عرفان اسلامی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

عرفان اسلامی - نسخه متنی

حسین انصاریان

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

دستبوس شاه و پابوس امير *** روى بوس آن نگار دلپذير
سر بسر تأثير رسم طاعتست *** رسم طاعت را چنين خاصيت است
خود نتيجه صورت طاعات تست *** مزد طاعتهاى بى نيات تست
قيمت كالاى روى اندود تست *** اجرت سعى غرض آلود تست
ميوه بيد و صنوبرهاى تست *** سود سوداهاى پر صفراى تست
آمدى اين دستمزد پاى تست *** اين جواب لفظ بى معناى تست
اين بهاى آن مبارك مژده است *** اين گلاب آن گل پژمرده است
هيچ كارى نزد ما بى اجرا نيست *** هيچ صبحى نه كه او را فجر نيست
گرچه كالاى تو بس نابود بود *** ليك نزد ما كجا مردود بود
خويشتن را وانمودى آن ما *** آن ما كى رفته بى احسان ما
گر نه از ما بودى اما اى فتى *** پيش مردم خويش را خواندى زما
هين بگير اين مزد صورت كاريت *** اين ثواب و اجر ظاهر داريت
در غوغاى پر از آرايش ظاهرى دربار ، چشم ديگر خاركن باز شد ، جمال دوست در آئينه دلش تجلى كرد ، با
قدم اراده و عزم استوار ، پاى از دربار بيرون گذاشت و از كنار آغوش آن پرىوش كناره گرفت و براى
آراستن وجودش به علم و عمل واقعى به سوى زيباى مطلق عالم بحركت آمد .
وقتى نماز ميان تهى ، و الفاظ بى معنا ، و نيت آميخته با شائبه ريا ، اينگونه براى حل مشكل مدد
كند ، نماز واقعى ، و عبادات خالصانه ، و طاعت بى ريا چه خواهد كرد ؟
-با چهل روز نماز به مقام ملكوتى رسيد-
كنار مرقد مطهر حضرت ثامن الائمه ، نيازمند به مسجدى آبرومند ، جهت عبادت زائران و طاعت مطيعان ،
و تدريس مدرسان بود .
قرعه اين فال الهى به نمام خانمى ديندار و آگاهى دلسوز ، موسوم به گوهرشاد خانم همسر شاهرخ ميرزا
افتاد .
او تمام خانه ها و زمين هاى اطراف را جهت ساختن مسجد خريد ، تنها يك پيرزن حاضر نشد محل مسكونى خود
را بفروشد در حاليكه منزل او وسط مسجد مى افتاد ، گوهرشاد خانم از خريد آن منصرف شد ، زيرا
نمى خواست در ساخته شدن مسجد به احدى كمترين ظلمى شود .
پس از ساخته شدن مسجد ، آن پيرزن هم خانه خود را بعنوان محل عبادت وقف كرد و ساليان دراز در وسط مسجد
گوهرشاد به نام مسجد پيرزن تجلى داست . از طرفى دستور داد ، در آوردن مصالح ساختمانى ، كسى حق ندارد
حيوان باركشى را تند براند ، يا با تازيانه و چوب بزند ، علاوه دستور داد در مسير آورده شدن مصالح
ساختمانى جهت حيوانات باربر ، آب و علوفه بگذارند ، و به معماران و استادكاران دستور داد با
كارگران و زيردستان در كمال محبت رفتار كنند و به زيردستان خود در برنامه كار تحكم نكنند و سعى
كنند كارگران را در كميت كار آزاد بگذارند .
آرى ، براى ساختن خانه خدا ، بايد تمام جهات حقوق خدائى و مردمى را رعايت كرد به همين خاطر است كه
اين مسجد يكى از پر بركت ترين مساجد روى زمين است ، و ساعتى در شبانه روز نيست مگر اينكه خداوند
مهربان ، در آن مسجد بوسيله مردم و اولياء خدا بوسيله نماز و قرآن و دعا و تعليم و تعلم عبادت
نشود .
در هر صورت مسجد شروع شد ، گوهرشاد خانم هر چند روز يكبار جهت سركشى به ساختمان به محوطه كار مى آمد
و دستورات لازم را به معماران و استادكاران مى داد .
روزى براى سركشى ساختمان آمد ، باد مختصرى وزيدن گرفت ، گوشه چادر
خانم بوسيله باد كنار رفت . يكى از عمله ها چهره او را ديد ، دلباخته آن زن شد .
جرأت اظهار نظر براى او نبود ، زيرا بيم آن داشت كه او را اعدام كنند ، عمله و اظهار عشق به ملكه
مملكت ! !
دو سه روزى نگذشت كه عمله بيچاره مريض شد ، پرستارش تنها مادر دردمندش بود .

/ 1004