محروميت هاى اجتماعى - گناه شناسی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

گناه شناسی - نسخه متنی

محسن قرائتی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

فامّا جلست معه و تركتنا و امّا جلست معنا و تركته (262)
يا با او بنشين و ما را ترك كن و يا با ما بنشين و او را ترك كن ؟
6 اميرمؤ منان على عليه السلام مى فرمايد:
مجالسة الاشرار توجب سوء الظن بالاخيار(263)
همنشينى با بدان موجب بدگمانى به نيكان است .

7 امام باقر عليه السلام فرمودند:
من قعد فى مجلس يُسبُّ فيه امام من الائمّة يَقدِرُ على الانتصاب فلم يفعل اَلبَسَه اللّه الذُلّ فى
الدّنيا و عَذّبَه فى الا خرة و سَلَبَه صالِحَ ما مَنَّ به عَلَيه من مَعرِفَتنا (264)
كسى كه در مجلسى بنشيند كه در آن به امامى از امامان ناسزا مى گويند و مى تواند برخيزد و از آن مجلس
برود ولى نرود، خداوند (لباس ) ذلت را در دنيا بر او بپوشاند و در آخرت او را عذاب كند، و آن چيز نيكى
كه خداوند به دادن آن بر وى منت نهاده (يعنى ) معرفت ما را از او بگيرد.

8 حضرت على عليه السلام فرمودند:
من كان يومن بالله و اليوم الاخر فلايقوم مكان ريبة (265)
كسى كه به خدا و روز قيامت معتقد است در مكانى كه موجب تهمت است نمى نشيند.

9 ابن نعمان مى گويد: امام صادق عليه السلام دوستى داشت كه همواره با هم بودند، روزى آن شخص به غلامش
گفت :اى زنا زاده كجا بودى ؟ همين كه امام صادق عليه السلام اين سخن و دشنام را از او شنيد بقدرى
ناراحت شد كه دستش را بلند كرد و محكم بر پيشانى خود زد و سپس فرمود:
سبحان الله ! آيا نسبت ناروا به مادرش مى دهى ؟ من تو را آدم با تقوى مى دانستم ولى اينك مى بينم كه
تقوى ندارى .

دوست امام به آن حضرت عرض كرد: فدايت شوم مادر اين غلام از اهالى سند (از سرزمين هند) است و بت پرست مى
باشد. بنابراين ناسزابه او اشكال ندارد. امام صادق عليه السلام فرمود:
الا علمت ان لكل امة نكاحاً؟ تَنَحِّ عنّى
آيا نمى دانى هر امتى بين خود قانون ازدواج دارند؟ از من دور شو!
از آن پس هرگز نديدم امام با آن دوست (ناسزاگو) با هم باشند، تا وقتى كه مرگ بين آنها جدايى انداخت
.(266)



محروميت هاى اجتماعى

يكى از زمينه هاى اجتماعى گناه ، محروميت ها و وازدگى هاى اجتماعى است . افرادى كه كارهايشان براى
خدا، و برپايه اخلاص نيست ، و تعريف و تكذيب جامعه معيار خوشبختى و بدبختى آنها است ، چنين افرادى
اگر از جامعه خود مطرود و وازده گردند، عقده حقارت و احساس ‍ خودكم بينى مى كنند، و همين عقده در
آنها كينه و عداوت به وجود مى آورد و در نتيجه به سوى گناهان گوناگون سوق داده مى شوند.

بايد آنها علل وازدگى خود را بررسى كنند، كه چه بوده و جبران كنند تا آب رفته به جوى خود باز گردد. ولى
پايه اصلى اصلاح اين است ، كه كارهايمان را بر اساس اخلاص تنظيم نماييم .

در تاريخ بسيار ديده شده افرادى بر اثر اين وازدگى اجتماعى آنچنان عقده اى و پريشان و درّنده خو شدند
كه به گناهان خطرناكى آلوده گشتند.

شايد دليل احترام به يتيم ، به خاطر جبران محروميت هاى او باشد، تا عقده اى ، بار نيايد.

و نيز شايد يكى از علل سفارش اسلام به مشورت با مردم و احترام به افكار آنها و نهى از نسبت نام زشت به
افراد و نهى از مسخره كردن يكديگر و... براى پديدار نشدن عقده حقارت باشد.

/ 117