بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
بايد علتى باشد كه آن لباس را در بر گرفته باشد. پس موجودى كه نبوده و بود شده است نمى تواند قديم ذاتى باشد.ازلى و قديم ذاتى ابدى نيز هستند; زيرا ابدى نبودن چيزى در صورت فقدان علت آن است كه نابود مى شود و ازلى ذاتى علت نمى خواهد. تصور قديم و ازلى ذاتى مساوى است با تصديق وجود آن.دوم: چون كه ازلى بودن ذاتى چيزى است كه بوده و هست و خواهد بود چنين موجودى بايد وجود داشته باشد;زيرا اگر وجود نداشته باشد هميشه نبوده است و اين خلاف فرض است.سوم: چيزى كه احتياج به علت ندارد بايد وجود داشته باشد; زيرا آن چيزى كه وجود ندارد محتاج به علت است تا وجود پيدا كند.آيا ازلى و قديم ذاتى واقعاً وجود دارد؟ آرى وجود دارد.دليل بر وجود قديم ذاتى: اگر قديم ذاتى وجود نداشته باشد بايد همه چيز دنيا خود به خود موجود شده باشد; يعنى نيستى هستى آور باشد و حال آن كه:1. نيستى چيزى نيست كه هستى آور باشد;2. معطى شىء نمى تواند فاقد شىء باشد;3. اگر هر چيز خود به خود از نيستى به هستى درآيد پس هيچ چيزى معدوم نماند.چهارم: قديم و ازلى يا مادى است و يا مجرد از ماده.
ماده چيست؟
هر چيز مادى داراى دو ويژگى است:1. داراى ابعاد سه گانه است (طول و عرض و عمق);2. داراى وزن است.مجرد اين دو ويژگى را ندارد.قديم ذاتى نمى تواند مادى باشد چون مادى احتياج به علت دارد (احتياج به اجزا و مكان و زمان و غيره دارد). موجود ازلى ذاتى موجودى است برتر از ماده.قديم و ازلى زمانى موجودى است كه مسبوق به زمان نباشد.قديم زمانى نبايد نيازمند به زمان مقدار (طول و عرض و عمق) مكان و اجزاى تحليلى و اجزاى تقسيمى باشد.اجزاى تحليلى: آن است كه چيزى به اجزاى خود تجزيه و تحليل شود مانند آب كه به دو جزء اكسيژن و ئيدروژن تجزيه مى شود.