بزرگان قريش در اين ساعت گرم به طلب دنيا پرداخته است ، بايد بروم و او را نصحيت كنم . نزد او رفتم و به
او سلام كردم . او در حالى كه نفس نفس مى زد، جواب سلام مرا داد. ديدم از شدت كار، عرق از سر و صورتش
مى ريزد. گفتم : خدا وضع تو را سامان دهد، آيا درست است كه يكى از بزرگان قريش با اين حال در چنين
ساعت گرم اين گونه به طلب دنيا اشتغال يابد؟ اگر در همين لحظه اجل فرا رسد و تو در اين حال باشى ، چه
مى كنى و جواب خدا را چه مى دهى ؟ در پاسخ فرمود:
اگر مرگ در اين حال به سراغ من آيد در حالى به سراغم آمده كه به اطاعت خدا اشتغال دارم و بوسيله آن
خودم و خانواده ام را از نياز به تو و ديگران حفظ كرده ام . (زهى سعادت ) ولى ترس آن دارم كه مبادا در
حالى كه به گناه و معصيت خدا مشغول باشم ، مرگم فرا رسد.محمد بن منكدر مى گويد: گفتم :
صدقت يرحمك اللّه اَردتُ ان اَعِظُك فوَعَظتَنى
درست فرمودى . خدا تو را مشمول رحمتش قرار دهد، خواستم تو را نصحيت كنم ، تو مرا نصيحت كردى .(338)
ابوبصير مى گويد از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود:
انّى لاَعمَل فى بعض ضياعى حتّى اَعرَق و انّ لى مَن يَكفيَنى ليَعلَم اللّه عزّوجلّ انّى اطلُبُ
الرِّزقَ الحَلال (339)
من در بعضى از زمين هاى مزروعى خودم چنان كار مى كنم كه از بدنم عرق مى ريزد، با اينكه كسانى هستند كه
كار مرا به عهده بگيرند، (اين كار را خودم مى كنم ) تا خداوند بداند كه روزى حلال را طلب مى نمايم .بنابراين : زهد، با دنيادارى صحيح ، هيچگونه تضادى ندارد، بلكه براى ايجاد يك زندگى سالم در دنيا و
آخرت هم تلاش لازم است و هم زهد.
ترجيح اهمّ بر مهم
گرچه انجام هر گناهى چه كوچك و چه بزرگ جايز نيست اما گاهى امرى پيش مى آيد كه مصلحت آن از مفسده ىگناه بيشتر است كه در اين موارد به حكم عقل و شرع بايد بخاطر *((*اهمّ*))*، *((*مهمّ*))* را ترك نمود.مثلاً سوگند دروغ از گناهان كبيره است ، ولى اگر نجات جان مسلمانى از دست ستمگرى ، به آن بستگى داشته
باشد، چنين سوگندى نه تنها گناه نيست بلكه واجب است .يا مثلاً دروغگويى حرام است ، ولى طبق احاديث در سه مورد جايز مى باشد. امام صادق عليه السلام مى
فرمايد:
از هر دروغ در روزى (روز قيامت ) بازخواست مى شود، جز در سه مورد: فردى كه در جنگ با دشمنان دين نيرنگ
(دروغ ) زند كه گناهى بر او نيست . و شخصى كه ميان دو نفر سازش دهد، با يكى بگونه اى برخورد كند و سخن
بگويد كه با ديگرى به گونه ى ديگر ملاقات نمايد، و منظورش اصلاح بين آن دو باشد. و نيز مردى كه به
همسرش (يا افراد خانواده اش ) چيزى را وعده دهد كه قصد انجام آن را ندارد.(340)
غيبت و ذكر عيوب مسلمين در غياب آنها از گناهان كبيره است و در آيات و روايات شديداً از آن نهى شده
است .امام صادق عليه السلام در تعريف غيبت فرمودند:
الغَيبة اءنْ تَقول فى أ خِيك ما سَتَره اللّه عليه (341)
غيبت آنست كه درباره ى برادر مسلمانت چيزى را بگويى كه خداوند آن را پنهان داشته است .و خداوند در باره ى زشتى غيبت مى فرمايد:
و لا يَغتَب بعضكم بَعضاً اَيُحبّ اَحدكم اَن ياكل لَحمَ اَخيه مَيتاً فَكرِهتُموه (342)