اميرمؤ منان على عليه السلام مى فرمايد:
انمّا بَدءُ وُقوعِ الفِتَن اَهواءٌ تُتَّبع و اَحكامٌ تُبتَدَع ، يُخالَف فيها كتاب اللّه (102)
همواره پيدايش فتنه ها، پيروى از هوس هاى آلوده و احكام و قوانين مجعول و اختراعى (مانند قوانين بشرى
) است ، احكامى كه با كتاب خدا مخالفت دارد.در اينجا فهرست وار به ذكر بعضى از قوانين غلط بشرى مى پردازيم : 1 آزادى بى قيد زنان و كشف حجاب .2 لغو قوانين قصاص و حدود و ديات .3 ازدواج با همجنس .(همجنس بازى )
4 آزادى زن در طلاق دادن شوهر.5 اختلاط مدارس دختر و پسر.6 شرايط سنگين قانون ازدواج .7 گناه شمردن ازدواج مؤ قت و آزادى زناى با رضايت .8 قانونى بودن مشروبات الكلى .9 قانونى بودن كورتاژ.10 آزادى سرمايه دارى و يا لغو مالكيت خصوصى .11 قانونى بودن ربا.12 غير قانونى بودن امر به معروف و نهى از منكر.13 معلم مرد براى شاگردان زن و معلم زن براى شاگردان مرد.14 قانونى بودن قماربازى .15 آزادى فيلم ها و عكس هاى سكسى و....اين امور و امثال آن ، هر كدام منشا و زمينه ساز گناهان بوده و جامعه و فرد را به تباهى و انحراف مى
كشانند.
التقاط و تحريف
يكى از عوامل فرهنگى زمينه ساز گناه ، مساله التقاط و تحريف قانون الهى است التقاط و تحريف عبارت ازآن است كه قانون الهى را تغيير داده و دستكارى كنند مقدارى از قوانين بشرى در داخل آن كرده و معجونى
از قانون بشرى درست كنند (كه سر از بدعت و دين سازى بيرون مى آورد) و آن را به عنوان قانون خدا معرفى