بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
ضرورى بودن موجودى كه اكنون موجود است وجود براى او ضرورى است و نيستى براى او ممكن است (ممكن است كه از ميان برود). چنان كه قبل از وجود براى اين موجود نيستى برايش ضرورى بوده است و وجود براى او ممكن.پس وجوب و امكان كه از صفات نسبت هستند اعتبارى مى باشند.12. تشبيهات: تشبيهات هم اعتبارى هستند مثل تشبيهات شعراء و غير شعراء كه حقيقتى ندارند.13. مجازها: مثلا مى گويند: سه رأس گوسفند كه اسم جزء (رأس) بر كلّ (خود گوسفند) اطلاق شده است.14. زيبايى ها و زشتى ها: البته بعضى از زيبايى ها واقعيت دارند ولى به طور كلى زيبايى ها و زشتى ها واقعيت و حقيقت ندارند.امر اعتبارى را دو شرط لازم است و اگر يكى از اين دو شرط نباشد آن امر اعتبارى نيست و در عالم اعتبار وجود ندارد:1. كسى كه آن امر را تأسيس و جعل مى كند بايد كسى باشد كه اعتبار و انگار در دست اوست (من بيده الاعتبار) و اين شخص كه اعتبار در دست اوست مختلف است گاهى يك شخص معين است و گاهى اجتماع.2. بايد كه اين اعتباريات مورد قبول عقلا (عموم) قرار گيرد.بنابراين با رعايت اين دو شرط اعتباريات از دروغ و اوهام جدا مى شوند.ويژگى هاى اعتباريات كه با وجود حقيقى اختلاف دارند:1. وجود اعتباريات تغييرپذير است;2. در اعتباريات تضاد برقرار نيست مثلا كسى مى تواند هم فلان مقام را داشته باشد و هم مقام ديگر را;3. وجود اعتبارى مى تواند خود را معدوم كند مثل فلان رئيس اداره كه استعفا مى دهد.4. تناقض در اعتباريات جمع مى شود مثلاً در تباين كه نبودن نسبتى است خود نسبت محسوب مى شود.
وجود حقيقى
وجود و يا هستى حقيقى بر دوگونه است:1. وجود خارجى;2. وجود ذهنى.مقصود از وجود خارجى عبارت است از وجودى كه از افكار ما خارج است; و به عبارت ديگر تمام موجوداتى كه در اطراف ما هستند مثل درخت سنگ آدميان و غيره همه هستى هاى خارجى هستند كه از ذهن و فكر ما خارجند.درمقابلِ وجود خارجى