عرفان اسلامی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

عرفان اسلامی - نسخه متنی

حسین انصاریان

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

آرى او را با اين همه محبت و عنايتى كه در حق تو كرده ياد كن ، كه او را در عين اين كه از هر جهت
بى نياز از تو است ياد تو است ، او كه تو را ياد مى كند ، ياد او نسبت به تو از ياد تو نسبت به او
بزرگ تر و مرغوب تر و تمام تر است ، و ياد او هميشه نسبت به تو ، جلوتر از ياد تو نسبت به اوست ، حق
نيست كه او اينگونه به نظر لطف و عنايت بر تو بنگرد ، و تو او را نديده بگيرى !
*وَمَعْرِفَتِكَ بِذِكْرِهِ لَكَ يُورِثُكَ الْخُضُوعَ وَالاِْسْتِحْياءَ وَالاِْنْكِسارَ
وَيَتَوَلَّدُ مِنْ ذلِكَ رُؤْيَةُ كَرَمِهِ وَفَضْلِهِ السَّابِقِ وَتَخْلُصُ لِوَجْهِهِ
وَتَصْغُرُ عِنْدَ ذلِكَ طاعاتِكَ وَإِنْ كَثُرَتْ في جَنْبِ مِنَنِهِ .*
وقتى به اين معنى واقف شدى كه وجودمقدس يار لحظه اى از ياد تو غافل نيست ، و اوست كه هم چون ماهى
دريا تو را غرق در نعمت و آقائى و كرامت كرده و اوست كه در تمام مواقف به داد تو رسيده ، و هرگونه
وسيله زندگى و خوشى و راحت براى تو فراهم آورده ، اين آگاهى باعث و مورث سه حقيقت مى شود ، باعث
مى شود كه در تمام جوانب حيات نسبت به حضرت او حال خضوع گرفته ، و در برابر امر و نهى او تكبر نكنى ،
و نيز موجب مى گردد كه در خلوت و آشكار نسبت به تمام امورت از حضرت او حيا كنى ، و علت مى شود كه در
برابر پيشگاه مقدس او سر عجز و انكسار به خاك آورى .
و عباداتت هرچند در برابر نعمت هاى او به نظرت زياد بيايد بر اثر اين آگاهى كوچك و حقير به نظر
خواهد آمد ، تا جائى كه در برابر عظمت او از عبادات خود با همه كثرتش شرمسار و خجالت زده خواهى شد .
به راستى فعل موجود ممكن و ضعيف و حقير و پست هر چند زياد باشد ، در برابر عنايت و لطف واجب چه قدر
و ارزشى دارد ؟
اى عزيز اعمالى كه از تو براى حضرت دوست صادر مى شود و به گمان تو تمام عيار است ، ممكن است داراى
عيوبى باشد كه تو راه به آن نبرد باش و از نظر تو مخفى مانده باشد ، از عطاى سلمى كه يكى از مشاهير
اهل حال است نقل شده : كه در اوايل حال نساجى داشته و از آن شغل كسب معاش مى نموده .
روزى پارچه اى به عمل آورد ، پارچه اى كه براى بافت آن وقت بسيار صرف كرده بود ، و نهايت دقت را در
آن به كار برده بود ، و اعتقاد داشت در نهايت محكمى و خوبى است .
پارچه را به بازار مى برد ، و به بزازى كه متخصص پارچه و قيمت بود ارائه مى كند ، بزاز از قميتى كه
عطا در نظر داشت كمتر قيمت مى كند ، زيرا عيوبى در پارچه بود كه بزاز به آن اشاره مى كند در حالى كه
آن عيوب از ديد عطا دور مانده بود .
عطا پس از علم به عيوب ، در وسط بازار شروع مى كند به بلند گريه كردن ، بزاز از كرده پشيمان مى شود
و به عطا مى گويد مرا ببخش به هر قيمتى كه مى خواهى از تو مى خرم ، عطا مى گويد گريه من از كمى قيمت
پارچه نيست ، بلكه از اين است كه من با وجود سعى بسيارى كه در بافت اين پارچه كرده ام و به اعتقاد
خود آن را بى عيب مى دانستم معيوب از آب در آمد و من از عيب آن غافل بودم ، شايد عمل هاى من هم مثل
اين پارچه پر از عيب باشد ، و چون روز قيامت به نظر خبير بصير برسد ، عيب هايش ظاهر گردد ، در حالى
كه من از آن غافل بودم ، و آن روز چكنم ؟!!
آيت الله بروجردى يكى از اعاظم علماى شيعه و فقهاى بزرگ مذهب بود ، شخصيت ممتاز علمى و عملى ايشان
باعث گشت كه در زمان وى حوزه قم از چنان عظمتى برخوردار شود ، كه صداى دانش و مذهب شيعه به بسيارى از
كشورها برسد .
رهبر كبير انقلاب ، مرجع آگاه حضرت امام خمينى دام ظله براى حضرت آيت الله بروجردى اهميت خاصى قائل
بودند و هستند .
نقل مى كنند يك روز عده اى از علماى بلاد در محضر آيت الله بروجردى جمع بودند ، در برابر ايشان صحبت
از خدمات ارزنده آن جناب به ميان آمد و هركسى گوشه اى از برنامه هاى پر اهميت ايشان را اعم از پربار
كردن فقه ، عظمت دادن به حوزه ، چاپ كتب علمى ، تأسيس دار التقريب ، ساختن مساجد و مدارس ، فرستادن
مبلغ به ممالك خارجى گوشزد كرد ، و آن جناب به دقت به آن مسائل گوش مى دادند ، تنها پير مرد عالمى كه
اكثراً او را نمى شناختند و معلوم بود از گوشه اى از كشور به ديدن آن جناب آمده ساكت بود .
آيت الله بروجردى به او فرمودند شما هم چيزى بگو ، ناگهان پيرمرد با حالى پر از خضوع و انكسار عرضه

/ 1004