عرفان اسلامی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

عرفان اسلامی - نسخه متنی

حسین انصاریان

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

پس بر آن اقامتش شكر بسيار مى گويم ، و چون اين كمالات مذكور همه به حضرت معشوق و كمال پيدائى او
عايد بودند و حصول و ظهور اين نظر كمال نيز سبب اتحاد مذكور بود ، و اتحاد ثمره صدق و ثبات من بود
در محبت و صبر بر مقامات شدايد او ، و علامت صدق من در محبت اين شكر بسيار است كه مى گويم بر آن نعمت
اقامت مرا در مراتب و رؤيت آن نعمت ، لاجرم حضرت معشوق نيز به حكم وعده :
*) لَئِن شَكَرْتُمْ لاََزِيدَنَّكُمْ ((1) .*
مرا به مزيد بِرّ و انعام از جهت آن مخصوص گردانيد ، و اين اذن رجوع باز به مقام تفرقه كه مستلزم
كمالات بسيار است ، به جهت ارشاد طالبان و تحقق به مقام تمكين و الهام بخشيدن ، تا به شرائط و آداب
ارشاد تمام قيام نمايم ، از جمله آن انعام وبر است .
و از آداب ارشاد يكى آن است كه اينك من به آن قيام مى نمايم ، و اول درس مسترشد آن ذكر مجاهدت و تحقق
به مقامات و ثمرات آن بر وجهى كلى اجمالى تقديم كنم ، تا هم سبب تسهل تجرع مرارات ناكاميهاى سالك
شود ، در سلوك راه فنا و تحقق به آن ، و هم موجب مزيد انبعاث و قوت داعيه او گردد در آن ، چه سير
و سلوك عبارت از راه فنا رفتن است .
زيرا كه آدمى در مبدء ظهور در اين نشئات عنصرى به نعت فعال لما يريدى و مباشرت تصرفات و ظهور به صفات
كثرت منحرف ، قولا و فعلاً منعوت مى باشد و به اين سبب از عالم وحدت و عدالت دور مى افتد .
پس اولا شريعت كه معين و مبين حكم وحدت و عدالت است فى جميع الحركات قولا و فعلاص ، و ميزان آن به
فناى بعضى از آن اوصاف متكثر منحرف . بر وى حكم مى كند و به وحدت و عدالتش دلالت مى فرمايد :
و ثانياً طريقت به حكم ارادت ، به قيود زيادت مقيدش مى گرداند ، تا بعضى از آنچه شريعت به حل
و اباحت آن با او مسامحت مى كرد ، طريقت در آن مسامحت بر وى در بندد ، و به ترك و فناى افعال مباح
و حلال نيز بر وى حكم كند ، چنان كه صديق اكبر « ولى الله الاعظم ، اميرالمؤمنين (عليه السلام) »
فرمود كه :
*إنّي لاََدْعُ سَبعين باباً مِنَ الْحَلالِ مَخافَةً أنْ أقَعَ فِى الْحَرامِ .*
1 ـ سوره ابراهيم (14) : 7 .
هفتاد باب از حلال را رها مى كنم ، از ترس آنكه در حرام افتم ! ! و اين طريق فنا را منازل و مقامات
بسيار است جامع ايشان دو مقام كلى است كه مشتمل بر باقى آيد .
يكى تسويه ، و آن رجوع است از كثرت اقوال و افعال و تصرفات متكثر و ظهور به صفات منحرف ، به وحدت
و عدالت به حكم تعيين شريعت و طريقت و عزم تحقق به حقايق اسلام و ايمان .
و دوّم مقام زهد است ، و آن ترك و عدم تطلع و التفات است به هر چه رقم خلقيت و غيريت بر آن كشيده
است . اوّلاً از جواهر و اعراض دنيوى و هر خطى كه بدان متعلق است ـ و ثانياً از نعيم و حظوظ و لذات
اخروى . جواهرها و اعراضها ، با توجه و التجاء در هر چه از اينها عند الضروره بدو محتاج شود به موجد
و خالق اشياء و آخرين مقام زهد ، مقام فقر است كه خالى بودن است قلباً و قالباً و نظراً و همت از هر
چه جز حق باشد و باقى مقامات ديگر چون تسليم و محاسبه و مراقبه و تفويض و توكل و مثلها در اين دو
مقام كلى مذكور مندرجند .
چه نيكوست چشم از هر چيزى برداريم ، و محبت از هر شيئى قطع كنيم ، همه چيز را با خدا ببينيم و هر
چيزى را براى او بخواهيم ، به وادى معرفت قدم نهيم ، و در مقام تحصيل عشق او برآئيم ، كه جز اين طريق
سعادت دارين قابل كسب نيست .
عمر را بيهوده صرف نكنيم ، و نقد ايام مفت از دست ننهيم ، بازيگرى نكنيم ، و سرگرم تحصيل آنچه
منفعت ندارد نشويم ، از عبادت و طاعت و خلوص و استقامت دور نيفتيم ، و راهى جز راه خدا نرويم ، كه
بيراهه رفتن جز ضرر و خسارت محصولى ندارد .
حكيم نكته سنج ، نظامى گنجوى از باب نصيحت فرمايد :
اين چه زبان اين چه زبان دانى است *** گفته و ناگفته پشيمانى است
نقد غريبى و جهان شهرتست *** نقد جهان يك به يك از بهر توست
با همه چون خاك زمين پست باش *** وز همه چون باد تهى دست باش

/ 1004