عرفان اسلامی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

عرفان اسلامی - نسخه متنی

حسین انصاریان

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

و به قول فيض آن عارف شوريده حال :
كسى كو چشم دل بيدار دارد *** نظر پيوسته با دلدار دارد
بهرجا بنگرد چشم خدابين *** تماشاى جمال يار دارد
تماشا در تماشا باشد آن را *** كه در دل ديده بيدار دارد
دل هشيار هرجا افكند چشم *** روان چشم را بيدار دارد
تماشا باشدش پيوسته آن كو *** سرمست و دل هشيار دارد
دلى كو ميتواند عشق ورزيد *** نشايد خويش را بيكار دارد
درون شادست و خرم عاشقان را *** برون شان گرچه حال زار دارد
دلش با دوست تن با غير عاشق *** دل خرم تن بيمار دارد
چه پروا دارد از تاريكى زلف *** كه از شمع رخش انوار دارد
دو روزى فيض رامهلت ده اى عمر *** دلش با عشق بازى كار دارد
براى ايجاد شدن يك نفس مى دانيد بايد چه نعمت هاى عظيمى به كار بيفتد ، تا انسان بتواند يك نفس راحت
بكشد .
زمين بايد به دور خورشيد بگردد تا فصول مهيا شود ، به دور خود بگردد تا شب و روز معتدل بوجود آيد ،
آفتاب بايد بر زمين بتابد ، تا قسمتى از آب ها تبخير گردد ، تا گياهان و درختان برويند ، تا
موجودات زنده به حيات خود ادامه دهند ، تا ميكرب ها و ويروس هاى مضر نابود شوند ، تا عمل كربن گيرى
بوسيله هزاران ميليارد گياه و درخت انجام گرفته ، اكسيژن زمين تأمين گردد ، تا بين اكسيژن و ازت
تعادل حاصل شود ، و پس از آن ميليياردها سلول در بدن بايد فعاليت هماهنگ كنند ، تا دستگاه تنفس
بتواند كار كند ، و بشود يك نفس كشيد ، شما تفصيل اين فعل و انفعالاتى كه يك هزار مش گفته نشد اگر
بخواهيد در كتب مربوطه ببينيد ، بايد يك كتابخانه عظيم را از اول تا آخر مطالعه كنيد تا ماهيت يك نفس
كشيدن براى شما روشن شود ، آنگاه به اين معنى پى ببريد ، كه براى هر نفس ميلياردها عدد نعمت بكار
گرفته مى شود ، پس براى نفس ميلياردها بار شكر لازم است و براى هر شكرى نيز شكرى واجب ، و در اين
آفرينش كدام قدرت است كه از عهده شكر آن حضرت برآيد ؟!!
ما اگر بخواهيم نسبت به مسئله شكر حق انصاف دهيم ، بايد بگوئيم نسبت به يك نعمت حق كه به نظر ما ساده
مى آيد اداى شكر نكرده ، و حقى بجا نياورده ايم .
شكر معلول معرفت نعمت است و ما بخصوص براى كدام يك از نعمت هاىالهى قدم معرفت برداشته ايم ، تا پس
از آگاه شدن به موقعيت نعمت در زندگى خويش به اداى شكر برخيزيم ؟!!
به قول عاشق عارف حضرت الهى :
گر اين بود عمرى كه از دست ما شد *** دريغا كه يكسر بباد فنا شد
دريغا كه سرمايه زندگانى *** هدر گشت و بر باد رفت و هبا شد
بباطل گذشته است ايام عمرى *** كه بى ياد حق رفت و صرف هوا شد
ببازيچه بگذشت دور جوانى *** فغان كين چنين گوهرى بى بها شد
زچرخ اى جوانان دوران بپرسيد *** كه دور جوانى پيران كجا شد
گلى بر شد از باغ و از جور دوران *** گرفتار بيداد خار جفا شد
گلى ناگشوده پى خنده لب را *** كه گريان بر او بلبل خوش نوا شد
گلى چهره بنمود و خنديد و خُرّم *** دو روزى زالطاف باد صبا شد
بگرييد روز ديگر ابر بر وى *** چو ديدش بباد خزان مبتلا شد
پى سود و سوداى اوهام عالم *** زكف رايگان گوهرى پر بها شد
برفت از كفت قيمت وقت ارزان *** تو واپس نگر نقد عمرت چه ها شد
خيالى بجا مانده اكنون زعمرى *** كه صرف خيالات چون و چرا شد
رود عمر و ماند بجا حسرت و غم *** بر آن دل كه غافل زياد خدا شد
خوشا حال جانى كه با ياد جانان *** بسر برد و با شوق او زين سرا شد

/ 1004