عرفان اسلامی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

عرفان اسلامی - نسخه متنی

حسین انصاریان

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

هستى زهر تمام خدايا تمام ترا *** شايد اگر تمام كنى ناتمام ما
فيض است وذوق وبندگى وعشق ومعرفت  *** خالى مباد يك دم از اين شهد كام ما
قبل فهرست بعدنفس و هفت مرحله ى آن
--------------------
قبل فهرست بعد
آرى ! نفس و قواى آن با عبادت خالصانه ، آن هم تحت سرپرستى انسان كامل ، در اختيار حق قرار مى گيرد
و از اين طريق انسان به يك موجود الهى و با كرامت تبديل مى گردد .
در اين قسمت لازم است بحثى كوتاه ، از آيات و روايات و كتابهاى قابل توجّه اخلاقى و عرفانى
و تربيتى ، درباره ى نفس تقديم كنيم ، باشد كه در ديگرى از معرفت  و بينش به روى ما باز شود .
* نفس و هفت مرحله ى آن*
مسئله ى نفس در مباحث عرفانى از مباحث محورى است ، چرا كه در تمام مسائلى كه عرفان مطرح مى كند ،
تزكيه و تصفيه ى نفس مورد توجّه قرار گرفته است .
كسى كه نفس سركش را رام نكرده و غرايز و شهواتش را با برنامه هاى الهى مقيّد ننموده و از خود نگذشته
و روى دل به سوى قبله ى حقيقى نكرده باشد ، هرگز نمى تواند در جمع عارفان الهى قرار گيرد .
بى ترديد تهذيب و تزكيه ى نفس از اهداف مهم و اساسى انبياى الهى بوده است .
تمام بدبختى هايى كه در دوره ى حيات ، گريبانگير بشر است ، علّت ومنشأيى جز پيروى از هواى نفس
نداشته و ندارد .
از صاحب نفس شريره نمى توان توقّع خير داشت و اگر خيرى هم از او صادر شود به دايره ى حبط كشيده
مى شود .
نفس مهذّب و تزكيه شده ، در آخرت آراسته به چهار سرمايه ى عظيم و ابدى مى شود :
1 ـ علم بدون جهل .
2 ـ ثروت بدون فقر .
3 ـ عزّت بى ذلّت .
4 ـ حيات بى موت .
آراستگى نفس به اين چهار ويژه گى ارزشمند از ماده ى فلاح ، كه براى تزكيه ى نفس ، در قرآن به كار
رفته است استفاده مى شود . چنانكه راغب اصفهانى در المفردات متذكّر شده است .
*( وَنَفْس وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا * قَدْ أَفْلَحَ مَن
زَكَّاهَا ) .*
« نفوس آلوده كه نفوس ناقصه اند ، از خير و رحمت محروم ، و از رسيدن به عنايت حضرت محبوب
ممنوعند » .
از اهمّ وظايف انسان كه در رأس وظايف اوست ، مخالفت با خواسته هاى غير مشروع نفس است . در آثار
اسلامى از اين مخالفت تعبير به جهاد اكبر تعبير شده است .
عاشقان حق و ارادتمندان يار و سالكان طريق عشق ، تا زنده بودند از شرّ نفس در وحشت بودند ، تا جايى
كه بزرگمردى مانند رسول اسلام در دعاهاى خود به پيشگاه محبوب عرضه مى داشت :
*أَعُوذُ بِاللهِ مِنْ شُروُرِ أَنْفُسِنا .*
راستى در صورت آلوده بودن نفس به رذايل ، و اسير بودن به دست انواع گناهان آيا مى توان دعوى محبّت
حضرت او را اعلام داشت ؟! و آيا مى توان خرد را بنده و مؤمن به او معرّفى كرد ؟!
فيض بزرگوار چه نيكو سروده :
اى كه سر مى كشى زخدمت دوست  ***  چون كنى دعوى محبّت دوست
منفعل نيستى از اين دعوى  ***  شرم نايد تو را زطلعت دوست
نبرى امر دوست را فرمان  ***  دم زنى آنگاه از مودّت دوست
دعوى دوستى كنى آنگاه  ***  نشوى تابع ارادت دوست

/ 1004