نشانه ى فتنه انگيزان - گناه شناسی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

گناه شناسی - نسخه متنی

محسن قرائتی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

نرسيده بود، منافقين توطئه گر، خود را به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسانده و از آن حضرت
خواستند كه به آن مسجد بيايد و آن را افتتاح كند، و در آن نماز بگزارد، تا مسجد بودن آن مركز رسميت
يابد.

در اين هنگام جبرئيل بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نازل شد و آيات 107 تا110 سوره توبه را نازل كرد؛
والّذين اتّخذوا مَسجدا ضِراراً و كفراً و تَفريقاً بينَ المؤ منين و إ رصاداً لِمَن حارب اللّه و
رسوله من قَبل و لِيحلفنّ إ ن اءردنا الا الحُسنى و اللّه يَشهد انّهم لَكاذبون
آنها كسانى هستند كه مسجدى ساختند براى زيان (به مسلمين ) و (تقويت ) كفر، و تفرقه ميان مؤ منان و
كمينگاه براى كسى كه با خدا و پيامبرش از قبل مبارزه كرده بود، آنها سوگند ياد مى كنند كه نظرى جز
نيكى (و خدمت ) نداشته ايم ، اما خداوند گواهى مى دهد كه آنها دروغگو هستند.

به اين ترتيب آن مسجد به عنوان مسجد ضرار معرفى گرديد.

پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستور داد آن مركز به ظاهر مسجد را سوزاندند و ويران كردند، و محل آن را
مركز ريختن زباله هاى مدينه قرار دادند و غائله توطئه آن منافقان توجيه گر و دروغ ساز، پايان يافت .

آرى ! آنها با توجيه (ساختن مسجد براى بيماران ، ناتوانان ، همسايگان مسجد در شب هاى بارانى و..) و تحت
ستار اين گفتار زيبانما مى خواستند به بزرگترين جنايت ، يعنى تفرقه بين مسلمين دست بزنند، و اساس ‍
حكومت اسلامى را مورد هجوم قرار دهند، كه دستور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و هشيارى مسلمين بزودى
آنها را رسوا كرد، و مسجدشان را مسجد ضرار و كفر معرفى و خود آنها را دروغگو و توجيه گر معرفى
نمود.(305)

نشانه ى فتنه انگيزان

رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله با على عليه السلام سخن مى گفت تا اينكه فرمود:
از نشانه هاى فتنه انگيزان اين است كه : حرام خدا را با شبهه هاى دورغين ، حلال مى شمرند، شراب را به
نام نبيذ (آب كشمش ) رشوه را به نام هديه ، و ربا را به نام تجارت ، حلال مى نمايند يعنى با اين توجيهات
ظاهر نما، بر روى گناهان بزرگ سرپوش مى نهند.

على عليه السلام در برابر توجيه گر بزرگ

اشعث بن قيس از سران كينه توز منافقان بود، او براى اينكه به فكر خام خود، در دستگاه حكومت اميرمؤ
منان على عليه السلام نفوذ كند، نيمه شب ظرفى سرپوشيده را پر از حلواى خوش طعم و لذيذ كرد و به در
خانه على عليه السلام آورد و بنام هديه به على عليه السلام داد، با آنكه در حقيقت رشوه بود، اما او
تحت پوشش هديه ، مرتكب گناه رشوه شد.

امام على عليه السلام مى فرمايد: وقتى اشعث آن حلوا را آورد من از آن به قدرى متنفر شدم ، كه گويى آن
را با آب دهان مار خمير كرده بودند، به او گفتم : اصلة ام زكاة ام صدقة ...

آيا هديه است يا زكات و يا صدقه ؟ زكات و صدقه كه بر ما حرام است .

او گفت : لا ذا و لا ذاك و لكنها هدية
*((*نه زكات است و نه صدقه ، بلكه هديه است .*))*
به او گفتم : آيا از طريق دين خدا (با توجيه گرى ) وارد شده اى كه مرا فريب دهى ؟ يا ديوانه شده اى و
هذيان مى گويى ؟
و اللّه لَو اُعطيتُ الاَقاليم السّبعَة بما تحت اَفلاكها على ان اعصىَ اللّه فى نملة اَسلبها جلب
شَعيرة ما فَعلتُه (306)
به خدا سوگند اگر اقليم هاى هفتگانه را با آنچه در زير آسمان ها است به من دهند، كه خداوند را بر
گرفتن پوست جوى از دهان مورچه اى ، نافرمانى كنم ، هرگز نخواهم كرد. و اين دنياى شما از برگ جويده اى
كه به دهان ملخى باشد نزد من خوارتر وبى ارزش تر است .

اين است موضعگيرى سخت اميرمؤ منان على عليه السلام در برابر منافقى كه رشوه آورده بود و مى خواست به
نام هديه و با ستار توجيه به على عليه السلام بدهد، و آن حضرت آنگونه او را طرد كرد، و رشوه ى هديه
نمايش را به خودش برگرداند.

/ 117