عرفان اسلامی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

عرفان اسلامی - نسخه متنی

حسین انصاریان

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

حسين كه به صورت دعا القا شده برابر است ، و در ضمن آگاه شويد كه روح عرفان و حال ريشه در شناخت صنع
حق و عنايات و محبت هاى حضرت حق به انسان دارد ، و اگر انسان بى خبر از خالقيت حضرت دوست باشد
و ادعاى عرفان كند ، اين عرفان نيست بلكه ادعاى باطل است ، ممكن است انسان بى خبر از محبت هاى حق
زندگى كند و عارف باشد ؟! عارف واقعى كسى است كه در حد خودش از خلقت وجودش و نعمت هائى كه در ارتباط
با وجود اوست آگاه باشد ، و بداند حضرت حق در حق او چه كرده ، در اين صورت است كه عشق حق در دل او تجلى
كرده و با تمام هستى به عبادت و اطاعت حق كشيده مى شود و حاضر نيست لحظه اى از ياد دوست غافل شود ،
و حاضر نيست آنى از حضرت يار جدا گردد ، مگر مى توان به اين همه عنايت حق آگاه شد و از او غافل
ماند ؟!!
الهى آن عارف مست كه خود از قسمتى از مسائل طبيعى خلقت آگاه بود ، و بر اساس اين آگاهى از همه روى
گردانده و فقط به حضرت جانان روى داشت به انسان التماس مى كند كه بيار و آگاه شو ، و بدان كه هرچه
هست و هرچه دارى فقط و فقط از اوست :
دلا به عهد عاشقى وفا كن *** زهر دو كون روى با خدا كن
زشوق روى دوست ناله ها كن *** زهرچه غير اوست دل رها كن
خداى را شبى به آه و زارى *** بخوان زشوق و چشم اشكبارى
صافى دل طلب شبان تارى *** روان به نور عشق با صفاكن
برفت كاروان جرس فغان زد *** نواى اَلفراق ناگهان زد
خزان سپه بطرف گلستان زد *** چو گل زخواب ناز ديده واكن
تو اى روان تجلى خدائى *** زملك عشق و عالم صفائى
چرا به دام خاك مبتلائى *** بخاكِ پاىِ دوست دل فدا كن
قسم بجام باده اَلَستى *** كه سر فكن براه عشق و مستى
قسم بپادشاه ملك هستى *** كه دل زمهر اين جهان رها كن
فسانه اى است اين جهان فانى *** نشانه اى زملك جاودانى
عيان زحسن شاهد نهانى *** خدا بجو و ترك ماسوا كن
فسانه اى است دنيى و فسونى *** تصوريست دانش و فنونى
تخيلى است شهوت و جنونى *** بكوش و دل از اين و آن رها كن
قسم به سرو فامت بلندت *** بحلقه حلقه زلف چون كمندت
ببرق سير رفرف سمندت *** كه يك حجاب از آن محال واكن
به حال عاشقان بتا وفائى *** اگر وفا نمى كنى جفائى
نياز ما نگاه دلربائى *** چو نرگس آن دو چشم ناز واكن
قسم به فرّ حسن رويت اى دوست *** قسم برهروان كويت اى دوست
قسم به طرّه نكويت اى دوست *** كه يك نظر زلطف سوى ما كن
به آفتاب و ماه و روز و شامت *** به آن رسول عشق نيك نامت
به آن فرشته كآورد پيامت *** كه بوسه اى زلعل لب عطا كن
بجان خستگان زعشق رويت *** بحال دل شكستگان بكويت
بعهد بستگان به تار مويت *** نظاره اى بحال بى نوا كن
قبل فهرست بعدعرفان اسلامي جلد3
--------------------
قبل فهرست بعد
-نعمت خلقت انسان در آئينه كلام حضرت سيد الشهدا-
پسران غالب اسدى روايت كرده اند ، كه پسين روز عرفه در عرفات در خدمت امام حسين (عليه السلام)
بوديم ، آن جناب از خيمه خود با گروهى از اهل بيت خود بيرون آمدند در حالى كه عده اى شيعيان همراه
حضرت بودند ، با نهايت ذلت و خشوع در جانب چپ كوه ايستادند ، و روى مبارك به سوى كعبه كردند ،

/ 1004