ايستاده و منتظر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است .وقتى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را ديد، فرمود: اى سعد! آيا تجارت و خريد و فروش مى دانى ؟
سعد گفت : سوگند به خدا چيزى ندارم كه با آن تجارت كنم .پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن دو درهم را به او داد و به او فرمود: با اين دو درهم تجارت كن و روزى
خدا را بدست بياور.او آن دو درهم را گرفت و همراه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به مسجد رفت و نماز ظهر و عصر را خواند
بعد از نماز رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به او فرمود:
قم فاطلب الرزق فقد كنت بحالك مغتّماً يا سعد
برخيز به دنبال كسب رزق برو كه من از وضع تو غمگين هستم .سعد برخاست و كمر همت بست و به تجارت مشغول شد، به قدرى آن دو درهم بركت داشت كه هر كالايى با آن مى
خريد سود فراوان مى كرد، دنيا به او رو آورد و اموال و ثروتش زياد گرديد، و تجارتش رونق بسيار گرفت .در كنار مسجد، محلى را براى كسب و كار خود انتخاب كرد و به خريد و فروش ، مشغول گرديد.كم كم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ديد كه بلال حبشى وقت نماز را اعلام كرده ولى هنوز سعد سرگرم
خريد و فروش است ، نه وضو گرفته و نه براى نماز آماده مى شود.پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وقتى او را به اين وضع ديد، به او فرمود:
يا سَعد شَغَلتك الدّنيا عن الصّلاة
اى سعد! دنيا تو را از نماز بازداشت .او در پاسخ چنين توجيه مى كرد و مى گفت :
ما اصنع ؟ اضيع مالى ، هذا رجل قد بعته فتريد ان استوفى منه و هذا رجل قد اشتريت منه فاريد ان اوفيه
چه كار كنم ؟ ثروتم را تلف كنم ؟ به اين مرد متاعى فروخته ام ، مى خواهم پولش را بستانم و از اين مرد
متاعى خريده ام مى خواهم قيمتش را بپردازم . (آيا با اين وضع مى توانم در نماز شركت كنم ؟).رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در مورد سعد، آن چنان ناراحت و غمگين شد كه اين بار اندوه رسول خدا
صلّى اللّه عليه و آله شديدتر از آن هنگام بود كه سعد در فقر و تهيدستى به سر مى برد.جبرئيل بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نازل شد و عرض كرد: خداوند اندوه تو را در مورد سعد دريافت ،
كداميك از اين دو حالت را در مورد سعد دوست دارى آيا حالت اول يعنى حالت فقر و تهيدستى او و توجه او به
نماز و عبادت را دوست دارى ؟ يا حالت دوم او را كه بى نياز است ولى توجه به عبادت ندارد؟
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: حالت اولى او را دوست دارم ، چرا كه حالت دوم او باعث شد كه
دنيايش ، دينش را ربود و برد. جبرئيل گفت :
إ نّ حبّ الدّنيا و الاموال فِتنة و مَشغَلة عن الا خرة
دلبستگى به دنيا و ثروت ، مايه آزمايش و بازدارنده ى آخرت است .آنگاه جبرئيل گفت : آن دو درهم را كه به او قرض داده بودى از او بگير كه در اين صورت وضع او به حالت اول
بر مى گردد.رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به سعد فرمود: آيا نمى خواهى دو درهم مرا بدهى ؟. سعد گفت : بجاى آن
دويست درهم مى دهم .پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: همان دو درهم مرا بده ، سعد دو درهم آن حضرت را داد. از آن پس دنيا
به سعد پشت كرد و تمام اموالش كم كم از دستش رفت و زندگيش به حالت اول بازگشت .(325)
اين داستان هشدارى است براى آنان كه دل به دنيا سپرده اند و كم كم از امور آخرت بريده اند تا به جايى
كه تنها در مجالس ترحيم بستگان خود در مسجد ديده مى شوند!.