عرفان اسلامی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

عرفان اسلامی - نسخه متنی

حسین انصاریان

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

كمتر مى شود ، و هو آن قدر به درون ريه ها جريان مى يابد تا فشار داخل ريوى مجدداً با فشار جو برابر
گردد ، به تدريج كه حجم قفسه سينه بر اثر انقباض عضلات دمى كاهش مى يابد و ريه هاى ارتجاعى روى هم
مى خوابند فشار داخل ريوى از فشار جو بيشتر مى شود و هو آنقدر به خارج جريان مى يابد تا فشار داخل
ريوى مجدداً با فشار جو برابر گردد و در اينجا دوره تنفسى تكميل مى شود .
عاملى كه اهميت زيادى در پر كردن ريه ها از هوا دارد ، كشش سطحى است ، هر دو سطح مرطوب به علت كشش
سطحى به طور محكم به يك ديگر مى چسبند ، كشش سطحى سبب مى شود كه دو لايه جنب (لايه اى كه ريه را
مى پوشاند و لايه اى كه قفسه سينه را مفروش مى كند) هنگام بزرگ شدن قفسه سينه از يك ديگر جدا نشوند
و بنابراين ريه ها را وادار به اتساع مى كند ، يعنى ريه ها بايد از حركات قفسه سينه پيروى كنند .
كشش سطحى همچنين در سطوح مرطوب داخلى ريه ها اعمال مى شود و در نتيجه اين سطوح تمايل پيدا مى كنند
كه به يكديگر چسبيده و اتساع حبابچه ها را محدود كنند .
از اثر اين چسبندگى توسط وجود يك ماده ليپوپروتئينى موسوم به ماده كاهش دهنده فشار سطحى يا سرفكتنت
كه كشش سطحى بين سطوح مرطوب بافت ريه را كاهش داده و به اين ترتيب اجازه مى دهد حبابچه ها با سهولت
نسبى متسع شوند جلوگير مى شود .
هدف نهائى دستگاه تنفس رساندن هواى تازه به حبابچه ها براى انتقال اكسيژن آن به خون از يك طرف ،
و خارج كردن هواى مصرف شده از طرف ديگر است .
مبادله هوا در سطح حبابچه اى تهويه آلوئولى ناميده مى شود ، البته تمام هوائى كه وارد مجارى تنفسى
مى شود به حبابچه ها نمى رسد و قسمت بزرگى از آن فقط مجارى تنفسى را كه براى انتقال هوا و نه براى
مبادله گازها بين هوا و خون بوجود آمده اند پر مى كند .
يك همگامى زياد براى انجام انقباض عضلات تنفسى در زمان مناسب و به ميزان متناسب براى برآوردن
احتياجات متغير بدن به اكسيژن مورد لزوم است . يك مركز تنفسى لازم است تا فعاليت عضلات تنفسى را با
يك ديگر مربوط سازد و چنين مركزى شامل قسمت هاى دمى و بازدمى در پياز مغز تيره قرار گرفته است .
مركز تنفسى مى تواند تحت تأثير امواج عصبى قسمت هاى مختلف دستگاه عصبى و امواج عصبى صادره از هر
نقطه بدن و همچنين توسط تركيب شيميائى و درجه حرارت خونى كه از آن مى گذرد قرار گيرد ، به عبارت
ديگر تنفس ، هم توسط عوامل عصبى ، و هم توسط عوامل شيميائى كنترل مى شود .
مى توان كنترل عصبى تنفس را به عنوان يك عامل تنظيم كننده در نظر گرفت زيرا دستگاه تنفس را قادر
مى سازد كه احتياجات متغير بدن را برآورده سازد ، از طرف ديگر مى توان كنترل شيميائى را به عنوان يك
پايه اصلى در نظر گرفت زيرا شخص را مجبور مى سازد كه با وجود كوششى كه براى كنترل تنفس به طور ارادى
به عمل مى آورد ، به تنفس ادامه دهد و اين عامل حتى هنگامى كه كنترل عصبى مثلا در هنگام خواب به
حداقل مى رسد تنفس را ادامه دهد .
مدت زيادى فيزيولوژيست ها تصور مى كردند ، يك مركز تنفسى در پياز مغز تيره وجود دارد كه مسئول
ارسال ريتميك امواج عصبى از راه اعصاب حركتى عضلات تنفسى است و بنابراين مركز كنترل تنفس است .
امروزه ما مى دانيم كه مراكز مهم ديگرى كه با مركز تنفسى پياز مغز تيره مربوط هستند نيز براى تنفس
طبيعى ضرورى اند .
امروزه اين موضوع مورد قبول عموم است كه سه مركز عمده وجود دارند كه مى بايستى براى همگام كردن
انقباض و انبساط عضلات تنفسى با يك ديگر همكارى كنند و به اين ترتيب تجديد هواى تازه و دفع هواى
مانده از ريه ها را تأمين كنند .
اين سه مركز عمده عبارتند از :
1 ـ مركز پياز مغز تيره كه مى تواند حركات دمى و بازدمى را به طور ريتميك با توالى مناسب پيش ببرد ،
اگرچه اين حركات نمودار آنچه ما حركات طبيعى مى ناميم نيستند .
2 ـ مركز آپنوستيك كه در پل مغزى قرار داشته و در صورتى كه تحت تأثير ساير مراكز قرار نگيرد سبب
اسپاسم دمى مداوم يا آپنوز مى گردد .
3 ـ مركز پنوموتاكسيك كه آن نيز در پل مغزى قرار گرفته و با همراهى اعصاب واگ براى قطع دوره اى امواج

/ 1004