فلسفه آزاد نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

فلسفه آزاد - نسخه متنی

سیدرضا صدر؛ تهیه و تدوین: سیدباقر خسروشاهی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

كنيم همان چيزى است كه حكماً
ماده و يا جوهر جسمانى مى گويند. از نفى اين جوهر به ساير مردم عالم ـ كه
چيزى از دست نخواهند داد ـ زيانى متوجه نخواهد شد). (همان
ص41.)
بنابراين چون تعريف حكما از اجسام موجودات خارج از ذهنِ آدمى ناقص است
پس بنا بر عقيده باركلى اجسام
و موجودات خارجى ايجاد كننده تصورات ما نيستند
بلكه تصورات ما آنها را ايجاد مى كنند.
باز باركلى مى گويد:
(شايد بگويند اين ها همه درست
اما مشكل مى توان قبول كرد كه انسان تصور بخورد
تصور بنوشد و تصور
بپوشد. من تصديق مى كنم كه در عرف محاورات معمولى لفظ تصور براى بيان مجموعه هاى مختلف كيفيات محسوس
كه به آنها (اشيا) نام مى دهند
به كار نمى رود و يقين است كه هر كلمه كه در غير معناى معمولى آن
استعمال شود
ثقيل و مضحك خواهد بود. اما اين امر منافاتى ندارد با صحت قضيه كه به عبارت ديگر اين است
كه آن چه ما مى خوريم و مى نوشيم
چيزهايى است كه حواس ما مستقيما آنها را ادراك مى كند
درشتى و نرمى و
رنگ و مزه و گرمى و شكل و اين گونه كيفيات كه از مجموع آنها به انواع خوردنى ها و پوشيدنى ها تعبير مى
شود
چنان كه ديديم
فقط در ذهن ادراك كننده وجود دارند و تسميه آنها به (تصور) فقط به اين معنى است….)
(ما نه كسى را به مذهب شك دعوت مى كنيم و نه مى خواهيم از قدر و اعتبار شهادت حواس بكاهيم
بلكه آن را
تأييد مى كنيم… هيچ چيزى بيش از اصولى كه ما وضع كرده ايم
ضد و خلاف مذهب شك نيست).
(ممكن است اعتراض كنند كه مثلا ميان آتش واقعى و تصور آن و هم چنين ميان سوختن و خوابِ سوختن
ديدن يا
خيال سوختن كردن
فرق عظيم است. اگر كسى درباره آتش شك كند و ظن كند كه آن چه مى بيند
تصورآتش است
كافى است كه انگشت خود را در ميان آن برد و نتيجه را حس كند وقانع شود. از اين گونه ايرادات و دلايل در
رد عقايد ما زياد است و پاسخ ما به همه آنها واضح و همان است كه در پيش گفتيم). (همان
ص42
43 و 44)
درخاتمه بايد گفت: تا آن جا كه باركلى مى گويد: (من اين نانى را كه مى خورم
نمى دانم چيست فقط تصوّر از
آن دارم
پس نانى را كه من تصورى از آن دارم مى خورم.)
تا اين اندازه حرف هاى باركلى درست است ما بقى آن با كلمات بازى كردن است. (براى اطلاع بيشتر ر.ك: همان

/ 200