عرفان اسلامی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

عرفان اسلامی - نسخه متنی

حسین انصاریان

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

و دست ها را برابر رو برداشتند مانند مسكينى كه طعام طلبد در حالى كه در نهايت زارى در پيشگاه حضرت
دوست بودند عرضه داشتند :
سپاس خدائى را سزاست كه براى حكمش جلوگيرى نيست ، و نسبت به عطايش مانعى وجود ندارد ، و همانند
صنعت او صنعتى يافت نمى شود ، اوست جواد واسع ، بوجود آورده اجناس پديد شده را و به حكمتش استوار
ساخت مصنوعات را ، دسته پيش قراول از نظر او مخفى نيست ، امانت ها نزد او ضايع نگردد ، پاداش دهنده
هر كارگرى است ، و فراهم آورنده زندگى هر قانعى .
بر هر نالان مهربان است ، نازل كننده منافع و كتاب جامع به نور درخشان است ، دعاى دعاكنندگان را
مى شنود ، گرفتاريها را رفع مى كند ، درجات اهل استحقاق را بالا مى برد ، جباران را ريشه كن
مى كند ، جز او معبود حقى نيست و چيزى با او برابرى نمى كند ، و به مانندش نيست ، او شنوا
و بيناست ، لطيف و آگاهست ، و بر هر چيزى تواناست .
پروردگارا من به تو مشتاقم ، و به ربوبيت تو گواهم ، اعتراف دارم كه تو پروردگار منى ، و بازگشتم
به سوى تو است ، پيش از آن كه چيزى باشم به نعمتت وجودم را آغاز كردى از خاكم آفريدى و در پشت پدرها
ساكنم نمودى در حالى كه از شائبه مرگ آسوده ام داشتى ، گردش دوران و آفات سالها به لطف تو در من اثر
سوئى نداشت ، و پى در پى كوچ كردم از پشتى به رحمى در ايام گذشته و قرنهاى ره سپر ، به خاطر لطف
و احسانى كه به من داشتى مرا به جهان نياوردى ، در دورانى كه پيشوايان كفر كه پيمانت را شكستند
و رسولانت را تكذيب كردند ، حاكم بودند ، ولى به مهر خود مرا به جهان آوردى در روزگارى كه به علمت
گذشته بود براى هدايت من ، كه طريق آن هدايت را براى بنده ات ميسر كردى ، در دوران هدايت مرا پرورش
دادى و پيش از آن به من مهر و محبت ورزيدى ، با من به خوش رفتارى و نعمت شايانت معامله كردى .
آفرينشم را از قطره منى كه ريخته شود پديد آوردى ، و جانم دادى در سه تاريكى ميان گوشت و پوست
و خون ، مرا شاهد و گواه آفرينشم نكردى ، و كارى از خلقت من به عهده من نگذاشتى ، سپس مرا به خاطر
هدايتم به دنيا آوردى ، در حالى كه آفرينشم تمام و درست بود ، در حال خردى و كودكى در گهواره
نگهداريم كردى ، و از شير گوارا روزيم دادى ، دل دايه ها را به من مهربان نمودى ، مادران را كفيلم
كردى ، و از بلاهاى شبانه جان حفظم نمودى ، مادران را كفيلم كردى ، و از بلاهاى شبانه جان حفظم
نمودى ، و از زيادى و كاستى نگاهم داشتى ، اى مهربان بخشنده برترى تو ، برنامه ام را با لطف به پيش
بردى ، تا زمانى كه آغاز سخن كردم ، به فراوانى نعمتت را بر من تمام كردى ، به فزونى در هر سال
آن چنان پرورشم را به عهده گرفتى ، تا كامل گرداندى فطرتم را و اعتدال توانم رسيد ، حجت تو بر من
واجب آمد براى آن كه شناخت و معرفت خود را به من الهام كردى ، به عجايب حكمت خويش به هراس اندرم
نمودى ، به آنچه در آسمانت و زمينت از نقشه هاى خلقت آفريدى بيدارم كردى ، و براى شكر و ذكر خودت
آگاهم ساختى .
طاعات و عبادات را بر من واجب ساختى ، آنچه رسولانت آوردند به من فهماندى ، پذيرش مرضاتت را بر من
هموار كردى ، و در همه اينها به من منت نهادى به عون و لطفت ، اى معبودم چون مرا از خاك آفريدى تنها
يك نعمت را بر من نپسنديدى ، بلكه از انواع معاشم روزى دادى ، و اصناف و انواع ابزار زندگيم دادى ،
به منت بزرگ و بزرگترت بر من و احسان قديمت به اين عبد ، تا چون همه نعمتى را بر من تمام كردى و هر
نقمتى را از من باز گرداندى ، نادانى و جراتم بر تو مانع نشد كه دلالتم كنى به آنچه مرا به تو نزديك
مى كند ، و توفيق دهى مرا به آنچه تو را راضى سازد ، اگر دعا كردم اجابت كردى ، اگر خواهش نمودم عطا
فرمودى ، و اگر فرمانت را بردم از من قدردانى كردى ، و اگر شكرت را بجا آوردم نعمتت را بر من فزونى
دادى ، همه اين ها پيرو كامل كردن نعمت هايت بود بر من و احسان و محبتت به اين عبد ، منزه و منزهى
كه آغاز كننده و برگرداننده اى ، ستوده و بزرگوارى ، نامهايت مقدس است و مهربانيهايت بزرگ است
معبودا كدام نعمت تو را در آمار و به ياد بشمارم يا كدام عطايت را توانم شكر كنم ، اى محبوب من
نعمت ها و عطاهايت بيش از آن است كه شمارندگان بتوانند بشمارند ، يا در دسترس علم حافظان باشد ، پس
از اين هم آنچه گردانيدى و دفع كردى از من اى خدا از زيان و سختى بيشتر است از آنچه پديد است برايم از
عافيت و خوشى .

/ 1004