بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
اجزاى تقسيمى: آن است كه چيزى به تقسيمات متوالى تقسيم شود.از اين جا معلوم مى شود كه عناصر بسيط اجزاى تحليلى ندارند اما تقسيم اجزائى دارند.اين كه مى گويند جهان ازلى است; يعنى ازلى و قديم زمانى است و اين امر منافى با اعتقاد به وجود خداوند نيست.مقصود از قديم زمانى قدمت نوعى است نه شخصى يعنى هر كدام از حلقه هاى يك نوع مسبوق به زمان هستند ولى مجموع حلقات مسبوق به زمان نيستند.قديم زمانى به حسب نوع بايد افراد نامتناهى باشند و الا قديم زمانى نخواهد بود.آيا قديم زمانى وجود دارد؟ پاسخ: خير وجود ندارد.چرا؟ برهان: ابتدا فرض مى كنيم كه قديم زمانى ابدى باشد (1) بنابراين لازم مى آيد كه نامتناهى در متناهى جمع شده باشد; يعنى هر كدام از اين حلقه ها داراى نيروى نامتناهى باشند; زيرا معلول هاى نامتناهى بنا بر ابدى بودن از آنها صادر مى شود چون هر حلقه اى علت تامه براى بعد از خود مى باشد; مثلا يك پدرى فرزندى نامتناهى براى خود ايجاد كند در اين صورت بايد پدر داراى نيروى نامتناهى باشد و اين شدنى نيست; چرا كه لازم مى آيد نامتناهى در متناهى جمع شده باشد.اگر بگويند چه طور است كه انسان ده هزار سال پيش فرزندانى در ده هزار سال بعد به توالى ايجاد كرده است؟ مى گوييم كه از عوامل خارجى (از غذا و مكان و محيط) بهره مند بوده و خود به تنهايى اين نيرو را نداشته است.حال اگر اين كس كه جهان را ازلى مى داند از او بپرسيم اين جهانِ ازلى آيا ابدى است؟ اگر ابدى باشد و قديم در اين صورت بايد بزرگ در كوچك جاى بگيرد يا متناهى شامل نامتناهى باشد; زيرا ابديت آخر ندارد و انتها ناپذير است. و اگر ابدى نباشد و به جايى ختم شود باز لازم مى آيد كه بزرگ در كوچك جمع شود چون هرحلقه اى از حلقات علت تامه فاعلى ما بعد است; مثلا اگر حلقه ده تا حلقه مانده به آخر را در نظر بگيريم مى بينيم اين حلقه بايد نيروى ده حلقه بعدى را در بر بگيرد و اين نشدنى است; زيرا بزرگ در كوچك جمع نمى شود. از اين جا معلوم است كه بايد از نيروى خارجى استفاده شود و حلقات علت تامه براى يك ديگر نيستند.