عرفان اسلامی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

عرفان اسلامی - نسخه متنی

حسین انصاریان

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

مقدس كبرياست .
امروز با تمام قواعد علمى ثابت شده كه هر قدر محيط مناسب و مساعد به حال حيات باشد ممكن نيست بتواند
ايجاد حيات نمايد ، همچنين با هيچ نوع امتزاج و تركيب مواد شيميائى نمى توان جرثومه حيات را بوجود
آورد . قبلا گفتيم در آغاز ظهور حيات در كره زمين اتفاق عجيبى رخ داده است كه زندگى موجودات زمين اثر
فوق العاده داشته است .
يكى از سلول ها داراى اين خاصيت عجيب شده كه به وسيله نور خورشيد پاره از تركيبات شيميائى را تجزيه
كند و از نتيجه اين عمل مواد غذائى براى خود و ساير سلول هاى مشابه تدارك نمايد .
اخلاف و نوادگان يكى از اين سلول هاى اوليه غذائى كه توسط مادرشان تهيه شده بود تغذيه كردند و نسل
حيوانات را بوجود آوردند ، در حالى كه اخلاف سلولى ديگر كه به صورت نبات درآمده بود رستنى هاى عالم
را تشكيل داده و امروز كليه مخلوقات زمينى را تغذيه مى نمايد .
آيا مى توان باور كرد كه فقط بر حسب اتفاق يك سلول منشأ حيات حيوانات و سلول ديگر ريشه و اصل نباتات
گرديده است !!
به قول الهى آن عارف وارسته در اين كه در آئينه وجود موجودات فقط او پيداست :
تو مهر و ماه بينى من رخ يار *** تو شام تار و من گيسوى دلدار
تو گل بينى و من روى گل آرا *** تو سنبل من خم آن زلف طرار
تو بينى روز و شب من روى و موئى *** كزان نقشى است روز و شب نمودار
من و مستى از آن چشم خمارين *** تو و صهباى تاك و كوى خمار
از آن شب نزد من باشد به از روز *** كه چون گيسوى يار آمد شب تار
به عالم جز رخ زيباى دلبر *** نمى بينم به چشم دل پديدار
به هشيارى نگر در نرگس مست *** كه گردد مست او هر چشم هشيار
جهان در چشم هشياران عالم *** بود آئينه حس رخ يار
ز دام تن رهان سيمرغ جان را *** كه گيرد آشيان در طرف گلزار
نكوئى كن به خلقان از بد و نيك *** الهى گر نشان دارى از اخيار
نكته جالب توجه تعادل بسيار دقيق و عجيبى است كه بين حيات حيوانى و نباتى برقرار شده است .
تقسيم سلول ها بين نبات و حيوان يك موضوع بسيار عمده و اساسى براى اصل حيات است و بدون آن ادامه
حيات غير مقدور مى شد ، به اين معنى كه اگر حيات منحصر به حيوانات بود ، اكسيژن زمين تماماً مصرف
مى شد ، و اگر منحصر به نبات بود همه اسيد كاربونيك زمين به كار مى رفت و نتيجه اين قضيه مرگ
و تباهى هر دو طبقه از جانداران مى بود .
قبلا اشاره شد كه در آغاز پيدايش زمين اكسيژن به صورت آزاد در هواى محيط وجود نداشت و كليه
اكسيژن هاى زمين در قشر خارجى آن و در آب دريارها و درون اسيد كاربونيك نخفى وشناور بود .
بنابراين كليه اكسيژنى كه ما امروز مصرف مى كنيم از پرتو وجود نباتات در دسترس ما گذاشته شده است ،
زيرا به طورى كه مى دانيم نباتات اسيد كاربونيك مصرف مى كنند و اكسيژن بيرون مى دهند ، از اين
عجيب تر آن كه در هر دو عالم حيوانى و نباتى از همان روزى كه حيات آغاز گرديد جنس نر و ماده بوجود
آمد .
*( سُبْحَانَ الَّذِي خَلَقَ الأَزْوَاجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الأَرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ
وَمِمَّا لاَ يَعْلَمُونَ )(1) .*
تا بدين وسيله هر طبقه از موجودات موافق خصائص و سنن خود توليد مثل نمايند و نسل آنها ادامه يابد .
ظاهراً دستجات سلول ها اگر در مجاورت همديگر قرار گيرند بهتر مى توانند زيست كنند و از همين رو
شروع كردند به اختلاط و امتزاج با يكديگر در دسته هاى دوتائى و چهارتائى و صدتائى و هزارتائى
و عاقبت در گروه هاى چند ميليونى .
براى هر سلول واحدى تكليف و وظيفه تعيين شده بود و همين كه افراد به انجام وظايف خود شروع كردند ،
دستجات سلولها نيز به انجام همان تكاليف پرداختند .

/ 1004