عرفان اسلامی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

عرفان اسلامی - نسخه متنی

حسین انصاریان

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

چگونه مولكول هاى اجسام شيميائى در ساختمان پيچيده و موقتى سلول ها سهم مى گيرند و زندگى خود را
نگه مى دارند ؟
چگونه ژنهاى موجوده در هسته سلول هاى جنسى خصائص ارثى را مشخص و نمودار مى كنند ؟
سلول ها با اجتماعات خود چگونه اشكال بافتى و اندامى را بوجود مى آورند؟
گوئى اينها نيز مانند زنبور عسل ، و مورچه وظيفه اى را كه در اجتماع به عهده دارند از پيش مى دانند
ولى طرقى را كه آنها براى ايجاد يك بدن پيچيده و در عين حال ساده به كار مى برند نمى شناسيم .
ماهيت حقيقى عمر انسانى يعنى زمان روانى و زمان فيزيولوژيكى چيست ؟ اگرچه مى دانيم كه تركيبى از
بافت ها و اندام ها و هومورها و نفس عاقله هستيم ، ولى چگونگى روابط اعمال روانى با سلول هاى مغزى
بر ما پوشيده است و ما حتى به فيزيولوژى سلول هاى مغزى آشنائى نداريم .
در چه حدودى اراده مى تواند در تغيير وضع موجود مؤثر باشد ؟ چگونه حالت اعضاء بر روحيه تأثير
مى نمايد ؟ خصائص عضوى و روانى كه هركس از پدر و مادر خود به ارث مى برد ، چطور با شرايط خاص زندگى
محيط و تحت تأثير مواد شيميائى اغذيه و آب و هوا و اصول فيزيولوژيكى و اخلاقى تغيير مى كند ؟
ما هنوز براى شناسائى روابطى كه بين رشد استخوان ها و عضلات و اندامها با فعاليت روانى و معنوى ما
در كار است ناتوانيم و همچنين عامل تأمين كننده تعادل دستگاه عصبى و مقاومت در برابر بيماريها
و خستگى را نمى شناسيم .
اهميت نسبى فعاليت هاى فكرى و اخلاقى و جمالى و عرفانى تا چه اندازه است ؟
شكل خاصى از انرژى كه موجود تلپاتى مى گردد كدام است ؟ بلاشك بعضى عوامل بدنى و روانى وجود دارند كه
بدبختى و نيك بختى هركس وابسته به آنهاست ولى اين ها براى ما مجهول است .
به خوبى واضح است كه مساعى تمام علومى كه انسان را مورد مطالعه قرار داده اند ، به جائى نرسيده است
و شناسائى ما از خود هنوز نواقص زيادى دربر دارد .
عزيزان اين است صفحه هستى و وجود ما ، كه دانشمندان جهان از توضيح و تشريحش عاجزند ، چرا ؟ چون
دنيائى است فوق العاده وسيع كه فقط خالق آن از تمامى نواحى وجود آن آگاه است ، و اين كارگاه عظمت را
با نعمت هاى ديگر در اختيار ما قرار داده كه ما د رتمام شئون زندگى بنده او باشيم و اين بندگى در
حقيقت شكر ما نسبت به عنايت او باشد .
بيائيد بر عمر گذشته تأسف خورده ، و از اين كه نعمت با عظمت حيات را در راه غير محبوب مصرف كرده ايم
زار زار بناليم ، و شبى در گوشه خلوت زانوى غم بغل گرفته و به اين مناجات كه سوز دل فقيرى دل شكسته
است زبان را طراوت دهيم :
دل ز گنه تيره و افسرده شد *** گلشن جانم همه پژمرده شد
رفت ز كف عمر گرانمايه ام *** لحظه مرگ آمده بى مايه ام
روز و شب و سال و مهم شد تباه *** حاصل عمرم نبود غير آه
كو عمل صالح و ايمان من *** كو دل من رفت كجا جان من
از چه اسيرم به كف ديو و دد *** از چه گناهم شده بيرون ز حد
از چه شدم غرق به درياى نفس *** واى من و واى دل و واى نفس
اى تو مرا چشمه فضل و كرم *** سايه لطفت ز وفا بر سرم
خالق من داور من يار من *** هر نفس اى دوست تو غمخوار من
ساتر من نور دل و جان من *** فيض عميم من و جانان من
اى تو مرا رب غفور و ودود *** اى ز تو برپا شده بود و نبود
اى كرمت نور چراغ وجود *** مرحمتت شامل غيب و شهود
گر تو نگيرى ز من خسته دست *** پشت وجودم همه خواهد شكست
اى ره من عشق من و دين من *** در دو جهان مهر تو آئين من
كن نظرى بر من مسكين زار *** تا كه شود نيك مرا روزگار
-خلقت انسان-

/ 1004