عرفان اسلامی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

عرفان اسلامی - نسخه متنی

حسین انصاریان

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

اسلام است .
به تدريج كه زمين يا قطعات پراكنده آن شروع به سرد شدن كرد ، اختلاط عناصر شروع گرديد و هسته مركزى
زمينى كه ما امروز آن را مى شناسيم آغاز شد .
اكسيژن و هيدروژن نمى توانستند با هم مخلوط شوند ، تا آنكه حرارت زمين به چهار هزار درجه فارنهايت
رسيد و آن وقت اين دو عنصر به سرعت با يكديگر مخلوط شده و از تركيب خود آب را بوجود آوردند .
آنچه ما امروز به تحقيق مى دانيم اين است كه در اين دوره از تكوين زمين ، هواى محيط آن بايستى فوق
العاده غليظ و سنگين بوده باشد .
همه درياها در آسمان بودند و كليه عناصرى كه با يكديگر تركيب شده بودند ، در جو هوا پراكنده بودند .
آب كه در هواى خارج زمين تشكيل شده بود به سمت زمين روانه شد ، اما چون هواى محيط زمين به مراتب
گرم تر و سوزان تر از هواى چند هزار كيلومتر خارج از زمين بود ناچار آب تا به مجاورت آن مى رسيد
تبخير مى شد و چيزى از آن به سطح كره زمين نمى رسيد ، به تدريج كه هواى زمين سردتر مى شد ، دريائى
كه در هوا معلق بود به طرق زمين سرازير مى شد(1) ، و آن وقت سيلاب هاى مهيبى كه جارى مى گرديد از قوه
تصور و تخمين ما خارج بود ، تا مدت چند ميليون سال انقلابات جوّى و طوفان هاى عظيم بر سطح كره زمين
غوغا مى كرد و در گير و دار اين رستاخيز عجيب گاز اكسيژن با مواد ديگرى كه قشر خارجى زمين را تشكيل
مى داد تركيب مى شد و از آن جمله با گاز هيدروژن زمين مخلوط شد و تشكيل درياها را داد .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ به آيات 14 تا 16 سوره عمّ و خطبه اول نهج البلاغه مراجعه كنيد .
يقيناً مقادير هنگفتى از گاز هيدروژن تا قبل از سرد شدن زمين از تحت تأثير جاذبه زمين فرار كرده و از
محيط آن در رفته است و گرنه حجم آب در كره ما به قدرى زياد مى شد كه تمام سطح زمين را تا ارتفاع چندين
كيلومتر فرا مى گرفت .
محتمل است كه در حدود يك ميليارد سال پيش انقلابات و طوفانهاى كره ما آرام شده و در نتيجه وضع فعلى
سطح كره زمين سخت و درياها و هوا به صورتى كه امروز ديده مى شود پديد آمده است .
تركيب و اختلاط عناصر به قدرى كامل انجام گرفته است كه باقيمانده آنها يعنى هوا ـ شامل اكسيژن
و نيتروژن ـ فقط يك قسمت از يك ميليون و نيم كليه وزن زمين را تشكيل مى دهد .
اما چرا همه اين گازها جذب نشده و از محيط زمين بيرون نرفته است ؟ يا چرا تناسب مقدار آنها خيلى بيش
از ميزان فعلى نشده است ؟ زيرا در هريك از آن دو صورت حيات انسانى غير مقدور مى شد ، و به فرض آن هم
كه در زير چنان فشار سهمگينى حيات بوجود مى آمد تازه انسان به شكل و هيئت كنونى تكوين نمى شد ، در
اين باره ما بيشتر بسط مقال نمى دهيم ، فقط متذكر اين نكته مى شويم كه در اين جابجا شدن عوامل طبيعى
منتهاى دقت و ريزه كارى به كار رفته است .
مثلا اگر قشر خارجى كره زمين ده پا كلفت تر از آنچه هست مى بود ، اكسيژن يعنى ماده اصلى حيات وجود
پيدا نمى كرد ، يا هرگاه عمق درياها چند پا بيشتر از عمق فعلى بود آن وقت كليه اكسيژن و كربن زمين
جذب مى شد و ديگر امكان هيچ گونه زندگى نباتى يا حيوانى در سطح خاك باقى نمى ماند .
به احتمال قوى كليه اكسيژن موجود را قشر زمين و آب درياها جذب كرده ، و انسان براى نشو و نماى خود
بايد منتظر بنشيند تا نباتات برويند و از پرتو وجود آنها اكسيژن لازم به انسان برسد .
با حسابهاى دقيقى كه به عمل آمده معلوم شده است ، اكسيژن براى تنفس انسانى از منابع مختلف ممكن است
بيايد ، اما نكته مهم آن است كه مقدار اين اكسيژن درست به اندازه اى كه براى تنفس ما لازم است در هوا
پخش شده . اگر هواى محيط زمين اندكى از آنچه هست رقيق تر مى بود اجرام سماوى و شهابهاى ثاقب كه هر
روز به مقدار چند ميليون عدد به آن اصابت مى كنند ، و در همان فضاى خارج منفجر و نابود مى شوند ،
دائماً به سطح زمين مى رسيدند ، و هو گوشه آن را مورد اصابت قرار مى دادند .
اين اجرام فلكى به سرعت هر ثانيه از شش تا چهل ميل حركت مى كنند و به هر كجا برخورد كنند ايجاد
انفجار و حريق مى نمايند .
اگر سرعت حركت اين اجرام كمتر از آنچه هست مى بود ، مثلا به اندازه سرعت يك گلوله بود همه آنها به

/ 1004